بهای بلیت یا بهای آینده تهران؟
عبدالمطهر محمدخانی؛ سخنگوی شهرداری تهران
گاهی یک تصمیم شهری را نمیتوان صرفا با اعداد و ارقام بودجهای سنجید. برخی تصمیمها، اگرچه در ظاهر به حوزه حملونقل مربوطند، آثار آنها به اقتصاد، محیطزیست، امنیت روانی، سرمایه اجتماعی و حتی منافع ملی گره میخورد. تداوم رایگانبودن مترو و خطوط اتوبوس تندرو (BRT) از همین جنس تصمیمهاست؛ تصمیمی که معنای آن بسیار فراتر از حذف بهای یک بلیت است.
مسیر رسیدن به این تصمیم نیز خود حامل پیامی مهم برای مدیریت شهری بود. این پیشنهاد حدود 2ماه پیش در شورای اسلامی شهر تهران مطرح شده بود، اما در آن مقطع با وجود موافقت شماری از اعضا، بهدلیل دیدگاههای متفاوت درباره ابعاد اجرایی و مالی، از دستور کار خارج شد اما در جلسه روزگذشته شورا با حضور شهردار تهران، ارائه استدلالهای کارشناسی و تبیین ابعاد اجتماعی، اقتصادی و ملی این سیاست و نیز پیگیری و پافشاری اعضای موافق ارائهکننده طرح قبلی، زمینه شکلگیری اجماعی ارزشمند در شورا فراهم شد و طرح با رأی قاطع به تصویب رسید. این اتفاق بار دیگر نشان داد که گفتوگوی کارشناسی و اقناع منطقی، بهترین مسیر برای رسیدن به تصمیمهایی است که منافع بلندمدت شهر و شهروندان را تأمین میکند.
در روزهایی که کشور شرایط ناشی از جنگ را تجربه میکرد، مدیریت شهری وظیفه داشت علاوه بر حفظ جریان خدمات عمومی، بخشی از فشارهای روزمره زندگی مردم را نیز کاهش دهد. رایگانشدن حملونقل عمومی فقط یک حمایت اقتصادی نبود؛ پیامی روشن به شهروندان بود که شهر در کنار آنها ایستاده است. کاهش هزینه رفتوآمد، تسهیل دسترسی به محل کار، مراکز درمانی و خدمات ضروری و ایجاد احساس همراهی، میتواند در شرایط بحرانی به افزایش آرامش و امنیت روانی جامعه کمک کند؛ چراکه تابآوری اجتماعی فقط بهمعنای تحمل شرایط دشوار نیست، به این معناست که مردم احساس کنند ساختارهای عمومی در لحظات سخت از آنها حمایت میکند. هر تصمیمی که بخشی از نگرانیهای اقتصادی و روانی خانوادهها را کاهش دهد، در حقیقت به حفظ انسجام اجتماعی و افزایش قدرت جامعه برای عبور از بحران کمک میکند. از این منظر، رایگانشدن مترو و اتوبوس تندرو، یک سیاست حملونقلی صرف نبود؛ بخشی از سیاست مدیریت اجتماعی شهر در شرایط ویژه بود. استقبال شهروندان در این مدت نیز نشان داد که این تصمیم با یک نیاز واقعی در جامعه همخوانی داشته است. آمارها حاکی از آن است که در نیمه نخست خرداد۱۴۰۵، تعداد سفرهای انجامشده با مترو در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، حدود 2میلیون و ۵۰۰هزار سفر افزایش یافته است. این رقم فقط یک رکورد آماری نیست؛ نشانهای روشن از آمادگی مردم برای تغییر رفتار سفر است.
