ترامپ باید یادداشت تفاهم با ایران را به کنگره ارائه کند؟
پس از امضای یادداشت تفاهم جدید میان آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ، بحثی حقوقی در واشنگتن شکل گرفته که آیا دولت ترامپ موظف است این توافق را برای بررسی به کنگره ارسال کند یا نه.
برخی قانونگذاران و گروههای حامی اسرائیل در اینباره به قانون موسوم به «بازبینی توافق هستهای ایران» استناد میکنند که از سال ۲۰۱۵ همچنان معتبر است.
قانون بازبینی توافق هستهای ایران (INARA) چه میگوید؟
قانون INARA دولت آمریکا را موظف میکند هر توافق مرتبط با برنامه هستهای ایران را ظرف 5روز به کنگره ارائه دهد تا طی ۳۰ روز بررسی شود.
کنگره میتواند با تصویب قطعنامه مخالفت کند، هرچند لغو وتوی رئیسجمهور نیازمند اکثریت بسیار بالاست.
آیا این قانون شامل یادداشت تفاهم جدید میشود؟
بسیاری از حقوقدانان معتقدند بله، زیرا این یادداشت هم به برنامه هستهای ایران و هم به کاهش تحریمها مربوط است.
برخی معتقدند رفع فوری تحریمها (بهعنوان یکی از بندهای این تفاهم) با این قانون در تعارض است.
دولت ترامپ هنوز موضع رسمی خود را درباره شمول این قانون اعلام نکرده است.
آیا ترامپ از قانون تبعیت خواهد کرد؟
مشخص نیست. دولت ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری برداشت گستردهای از اختیارات رئیسجمهور داشته و در موضوع جنگ با ایران نیز بارها بدون جلب موافقت کنگره عمل کرده است.
برخی تحلیلگران احتمال میدهند دولت استدلال کند که این سند صرفا چارچوبی برای توافق نهایی است و خود توافق محسوب نمیشود.
چرا اکنون توجه به نقش کنگره افزایش یافته است؟
منتقدان میگویند جمهوریخواهان حامی اسرائیل در زمان آغاز و ادامه جنگ نقش نظارتی کنگره را نادیده گرفتند، اما اکنون برای بررسی توافق خواهان دخالت کنگره شدهاند.
دمکراتها این رفتار را نوعی تناقض و استاندارد دوگانه توصیف میکنند.
سانسور گسترده محتوای مرتبط
با ایران در طول جنگ
دولت اسرائیل در جریان جنگ با ایران از فیسبوک و اینستاگرام خواسته طیف گستردهای از محتواهای مرتبط با ایران را حذف کنند. بهگزارش تارنمای اینترسپت، شرکت متا با درخواست حذف محتوا از سوی تلآویو موافقت کرده است اما چه مطالبی حذف شد؟
پستهایی با محتوای حمایت از ایران
مطالب منتقد اسرائیل
تصاویر مربوط به اصابت موشکهای ایرانی
محتواهایی در حمایت از حملات تلافیجویانه ایران
محتوای حاوی سوگواری برای آیتالله سید علی خامنهای (رهبر شهید)
جنگ سوریه با حزبالله
خیلی دور یا خیلی نزدیک؟
چند هفتهای است که زمزمه یک سناریوی عجیب در محافل سیاسی و رسانهای منطقه شنیده میشود: آیا سوریه قرار است وارد نبردی مستقیم با حزبالله در لبنان شود؟ ماجرا از آنجا آغاز شد که دونالد ترامپ و برخی مقامهای آمریکایی بارها از نقش احتمالی دولت احمد الشرع در مهار یا مقابله با حزبالله سخن گفتند. از نگاه واشنگتن، حزبالله مهمترین مانع بر سر راه نظم جدیدی است که آمریکا برای منطقه ترسیم کرده و حذف یا تضعیف آن میتواند مسیر پروژههای سیاسی مورد نظرش را هموار کند.
اما وقتی پای واقعیتهای میدان به میان میآید، داستان پیچیدهتر میشود. دمشق با مجموعهای از پرسشهای سنگین روبهرو است: از احتمال واکنش ایران و گروههای همسو گرفته تا خطر بیثباتی داخلی، فعال شدن بحرانهای قومی و مذهبی و گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی که میتواند هم سوریه و هم لبنان را وارد دور تازهای از آشوب کند.
در همین حال، فهرست بلندبالای تجهیزات و حمایتهایی که دمشق برای چنین عملیاتی مطالبه کرده، بیش از آنکه نشانه آمادگی برای جنگ باشد، به تلاشی برای دور نگه داشتن خود از این ماجراجویی شباهت دارد. جالب آنکه حتی اسرائیل نیز نسبت به چنین سناریویی تردید دارد و فعلا کنترل مرزها را به درگیری مستقیم ترجیح میدهد.
به همین دلیل، با وجود فشارهای سیاسی و گمانهزنیهای فراوان، هنوز نشانهای جدی از نزدیک بودن جنگ سوریه و حزبالله دیده نمیشود؛ سناریویی پرهزینه که فعلا بیشتر در اتاقهای فکر مطرح است تا در میدان نبرد.
نقد خبر
در همینه زمینه :