سرنوشت عجیب «فلافل» و همدستش در ترکیه و افغانستان
بخشش غیابی یک قاتل
الهه فراهانی| روزنامهنگار
پرونده درگیری خونین در پمپبنزین خزانه که فیلم آن بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت، با بخشش قاتل اصلی که بهصورت غیابی به قصاص محکوم شده بود، به ایستگاه پایانی رسیده است.
به گزارش همشهری، جنایت هولناک در یکی از پمپبنزینهای محله خزانه، یکی از خبرسازترین پروندههای جنایی سال1402پایتخت بود. این حادثه چهارم مهر رخ داد. آن روز 3پسر جوان با یکی از کارگران جایگاه سوخت درگیر شدند و در جریان این درگیری با چاقو به او حمله کردند. مهاجمان پس از مجروحکردن مرد جوان از محل گریختند و قربانی که بهشدت زخمی شده بود به بیمارستان انتقال یافت، اما تلاش پزشکان برای نجات جانش بینتیجه ماند و او بر اثر شدت جراحات جان باخت.
ماجرای درگیری
با مرگ متصدی جوان، پروندهای جنایی تشکیل شد و گروهی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران مأمور رسیدگی به ماجرا شدند. بررسیهای اولیه و بازبینی سرنخها نشان میداد عاملان این جنایت 3 پسر و یک دختر جوان هستند که پس از ارتکاب قتل فراری شده بودند. عاملان این درگیری مرگبار مردی 26ساله به نام مجتبی که به «فلافل» معروف بود، برادر فلافل، دختر موردعلاقهاش و یکی از دوستان آنها بودند.
تحقیقات پلیسی نشان میداد که مجتبی روز حادثه به همراه زنی به نام فریبا سوار بر یک خودروی پژو 206به پمپبنزین رفته بودند که این حادثه رخ داد. آن روز مجتبی از متصدی جایگاه درخواست کارت سوخت کرد اما کارت در اختیار افراد دیگری بود. طبق بررسیها، مجتبی در ادامه با برادر ناتنیاش ساسان تماس گرفت و از او خواست کارت سوخت برایش بیاورد. دقایقی بعد ساسان به همراه دوستش سهیل در جایگاه حاضر شدند اما آنها هم کارت سوخت نداشتند.
در این شرایط مجتبی که از معطلی عصبانی شده بود کارت سوخت یک راننده تاکسی سالخورده را که در حال سوختگیری بود از دستگاه بیرون کشید که همین اقدام با اعتراض کارگر پمپبنزین روبهرو و درگیری آغاز شد. در این درگیری مجتبی و همراهانش کارگر جوان را با ضربات چاقو به قتل رساندند و پا به فرار گذاشتند.
سرنوشت فراریها
درحالیکه تحقیقات برای دستگیری عاملان جنایت ادامه داشت، مأموران دریافتند هر4 متهم از کشور گریختهاند. بررسیها نشان میداد سرنوشت فراریها یکسان نبوده است. سهیل، یکی از متهمان پرونده، خود را به ترکیه رسانده و قصد داشته قاچاقی از آنجا راهی آلمان شود اما در این مسیر هدف شلیک مرزبانان ترکیه قرار گرفته و کشته شده است. در سوی دیگر، مجتبی معروف به فلافل به همراه دختر موردعلاقهاش به ترکیه و سپس افغانستان گریخته اما فریبا از ادامه فرار منصرف و به ایران برگشت و دستگیر شد. فلافل چند وقتی در افغانستان مخفی شد اما پس از مدتی سرنخهایی بهدست آمد که نشان میداد او دوباره به ایران بازگشته است. با این اطلاعات، کارآگاهان وارد عمل شدند و اواخر سال 1402 او را در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر کردند. متهم پس از انتقال به پلیس آگاهی در بازجوییها گفت که با همدستی برادرش و سهیل ضرباتی به متصدی جایگاه سوخت زده است. مجتبی در آن زمان گفت: عجله داشتم و در حالت مستی و از انتظار خسته شده بودم. اعتراض مقتول باعث درگیری شد. قبول دارم که در ماجرا نقش داشتم اما فقط من نبودم و برادرم و سهیل هم در درگیری حضور داشتند. او همچنین درباره فرار پس از جنایت گفت: تصمیم گرفتیم از کشور خارج شویم. ابتدا برادرم و سهیل رفتند ترکیه. بعد خبر رسید سهیل را مرزبانان ترکیه زدهاند. من و فریبا ترسیدیم و او به تهران برگشت. من هم رفتم افغانستان اما شرایط آنجا سخت بود و در نهایت برگشتم.
محاکمه و بخشش غیابی
در ادامه رسیدگی قضایی، کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند که ضربه اصلی و مرگبار را ساسان، برادر فلافل که هماکنون فراری است و دستگیر نشده زده است. بررسیها حکایت از آن دارد که او به ترکیه گریخته و در یکی از شهرهای این کشور پنهان شده است. به این ترتیب این پرونده در دادگاه کیفری مورد رسیدگی قرار گرفت و برای قاتل اصلی، یعنی برادر فلافل حکم قصاص بهصورت غیابی صادر شد. متهمان این پرونده نیز به حبس محکوم شدند. با قطعی شدن احکام صادر شده پرونده به شعبه دوم اجرای احکام ارجاع شد.
درحالیکه قاتل محکوم به قصاص همچنان فراری است، جلسات صلح و سازش چند روز قبل در دادسرای جنایی تهران برگزار شد. نتیجه این جلسات به بخشش قاتل فراری منجر شد. پدر مقتول پذیرفت با دریافت دیه از حق قصاص گذشت کند. با وجود این گذشت، رسیدگی به جنبه عمومی جرم و دیگر ابعاد پرونده همچنان در دستور کار قضایی قرار دارد.