وقتی هزینه استفاده از حملونقل عمومی کاهش مییابد و دسترسی به آن آسانتر میشود، بخشی از شهروندان نیز استفاده از خودروی شخصی را کاهش میدهند. این تغییر، همان هدفی است که مدیریت شهری سالها برای تحقق آن برنامهریزی کرده است، اما تغییر عادتهای تثبیتشده، تنها با توصیه و تبلیغات ممکن نیست. گاهی سیاستگذار باید یک «شوک رفتاری» ایجاد کند تا شهروندان، تجربهای متفاوت از جابهجایی در شهر بهدست آورند. رایگانشدن مترو و اتوبوس تندرو را باید از همین منظر دید. این سیاست، شهروندانی را که شاید سالها خودروی شخصی را انتخاب نخست خود میدانستند، به تجربه حملونقل عمومی دعوت میکند. اگر این تجربه با کیفیت مناسب، کاهش زمان انتظار، دسترسی بهتر و توسعه ناوگان همراه شود، میتواند به تغییری پایدار در الگوی سفر شهروندان منجر شود.
واقعیت این است که نسبت کنونی استفاده از خودروی شخصی و حملونقل عمومی در تهران، نسبتی مطلوب و پایدار نیست. امروز حدود ۶۵درصد جابهجاییها با خودروی شخصی و تنها ۳۵درصد با حملونقل عمومی انجام میشود. آینده تهران زمانی قابل دفاع خواهد بود که این نسبت به نفع حملونقل عمومی تغییر کند. برای رسیدن به چنین هدفی، نمیتوان تنها منتظر تغییر تدریجی رفتارها ماند؛ باید با سیاستهای مؤثر، جذابیت استفاده از مترو و اتوبوس را بهطور ملموس افزایش داد.
ابعاد این تصمیم، البته به تهران محدود نمیشود. افزایش استفاده از حملونقل عمومی، یکی از مؤثرترین راههای مدیریت مصرف سوخت در کلانشهرهاست. آمارها نشان میدهد مصرف بنزین تهران در اردیبهشتماه امسال ۱۷.۵درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش یافته است. هرچند عوامل مختلفی در این روند نقش داشتهاند، افزایش استقبال از حملونقل عمومی را نیز باید یکی از عوامل مؤثر در این دستاورد دانست. هر لیتر بنزینی که در تهران کمتر مصرف شود، فقط بهمعنای کاهش ترافیک و آلودگی هوا نیست؛ بهمعنای کاهش فشار بر تأمین سوخت کشور، کاهش نیاز به واردات بنزین و صرفهجویی ارزی نیز هست. در همه جای دنیا، شهرهای موفق برای توسعه حملونقل عمومی یارانه پرداخت میکنند، زیرا بهخوبی میدانند هزینه گسترش حملونقل عمومی، بهمراتب کمتر از هزینه اداره یک شهر خودرومحور است. هزینه واقعی شهرهای خودرومحور را باید در ترافیک، آلودگی هوا، اتلاف میلیونها ساعت از عمر شهروندان، مصرف بالای انرژی، فرسودگی زیرساختها و کاهش کیفیت زندگی جستوجو کرد. از همینرو، حمایت از حملونقل عمومی نه یک هزینه بلکه سرمایهگذاری برای آینده شهر است.
مسئله اصلی این نیست که شهرداری از محل فروش بلیت چه میزان درآمد کسب میکند؛ مسئله این است که تهران برای تداوم الگوی خودرومحور چه بهایی میپردازد. اگر امروز با سیاستهای هوشمندانه، سهم حملونقل عمومی را افزایش دهیم، فردا شهری پاکتر، آرامتر، کمترافیکتر، کمهزینهتر و تابآورتر خواهیم داشت.
پرسش امروز تهران، بهای یک بلیت نیست؛ بهای آینده شهری است که میخواهیم برای فرزندانمان بسازیم. اگر قرار است شهری انسانمحورتر، پاکتر، بهرهورتر و تابآورتر داشته باشیم، گاهی باید به جای محاسبه درآمدهای کوتاهمدت، منافع بلندمدت شهر را دید. شاید همین، مهمترین فلسفه مصوبهای باشد که با اجماع شورای اسلامی شهر تهران در جلسه روزگذشته به تصویب رسید.