پایان یک دوران
کریستیانو رونالدو با انگیزههای زیادی در آخرین جامجهانی خود حاضر شد، اما وداع تلخی داشت
سرانجام دربرابر همتیمیها و سرمربی تیم ملی پرتغال تسلیم شد و بدون جام، جامجهانی را برای همیشه ترک کرد؛ شاید اگر کریستیانو رونالدو در هر تیم دیگری بود، همه برایش بازی میکردند، اما در تیم پرتغال همه تلاش کردند تا مانع موفقیت او شوند. این پایان یک دوران بود؛ پایان دوستداشتن تیمی که دیگر هرگز دوست داشته نخواهد شد؛ پرتغالیها باید به لیتوانیشدن سلام کنند.
رونالدو ۱۱گل و ۲ پاسگل در ۶دوره و ۲۷مسابقه ثبت کرد؛ ۱۳مشارکت گل.
او تنها بازیکن تاریخ است که در ۶جامجهانی مختلف (و پیاپی) موفق به گلزنی شده است.
رونالدو با حضور در ۲۷بازی جام جهانی، پس از لیونل مسی (تا پیش از بازی با مصر و با حضور در ۳۰بازی) در رتبه دوم قرار دارد.
پرتغال در ۶بازی از ۸بازی آخر خود در مرحله حذفی جام جهانی شکست خورده وحذف شده، درحالیکه از ۵بازی اول خود در این رقابتها تنها یک بازی را باخته است.
اسپانیا نخستین تیم در تاریخ جامجهانی است که در ۶بازی متوالی دروازه خود را بسته نگه داشته است. آنها ۱۰ساعت و ۹دقیقه است که در این رقابتها گلی دریافت نکردهاند.
این یازدهمین پیروزی یک بر صفر اسپانیا در جامجهانی بود و فقط آلمان (۱۷) و برزیل (۱۳) آمار بهتری نسبت به آنها دارند.
میکل مرینو، بازیکن اسپانیایی، پنجمین بازیکن مختلف آرسنال است که در جامجهانی۲۰۲۶ گل میزند.
پس از ۶۴سال، میکل مرینو پس از پیرو مقابل مکزیک در سال ۱۹۶۲، دومین گل پیروزیبخش اسپانیا در دقیقه۹۰ جامجهانی را به ثمر رساند.
رونالدو چهارمین بازیکن مسنی شد که در جامجهانی به میدان رفت.
این سومین گلی بود که اسپانیا با گلزنی و پاس گل یک بازیکن تعویضی (از سال ۱۹۹۶) به ثمر رساند؛ پس از انجام این کار مقابل یوگسلاوی در سال۱۹۸۲ و مقابل استرالیا در سال۲۰۱۴. البته دفاع لاروخا نیز شایسته تقدیر است.
گل پیروزیبخش میکل مرینو برای اسپانیا، دهمین گل پیروزیبخش (۹۰ یا ۱۲۰) در آخرین لحظه در جامجهانی۲۰۲۶ بود که رکورددار بیشترین تعداد گل در یک دوره از این رقابتها در تاریخ جام جهانی محسوب میشود.
در بازی با کرواسـی کریـــس نخستین گلش در مرحله حذفی جامجهانی را ثبت کرد و با ۴۱سال و ۱۴۷روز مسنترین گلزن مراحل حذفی شد.
پرتغال به لطف تخصص روبرتو مارتینس در نابودکردن نسلهای طلایی، برای نخستینبار در تاریخ خود نتوانست به ۲مرحله متوالی یکچهارم نهایی جامجهانی برسد. مارتینس پس از به باد دادن نسل طلایی بلژیک و پرتغال، از هدایت پرتغال استعفا کرد. او ۳۱برد، ۸مساوی، ۷باخت و یک قهرمانی لیگ ملتهای اروپا ۲۰۲۵ به همراه سلسائوی اروپا آورد. ژرژ ژسوس که فصل پیش با رونالدو و النصر قهرمان عربستان شد، بهعنوان گزینه پیشنهادی فدراسیون فوتبال برای جانشینی این مربی ناموفق اسپانیایی انتخاب شده است.
