خانوادهمحوری به جای زندگی در شیرخوارگاه
محمد سرابی | روزنامهنگار
شیرخوارگاهها دیگر شلوغ و پرهیاهو نیستند. آن ساختمانهای بزرگ که جمع بزرگی از کودکان در تمام اتاقها سرگرم جنبوجوش بودند، حالا خلوت شدهاند و صدای فریاد و بازی کودکان کمتر به گوش همسایگان میرسد. اینروزها بیشتر بچههای بیسرپرست و بدسرپرست، صاحب خانواده جدیدی میشوند و زندگی را نه در خوابگاههای بزرگ بلکه در محیط آرام و صمیمی خانوادهها تجربه میکنند. اکنون جز فرزندخواندگی، راههای مختلفی مانند بازپیوند با اقوام و زندگی موقت در خانواده میزبان پیش روی کودکان بیسرپرست و بدسرپرست قرار دارد تا مراحل رشد خود را در چارچوب خانواده طی کنند. سازمان بهزیستی در سالهای اخیر با رویکرد خانوادهمحوری، امکان زندگی کودکان بیسرپرست و بدسرپرست را نزد خانوادهها فراهم کرده است. اکنون 25هزار کودک نزد خانوادههای جدید فرزندخوانده شده و 18هزار نفر هم با والدین یا اقوام نزدیک خود زندگی میکنند.
حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی در گفتوگو با همشهری وضعیت و شیوههای سرپرستی این کودکان را شرح داد.
تابوی سرپرستی شکسته شد
تعداد بچههایی که در مراکز نگهداری گروهی کودکان حضور دارند، کمتر از بچههایی است که در جمع خانوادهها زندگی میکنند. بهگفته مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی، حدود 9500کودک در 680واحد شبانهروزی شامل شیرخوارگاه نوزادان تا گروههای سنی بالا زندگی میکنند و در مقابل 18هزار نفر براساس حکم دادگاه به شکلهای قانونی نزد خانوادههای واجد صلاحیت نگهداری میشوند. الوند میگوید: «ورودی و خروجی ما تقریبا برابر است. به همان تعداد کودک که در مراکز نگهداری میشوند، کودکانی هم هستند که به شیوههای مختلف از مجموعه تحت پوشش سازمان خارج میشوند اما دلیل کاهش کلی تعداد کودکان در شیرخوارگاهها این است که فرهنگ سرپرستی در کشور ما به نسبت دهههای گذشته بیشتر جا افتاده و تابوی پرهیز از سرپرستی شکسته شده است. نتیجه اینکه نزدیک 60درصد بچههای بیسرپرست و بدسرپرست اکنون درون خانوادهها ساماندهی شدهاند.»
اصل و شرح
صلاحیت مادران مجرد
یکی از موارد خاص سرپرستی کودکان درباره زنان مجردی است که میتوانند دختربچهها را به سرپرستی بگیرند. الوند با اشاره به مبنای قانونی این کار میگوید: «برخی زنان مجرد یا آنها که از همسر خود جدا شدهاند، پایگاه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار خوبی دارند اما بهدلیل اینکه صاحب فرزند نمیشدهاند نتوانستهاند زندگی مشترک خود را ادامه دهند. این زنان میتوانند سرپرستی کودکان دختر را عهدهدار شوند.»