2عامل هذیانگویی ترامپ که نباید رها شود
2چیز ترامپ را عصبانی کرده است و دقیقا همین 2خط را باید ادامه داد.
ترامپ از سهشنبه مثل دیوانهها هذیان میگوید. هرجا مینشیند فقط تصویر آشفته از خود مخابره میکند. حق هم دارد. چرا؟
کافی است در میان سخنانش منشأ این آشفتگی را دنبال کنید.
نکته اول، تنگه هرمز است.
میخواستند مدیریت ایران بر تنگه را دور بزنند؛ از مسیر عمان. اما موشکهای ایران نگذاشت.
نکته دوم، خط انتقام و خونخواهی است.
ترامپ خودش میگوید نامش در صدر فهرست انتقام و کشتن است. خودش اعتراف میکند تا امروز شانس با او بوده؛ اما معلوم نیست همیشه همینطور بماند.
تنگه هرمز فشار را بر ترامپ، جهانی میکند و انتقام فشار را فردی. این دو در معادلات جنگی ایران ترامپ را بیش از گذشته خوار و ذلیل میکند.
حالا یکبار دیگر مصاحبههای ترامپ را با این روایت بخوانید.
چرا رهبری را نمیبینیم؟
بیش از 4ماه از جنگ، شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای و انتخاب رهبر جدید ایران میگذرد، اما هنوز عالیترین مقام سیاسی کشور در قابهای تلویزیون ظاهر نشده و صوتی از وی منتشر نشده است. علت چیست؟حتما همانطور که بسیاری به درستی میدانند، عدمحضور ایشان به ملاحظات امنیتی بازمیگردد، اما این غیبت نه سراسر از سر انفعال که در بطن خود منتقلکننده یک پیام از سر آگاهی است.
رهبر ایران نمیخواهد با حضور خود به جامعه ایران و حتی مخاطبان بینالمللی چنین القا کند که ما در شرایط عادی به سر میبریم. ایشان با این سیاست آگاهانه خود در برابر عادیسازی شرایط ایستادگی کرده و قصد دارند به ما متذکر شوند که همچنان ایران و ایرانی در وضعیت جنگی قرار دارد.
فرار از وضعیت رادیکال سیاسی-امنیتی ایران و عادی جلوهدادن شرایط تنها ما را در برابر دشمن منفعل و تضعیف میکند و ایرانیها را از آرایش نظامی و دفاعی خود دور میسازد و فضایی را رقم میزند که دشمن با دست بازتری به تعدیهای خود ادامه دهد.
تشییع رهبر انقلاب در عراق چه معنایی دارد؟
تشییع در عراق فقط یک مراسم سوگواری نیست؛ مخصوصا وقتی درباره رهبر جمهوری اسلامی صحبت میشود. عراق بهخاطر جایگاه مذهبی شهرهایی مثل نجف و کربلا و همچنین حضور گروههای مختلف همسو با محور مقاومت، مهمترین کشور در عمق راهبردی ایران در منطقه محسوب میشود. برای همین، هر اتفاقی که در این کشور رخ بدهد، فقط یک رویداد داخلی نیست و پیام منطقهای هم دارد.
اگر میلیونها عراقی در مراسم تشییع حضور پیدا کنند که استاندار کربلا عدد ۷ میلیون را اعلام کرده، این حضور3 پیام مشخص دارد.
پیام اول، سیاسیاست؛ یعنی این تصور که با حذف یک رهبر، محور مقاومت از هم میپاشد، درست نیست. ساختار این محور فقط به یک فرد وابسته نیست و در کشورهای مختلف مثل ایران، عراق، لبنان و یمن شبکهای از بازیگران همسو وجود دارد که مسیر را ادامه میدهند.
پیام دوم، اجتماعیاست. عراق بعد از سال ۲۰۰۳ و سقوط حکومت صدام به یکی از مهمترین مراکز فعالیت جریانهای شیعی تبدیل شدهاست. هر حضور گسترده مردمی در چنین مراسمی، فقط یک عزاداری نیست، بلکه نوعی اعلام حمایت اجتماعی از این جریان و نشان دادن پشتوانه مردمی اوست. به همین دلیل است که رسانهها و دولتهای منطقه معمولا میزان جمعیت، شهرهای درگیر مراسم و گستره مشارکت مردمی را با دقت رصد میکنند.
