محسن مهدیان؛ مدیرمسئول
مطالبه انتقام باید یک گام جلوتر برود. ماجرا فقط سرخی تشییع و بدرقه و شعار «یالثارات» نیست؛ باید از این مرحله عبور کرد و مطالبه را به یک امر روشن، عمومی و اثرگذار تبدیل کرد.
اول، اهل منبر و تریبون باید مسئله خونخواهی را تبیین کنند. خونخواهی صرفا فوران خشم نیست؛ هرچند این خشم، اگر هست، خشمی مقدس است. خونخواهی عین عقلانیت است؛ هم حق طبیعی ماست و هم راه پیشگیری از تکرار جنایت. اگر آدمکشتن بیهزینه شود، دشمن فقط سراغ چهرهها و مسئولان نمیرود؛ سراغ تکتک مردم هم خواهد رفت؛ چنانکه رفت. پس انتقام باید ملموس و اهمیت آن برای افکار عمومی روشن شود.
دوم، خونخواهی باید از شعار کف خیابان به متغیری مؤثر در دستگاه محاسبات مسئولان تبدیل شود. باید سازوکار اجرای آن روشن و در کلام مسئولان برجسته شود. حتی سر میز مذاکره باید علنا گفته شود که به وقتش تقاص هم خواهیم گرفت. انتقام، بههمزدن میز مذاکره نیست؛ ارتقای آن است؛ جهتدهنده است؛ میز مذاکره را به میز مبارزه تبدیل میکند. انتقام جای دقیق مذاکره و توافق را روشن میکند و سطح نزاع را دقیق میکند تا کسی دچار خطای ظاهرگرایی نشود؛ انتقام سقف مطالبه را مشخص میسازد.
سوم، باید راه ساخت؛ باید روشن شود هرکس، هرجا که هست، چگونه میتواند منتقم باشد. باید شهروند مجاهد و مبارز تربیت شود؛ آنهم در ابعاد جهانی. خونخواهی و مطالبه انتقام، مردم را وارد متن مبارزه میکند و حتما و قهرا بر سرنوشت جنگ نیز اثر میگذارد.
خلاصه اینکه امروز وقت تبدیل جانفدایی به خونخواهی است.
آن روز که دفاع از خاک و وطن لازم بود، مردم اعلام آمادگی کردند و جانفدا شدند، اما تا اینجا دفاع بود؛ تقاص هنوز مانده است. از اینجا به بعد، همان جانفداها خونخواه میشوند و این خونخواهی تا ابد متوقف نخواهد شد.
کمپین جانفدا باید به کمپین خونخواهی تبدیل شود
در همینه زمینه :