سوءتفاهمی به نام توخل
آیا مردآلمانی، سرمربی مناسبی برای انگلیس است؟
با پیروزی 6بر 4مقابل فرانسه در ردهبندی جامجهانی، انگلیس برای اولینبار از جامجهانی ۱۹۶۶ روی سکوی جامجهانی رفت و توخل دومین سرمربی تیم ملی انگلیس پس از آلف رمزی شد که با شیرها در جمع ۳تیم برتر قرار میگیرد. اما آیا واقعا عملکرد او خوب بوده و این آلمانی بهترین گزینه برای هدایت سهشیرهاست؟
خیلیها اعتقاد دارند او کاملترین ترکیب را بین همه 48تیم حاضر در این رقابتها داشت. اگر خط حمله فرانسه ترسناک بود، خروسها هافبک بهدردبخور و همینطور مدافعان جایگزین نداشتند. آرژانتین منهای مسی چیزی در حد پاراگوئه بود. اسپانیا نوک حمله و وینگر چپ معمولی داشت. برزیل، ایتالیایی بازی میکرد و... اما آنچه خوبان همه داشتند، توخل یکجا داشت. او آرنولد و چند بازیکن دیگر را دعوت نکرد تا برای پست دفاع راست که بین انگلیسیها ترافیک عجیبی در این پست وجود دارد، به مشکل بخورد.
در سیستم گرت ساوثگیت به بازیکنان آزادی عمل داده میشد اما توخل میخواست آنها را در قالب سیستم جلو ببرد. همین شد که بازی برتر مقابل آرژانتین را با یک بازی یکطرفه در 20دقیقه پایانی عوض کردند؛ از زمانی که انگلیس جلو افتاد و سرمربی آلمانی هر چه تعویض دفاعی بود، انجام داد و ترکیب با 6مدافع چیده شد. او با این همه مدافع هم نتوانست از پس تاکتیک آرژانتین که بر پایه شوت از راه دور و ارسالهای بلند داخل محوطه جریمه استوار بود، برآید. انگلیس با آن همه مدافع قدبلند و 150سال سابقه در ارائه فوتبال هوایی، نتوانست مقابل آرژانتینیهای قدکوتاه مقاومت کند. سرمربی متوجه این دو روش تیم حریف نمیشد و نمیدانست مقابل این همه شوت و سانتر چه کند.
همین شد که همه و حتی ترامپ هم از او انتقاد کردند. ترامپ پس از شکست ۲ بر یک انگلیس در نیمهنهایی گفته بود: «انگلیس اشتباه کرد که هری کین را به یک بازیکن دفاعی تبدیل کرد. آنها جلو بودند، اما بهترین بازیکنشان را عقب بردند.» توخل در پاسخ به این صحبتها گفت: «واقعا میخواهید از دونالد ترامپ بهعنوان شاهد این پرونده استفاده کنید؟ ما در یک بلوک دفاعی عقب بازی کردیم و وقتی تیم عقب مینشیند، همه بازیکنان باید دفاع کنند. این بخشی از فوتبال است. اگر پذیرفتن تقصیر همهچیز را سادهتر میکند، من مقصر هستم.»
او در بازی ردهبندی هم که تنها اهمیتش رسیدن بازیکنان به رکوردهای شخصی بود، باز هم اشتباهاتی داشت. او هری کین و بلینگام را که با 6گل برای آقای گلی رقابت میکردند، روی نیمکت گذاشت و همینطور جوردن پیکفورد را که میخواست به رکورد تعداد بازی در جامجهانی اضافه کند. بلینگام در همان 10دقیقه حضور در زمین یک گل زد و یک پنالتی هم میتوانست بزند که آن را به ساکا داد تا این همبازیاش هتتریک کند. اگر او و کین در زمین بودند، جدول گلزنان دستخوش دگرگونی میشد.
اخیرا یک بازیکن سابق چلسی به نام آسپلیکوئتا که سابقه قهرمانی با توخل در لیگ قهرمانان را دارد، درباره اینکه این تیم چگونه بهترین خط دفاع را در این رقابتها داشت، گفت: «توخل چیز خاصی درباره دفاع کردن به ما یاد نداد و شگرد ویژهای وجود نداشت.» توخل در آغاز کارش در چلسی، رکوردهای دفاعی خیرهکنندهای ثبت کرد؛ در ۱۴بازی ابتدایی، تیمش ۱۲کلینشیت ثبت کرد و تنها ۲گل خورد، اما به مدافعان نمیگفت چگونه دفاع کنند و فقط بر پایه سبک استادش (رالف رانگنیک) گگن پرسینگ را در دستور کار قرار داده بود تا بازیکنان هجومی هم در دفاع شرکت کنند.
توخل هرگز مربی محبوبی نبوده. درگیریهای متعدد او با مدیریت باشگاهها و حتی برخی بازیکنان باعث شده که هیچجا محبوب نباشد. در بایرنمونیخ هم رکورد قهرمانیهای پیاپی این باشگاه را خراب کرد و در سالی که هری کین برای کسب نخستین جام عمرش به این باشگاه پناه آورده بود، نتوانست جامی بیاورد.
زندگی توخل نیز حاشیههای زیادی دارد که شاید برای سرمربی تیمی مثل انگلیس مناسب نباشد. او 4سال پیش پس از 13سال زندگی مشترک، همسرش را برای رابطه با یک زن برزیلی که از خودش 13سال جوانتر است، رها کرد. سبک گیاهخواری و بیعلاقگی به نوشیدنی کلاسیک کشورش که سبک زندگی برخی آلمانیهاست، منتقدانی داشته و ترولهایی را متوجه او کرده است که این دو اخلاق بهنظر، بهترین ویژگی رفتاری این مربی آلمانی است. یعنی با بهترین خصوصیاتش هم مورد انتقاد قرار میگیرد!
توخل حالا در واکنش به قهرمان نکردن کاملترین تیم جام، به سبک سرمربیان وطنی خودمان گفته: «من نخستین مربیای بودم که انگلیس را سوم کردم.» او احتمالا منتظر است ببیند در فینال کدام تیم شکست میخورد تا بگوید: «دیدید که فینالیستها هم شکست خوردند!»