اما بعد سوم، بعد نمادین و اعتقادی است. عراق سرزمین کربلاست؛ جایی که در فرهنگ شیعه، شهادت پایان راه نیست، بلکه آغاز یک مسئولیت جدیداست. به همینخاطر، تشییع فقط بدرقه یک فرد نیست، بلکه تجدید بیعت با یک مسیر فکری و سیاسی محسوب میشود. یعنی مسئولیتی که پیش از این بر دوش یک رهبر بوده، حالا به بدنه اجتماعی منتقل میشود.
گاردین در دل خیابانهای تهران چه دید؟
پاتریک وینتور، خبرنگار گاردین، از داخل خیابانهای تهران اینگونه روایت کرد که مراسم تشییع رهبرشهید، فقط یک عزاداری نبود؛ آمیزهای بود از سوگواری، غرورملی، همبستگی اجتماعی و پیام سیاسی.
به نوشته گاردین در چهارمین روز مراسم، میلیونها نفر از تهران و شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند؛ بخشی از یک برنامه 6روزه که از نماز بر پیکر رهبر فقید آغاز شده بود و قرار بود در شهرهای مختلف ایران و سپس عراق ادامه پیدا کند.
هوا گرم بود؛ حدود ۳۶ درجه، اما ازدحام جمعیت آنقدر زیاد بود که در طول مسیر، برای کاهش فشار گرما، مرتب روی مردم آب پاشیده میشد.
در این جمعیت، فقط یک قشر خاص دیده نمیشد. خانوادهها با کودکان خردسال آمده بودند. سالمندان روی ویلچر حضور داشتند. جوانان، روحانیون، دانشجویان و اقشار مختلف جامعه، دوشادوش هم در مسیر تشییع دیده میشدند.
اما بخش مهمتر گزارش، جایی است که گاردین سراغ مردم میرود. با پزشک و مهندس حرف میزند، با روحانی و استاد دانشگاه، با مربی ژیمناستیک و مهندس نرمافزار. بسیاری از آنها میگویند از شهرهای دور آمدهاند.
یکی از روحانیون به گاردین میگوید این حضور، پیامی برای دنیاست؛ اینکه حمایت از جمهوریاسلامی، محدود به یک طبقه یا یک منطقه خاص نیست.
یک پزشک هم میگوید مردم فقط برای گریه نیامدهاند؛ آمدهاند تا وحدت خود را نشان دهند.
خبرنگار مینویسد بسیاری از مردم، ایران را تمدنی چندهزارساله توصیف میکردند؛ تمدنی که با وجود جنگ و فشار خارجی، همچنان پابرجاست.
در میان پلاکاردها هم یک جمله بیشتر از بقیه دیده شد و بازتاب پیدا کرد: «ما موشکهای واقعی ایران هستیم.»
گاردین حتی از جزئیاتی مینویسد که معمولا در خبرهای رسمی کمتر دیده میشود؛ از صفهای منظم جمعیت، از حضور همزمان افراد با سبکهای زندگی متفاوت، از پرچمهای بزرگ، نوحهخوانی، طبلزنی و لباسهای متنوع مردم.
فضایی که خبرنگار توصیف میکند، ترکیبی است از سوگواری، آیینمذهبی و نمایش اجتماعی؛ جایی که هم اشک هست، هم شعار؛ هم سکوت هست و هم گفتوگوهای سیاسی میان مردم.
از نگاه این نشریه، تشییع میلیونی رهبر فقید ایران، علاوه بر جنبه مذهبی، حامل یک پیام سیاسی و اجتماعی بود: اینکه در لحظههای بحرانی، بخش بزرگی از جامعه ایران میتواند حول نمادهای مشترک خود به میدان بیاید.
روایت خبر
در همینه زمینه :