کارگاهی به یاد کربلا
گشتی در یک کارگاه ساخت کلاهخود و زره تعزیهخوانی که هنوز رونق دارد
رابعه تیموری | روزنامهنگار
ردیف کردن و به هم چسباندن حلقههای زنجیر را به زنان روستای تَبادکان میسپارند تا حلقههای ظریف زرد و سفیدرنگی را که اوستامحمد با وسواس تراشیده، خوب و ماهرانه کنار هم بنشانند و برای کلاهخودها و زرهها، آویزهای خوشساخت ببافند. وقتی این زنجیرها به کلاهخودهای پَردار لشکریان متصل میشوند یا در قسمتهای مختلف زرهها جای میگیرند، ظرافت و زیبایی این محصولات کارگاه اوستامحمد را بیشتر به رخ میکشند. محمد محمدپور تولیدکننده زره، کلاهخود، سنج و دیگر لوازم تعزیهخوانی است و از صنعتگران انگشتشماری است که هنوز عمرش را به ساخت وسایل تعزیه میگذراند.
قالبکاری بیعیب و نقص
کلاهخودهایی که تازه از زیر دست استاد قلمزن بیرون آمدهاند، گوشه کارگاه تلنبار شدهاند و وقتی شرابه (طره) و زنجیرهایشان متصل شود، آمادهاند که به مشتری تحویل داده شوند. اوستامحمد قالبکاری و خمکاری کلاهخودها را خودش انجام میدهد تا خاطرجمع باشد که کاملا مانند قالب فرم گرفتهاند و موقع خمکاری هم از فرم نمیافتند، اما سوراخکاری و فرزکاری را به 2 شاگرد زبر و زرنگش میسپارد که بعد از 5-4 سال آموزش نزد او، خوب آبدیده شدهاند و میدانند کدام قسمتهای لبه کلاهخود را باید سوراخ کنند تا زنجیرها و شرابهها بهراحتی داخلشان جا بگیرند. آنها فرزکاری علامتهای روی کلاهها را هم با وسواس و دقت انجام میدهند و علامتها را با تیغههای دستگاه فرزکاری آنقدر صیقل میدهند که خوب روی نوک و لبههای کلاهخود بنشینند.
این کار بهعهده زنان است
موقع ساخت سنج، اوستامحمد بیش از آنکه به یک صنعتگر شباهت داشته باشد، مانند آهنگسازی کهنهکار است که خوب میداند کدام قسمتهای ورقههای فلزی را قوس بدهد و کدام قسمتها را نازک کند تا سنجهای فلزی در لشکرآرایی تعزیهخوانان خوب و دلنشین شوند. هیچکس هم از فوتوفن اوستا در ساخت سپر سردرنیاورده و او سپرها را سبک و خوشدست میسازد، اما وقتی نوبت ساخت شرابههای کلاهخود و تنه زرهها میرسد، اوستامحمد کار را تماموکمال به بانوان زنجیرباف میسپارد و میگوید: «اگر کسی قلق به هم تابیدن این حلقهها را نداند و در ساخت زنجیرها حوصله به خرج ندهد، کلاهخود و زرهها ظریف و باکیفیت از آب درنمیآیند.»
مشتریان همزبان و غیرهمزبان
محمدپور در ساخت ادوات تعزیهخوانی مو سپید کرده و آوازه تجربه چندینسالهاش تا کشورهای دور و نزدیک رفته است: «بسیاری از هیئتداران و تعزیهگردانانی که برای خرید ادوات تعزیه مراجعه میکنند، اهل کشورهای مسلمان همسایه مانند کشور عراق و افغانستان هستند، تعداد زیادی از مشتریانم هم ایرانی هستند و از شهرهای دور و نزدیک برای خرید لوازم تعزیهخوانی هیئت خود به اینجا میآیند.»
