جواد عزیزی | روزنامهنگار
بهدنبال قتل زنی 45ساله در خانهاش در تهران، کارآگاهان جنایی 3متهم را دستگیر کردهاند اما اظهارات آنها ماجرای این پرونده را پیچیده کرده است.
به گزارش همشهری، صبح شنبه، نهم اسفند سال گذشته و تنها ساعتی پس از حمله دشمن آمریکایی - صهیونی به کشورمان، کارآگاهان جنایی تهران در جریان قتل یک زن 45ساله قرار گرفتند. مقتول در خانهاش بر اثر خفگی به قتل رسیده بود و روی انگشت سبابهاش آثار جوهر وجود داشت و اثاثیه خانه به هم ریخته بود. کارآگاهان در همان تحقیقات اولیه حدس زدند که پای یک آشنا در میان است و در ادامه شواهدی بهدست آمد که تیم جنایی را به شوهر مقتول به نام رامین مشکوک کرد. بررسیها نشان میداد که این مرد با همسرش از مدتی قبل اختلافات شدید داشته و فرزندانشان هم این اختلافات و درگیریها را تأیید کردند. در این شرایط رامین بهعنوان نخستین مظنون پرونده بازداشت شد.
روایت اول

این مرد 72روز در بازداشت به سر میبرد و در همه این روزها مدعی بود که بیگناه است تا اینکهماه گذشته اعترافات عجیبی به زبان آورد. وی گفت: از حدود 3 سال پیش با زنی به نام مژگان در فضای مجازی آشنا شدم و از آن زمان با او در ارتباط بودم. تا اینکه همسرم متوجه این رابطه شد و این شروع اختلافاتمان بود. در نهایت تصمیم گرفتم بیخیال مژگان شوم و یک روز به او گفتم که میخواهم به رابطهمان پایان دهم، چون نمیخواهم همسر و فرزندانم را از دست بدهم اما او گفت که خودش مشکل را حل میکند. مژگان کلید خانه من را داشت و یک روز با من تماس گرفت و گفت مشکل را حل کرده است. پس از آن بود که وقتی به خانه برگشتم متوجه شدم همسرم به قتل رسیده و مطمئن هستم که مژگان قاتل اوست. با اظهارات این مرد تحقیقات برای دستگیری مژگان شروع شد تا اینکه روز گذشته زنی به دادسرای جنایی تهران رفت و گفت که دخترش در قتل یک زن در تهران نقش داشته است.
روایت دوم

زنی که راهی دادسرا شده بود، همان مژگان بود. او به قاضی سالار صنعتگر، بازپرس پرونده گفت: چند سال پیش درحالیکه مشکلات مالی فراوانی داشتم از طریق اینستاگرام با مردی به نام رامین آشنا شدم. او به من کمک مالی میکرد و رابطه ما ادامه داشت تا اینکه مدتی قبل به من گفت که همسرش متوجه این رابطه شده و خواست که دیگر به او زنگ نزنم. من هم قبول کردم تا اینکه متوجه شدم همسر رامین کشته شده است. من نمیدانستم چهکسی این زن را به قتل رسانده تا اینکه چند روز پیش دخترم به نام بهناز راهی یکی از کلانتریهای کرج شد و خودش را تسلیم کرد. بهناز به مأموران گفته که او با همدستی مرد جوانی همسر رامین را به قتل رسانده و بابت این جنایت 500میلیون تومان از شوهر مقتول دستمزد گرفته است. آنجا بود که فهمیدم رامین برای پایان دادن به اختلافات با همسرش، دختر من را اجیر کرده تا همسرش را به قتل برساند. با اعترافات عجیب مژگان، بازپرس جنایی دستور بازداشت وی را صادر کرد و همزمان با استعلام از پلیس کرج معلوم شد که دختر وی به نام بهناز با مراجعه به کلانتری به قتل اعتراف کرده و حالا در بازداشت بهسر میبرد. اما اعترافات بهناز چه بود؟
روایت سوم

بهناز که در یک مرکز فیزیوتراپی بهعنوان کارمند مشغول بهکار است، چند روز پیش وقتی قدم در یکی از کلانتریهای کرج گذاشت چنین گفت: مادرم از چند سال پیش با مردی به نام رامین آشنا شده بود. این مرد به مادرم کمک مالی میکرد و آشنایی آنها ادامه داشت و من هم از این ماجرا خبر داشتم و رامین را میشناختم. یک روز رامین سراغ من آمد و گفت که با همسرش دچار اختلاف شده و بهدنبال کسی میگردد که او را گوشمالی بدهد. او میگفت که بابت این کار 500میلیون تومان پرداخت میکند. من مشکلات مالی زیادی داشتم و این مبلغ وسوسهکننده بود. برای همین ماجرا را با پسری به نام فرهاد که برای درمان به مرکز فیزیوتراپی میآمد درمیان گذاشتم و او قبول کرد که با من همکاری کند. ما نقشه کشیده بودیم که همسر رامین را بترسانیم و پول را بگیریم. رامین کلید خانهاش را به ما داد و خواست پس از گوشمالی دادن همسرش، طلاهایش را سرقت کنیم و خانه را به هم بریزیم که کسی شک نکند. روز حادثه ما به آن خانه رفتیم. همسر رامین تنها بود. او را تهدید کردیم و دست و پایش را بستیم. بعد خانه را زیر و رو کردیم اما طلایی پیدا نکردیم. وقتی کارمان تمام شد در حال ترک خانه بودیم که فرهاد گفت کلیدش را جا گذاشته و تنهایی به آن خانه برگشت. رفتنش حدود 10دقیقه طول کشید و بعد هر دویمان از آنجا دور شدیم. چند روز بعد در روزنامهها خواندم که همسر رامین به قتل رسیده است. مطمئن هستم که فرهاد او را به قتل رسانده است. از طرفی چنان عذاب وجدان گرفتم که 2بار اقدام بهخودکشی کردم اما زنده ماندم و در نهایت تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم. حالا و با اظهارات رامین، مژگان و بهناز، هر 3نفر آنها بازداشت شدهاند و تحقیقات برای دستگیری فرهاد و کشف اسرار این پرونده ادامه دارد.
پرونده قتل زن تهرانی با دستگیری 3متهم و اعترافات عجیب آنها وارد مرحلهای تازه شد
یک جنایت و 3 متهم
در همینه زمینه :