پرتغال در نیمهدوم بازی مقابل اسپانیا حتی یک شوت در چارچوب هم نداشت، درحالیکه ۲شوت از 5شوت آنها پس از پایان نیمهاول در وقتهای اضافه بود و درنهایت با میانگین گلهای مورد انتظار (xG) ۰.۶ از ۱۰ تلاش خود در مقابل ۱.۷۷ گل حریف از ۱۵تلاش خود بهکار خود پایان دادند.
ضربه اول رونالدو در دقیقه۱۲ نخستینباری بود که اسپانیا در نیمهاول این جامجهانی با شوتی در چارچوب مواجه میشد، درحالیکه آنها نخستین تیم در تاریخ این تورنمنت شدند که ۶کلینشیت متوالی ثبت کردند و در طول این بازی بهندرت با مشکل مواجه شدند.
کریس در ۶جام جهانی بهطور میانگین هر ۲۰۱دقیقه یک گل زد و در ۵۷ بازی در تمام مسابقات مهم بینالمللی برای پرتغال، ۲۵بار موفق به گلزنی شده است.
رونالدو دوشنبهشب در ورزشگاه دالاس دویستوسیوسومین بازی ملی خود را انجام داد که یک رکورد است با ۱۴۶گل ملی که این هم یک رکورد است.
بازی تاج و تخت
پسری از مادیرا که به زمان باخت، اما در ابدیت پیروز شد
تماشای اشکهای کریستیانو رونالدو در مستطیل سبز، فقط تماشای اندوه یک ستاره بزرگ فوتبال نبود، بلکه تماشای فروریختن دیواری بود که گمان میکردیم دربرابر توفان حوادث هرگز ترک برنمیدارد. ما سالها با پاهای خستگیناپذیر او دویدیم، با پرشهای فرازمینیاش آسمان را لمس کردیم و با هر فریاد شادیاش، احساس کردیم که فاتح بلامنازع جهانیم. حالا دیدن قامت خمیده و چشمان خیس او، بیرحمانه به ما یادآوری میکند که حتی سوپرمنها هم پیر میشوند و زمان، تنها رقیبی است که نمیتوان آن را دریبل زد.
عظمت رونالدو هرگز در جامهای براق، توپهای طلا و رکوردهای دستنیافتنیاش خلاصه نمیشود. قصه او، روایت باشکوه و دراماتیک پسری است در کوچههای فقر جزیره مادیرا که تصمیم گرفت منتظر معجزه نماند. او خودش معجزه را با خون، عرق، شببیداریها و تاولهای پاهایش خلق کرد. در دنیایی که همه همواره بهدنبال استعدادهای مادرزادی و نبوغ ذاتی میگشتند، کریستیانو به نماد خدشهناپذیر اراده تبدیل شد. او به بشریت نشان داد که اگر به اندازه کافی بجنگی و درد بکشی، میتوانی حتی قانون جاذبه را هم برای چند ثانیه در هوا دور بزنی.
آنچه در پس این اشکهای تلخ نهفته است، عشق بیرحم و جنونآمیز به ورزشی است که تمام هستی و جوانیاش را به پای آن ریخت. او مثل عاشقی است که پس از 2دهه دلبری و وفاداری، حالا میبیند که معشوقهاش آرامآرام در حال عبور از اوست. تقصیر فوتبال نیست، این جبر بیرحم زمانه است که برای هیچ پادشاهی متوقف نمیشود و تاج و تخت را درنهایت از همه میگیرد.
روزی فرامیرسد که دیگر خبری از آن ایستادنهای مغرورانه پشت ضربات آزاد نیست. دیگر کسی نیست که با یک نفس عمیق، استادیوم را به سکوت وادار کند و ثانیهای بعد، فریاد رعدآسای «Siuuu» را در گوش تاریخ طنینانداز کند. اما کریس یک میراث جاودانه بر جای گذاشت. برای ما که زیباترین روزهای جوانیمان را در ساقهای جادویی او دیدیم، او همیشه همان قهرمان سیریناپذیر باقی میماند که هر بار به زمین میافتاد، قویتر برمیخاست.
ممنونیم آقای شماره7؛ تو به ما یاد دادی که برای رسیدن به ستارهها، چارهای جز عبور از میان تاریکترین شبها نیست.