محمدپور محصولات کارگاهش را از ورقههای آهنی، برنجی یا استیل میتراشد، اما اگر جنس سنج و کلاهخود و سپر برنجی باشد، وسط معرکه نبرد و زمان در هم پیچیدن نوای شمشیرها، هم صدای خوشتری دارند و هم صرفه اقتصادی. بسیاری از صنعتگرانی که بهکار ساخت لوازم تعزیهخوانی مشغول بودهاند، از این صنعت دست کشیدهاند و اوستامحمد از معدود صنعتگرانی است که هنوز این حرفه آبا و اجدادیاش را دنبال میکند: «من نزد پدرم این حرفه را آموختهام و عمرم را به ساخت لوازم تعزیه گذراندهام، اما بسیاری از صنعتگرانی که به این حرفه مشغول بودهاند، پی کار و کسبی دیگر رفتهاند و الان فقط در اراک و چند شهر دیگر تک و توک کارگاههای کلاهخود و سپرتراشی وجود دارد.»
زنجیربافان تبادکان
علاوه بر ٢ شاگرد اوستامحمد و افراد زیادی که در قلمزنی و نقشزنی محصولاتش با او همکاری میکنند، 30-20 بانوی روستای تبادکان هم از صنعتگران کارگاهش به شمار میآیند. کارگاه محمدپور در مشهد قرارگرفته و روستای تبادکان با شهر مشهد ٤٠کیلومتر فاصله دارد، اما خوشسلیقگی و مهارت زنان این روستا در زنجیربافی باعث شده که اوستامحمد، بافت زنجیرها و شرابههای لباسها را که از متصل کردن حلقههای فلزی بهوجود میآیند به بانوان هنرمند این روستا بسپارد.
این صنعت حرمت دارد
اوستامحمد عادت دارد سپیده نزده کارش را شروع کند و تا شاگردانش از راه برسند، پای دستگاه خمکاری یک دل سیر برای خودش روضه بخواند. تا وقتی پرهای سبز و سرخ روی کلاهخودها قرار نگیرند، کسی نمیداند آنها روی سر تعزیهخوان شمر قرار میگیرد یا موافقخوانانی که موقع اجرای تعزیه جزو سپاهیان شهدای کربلا به شمار میآیند، اما اوستای کهنهکار باور دارد که اگر رخت و لباس موافقخوان و مخالفخوان تعزیه برازنده ساخته شود، کار هنرمند تعزیهخوان را آسانتر میکند: «صنعت ساخت لوازم تعزیهخوانی حرمت دارد و کارشان بیش از آنکه یک صنعت و هنر باشد، یک نوع ابراز ارادت به صاحبان تعزیه است.»
شرابهها معیار عیار هنری محصولات
کلاهخودهایی که شرابهشان ریزبافت است و روی شرابهها نقوش اسلیمی نقش میبندد، نسبت به کلاهخودهای بدون نقش و نگار قیمت بالاتری دارند. کلاهخودهای قلمزنی شده هم جزو هنریترین و نفیسترین محصولات کارگاه او به شمار میآیند: «قیمت کلاهخودها از ٤۵٠ هزار تومان شروع میشود و گرانترین آنها که قلمزنی شده و جنسشان برنج است، تا 6-5 میلیون تومان هم میرسد.» در میان زرههایی هم که در کارگاه اوستامحمد تولید میشوند، زرههای سبکی که با در هم تابیدن حلقههای مفتولی ظریف ساخته میشوند و راحت بر تن تعزیهخوان مینشینند، مشتریان بسیاری دارند و اگر نام ائمه(ع) مانند طرح قالی در لابه لای حلقههای به هم تابیده جا بگیرد، جزو نفیسترین محصولات او به شمار میآیند و قیمتشان حدود 8-7 میلیون تومان است. قیمت سنجهایی هم که سبک و خوشصدا باشند و به سادگی خط و خش پیدا نکنند، حدود 3-2 میلیون تومان است.