گروه نجات کودکان متولدنشده
تلاش 80 پزشک و ماما که در قامت یک گروه جهادی فعالیت میکنند مانع سقط جنین مادران شده است
رابعه تیموری | روزنامهنگار
«سر بیدرد را دستمال بستن» حکایت حال فاطمه سادات خلیلیفر و همراهانش است. آنها اگر باخبر شوند که پدر و مادری در یک گوشه این شهر از سر استیصال، نامهربانی یا به هر دلیل و بهانهای میخواهند، حق حیات را از فرزند متولدنشده خود دریغ کنند، پاشنههایشان را ورمیکشند و راه و نیمراههای بسیاری را امتحان میکنند تا از این تصمیم منصرفشان کنند. نخستین کودکی که دکتر خلیلیفر و همراهانش از مرگ نجاتدادند، یک دختر به نام هدیه بود. سرنوشت هدیه باعث شد که نجات کودکان در معرض سقط به دغدغه آنها تبدیل شود و با تشکیل گروه جهادی «حسنا» برای حفظ حیات کودکان متولدنشده تلاش کنند.

ناگفتههای شوکآور
نقطه شروع جمعشدن اعضای گروه جهادی حسنا، دوران شیوع کرونا بود که خطرات همهگیری این ویروس، افراد بسیاری را گرفتار و خانهنشین کرده بود. در اینروزها خلیلیفر و تعدادی از دوستانش تصمیم گرفتند تا برای رزقو روزیرساندن به افراد آسیبدیده آستین بالا بزنند. آنها با همراهی دوست و آشنا مقداری مواد غذایی تهیه کردند و برای مدتی دست از کار و زندگی شخصیشان شستند تا این لوازم را بهدست ساکنان مناطق مسکونی حاشیه تهران برسانند. خلیلیفر درباره آن روزها میگوید: «این سرکشیها را از خانوادههای پرجمعیت شروع کردیم که با مشکلات بیشتری دستوپنجه نرم میکردند. پس از مدتی که بر اثر این رفتوآمدها و احوالپرسیها اعتماد خانوادهها جلب شد، شنیدن درددل مادری جوان، ما را شوکه کرد. او میخواست بهدلیل تنگبودن دستوبالش، فرزندی را که توی راه داشت سقط کند و برای ازبینبردن جنین از ما کمک میخواست.»
برای نجات هدیه
تکاپوی خلیلیفر و دوستانش برای بازکردن گرههای زندگی خانواده نوزاد متولدنشده با سختی به ثمر میرسد: «ما از مادر خواستیم مدتی برای اجرای تصمیمش دست نگه دارد و سعی کردیم مشکلات آنها را یکییکی حل کنیم تا برای نگهداشتن کودک، انگیزه پیدا کنند. نخستین دلیلی که آنها مطرحکردند، بیکاری پدر بود اما با آنکه این مسئله را با آبرو گروگذاشتن حل کردیم، مقاومت والدین جنین برای سقط او ادامه داشت. با اینحال ما به تلاش خود ادامه دادیم و سعی کردیم بیشتر از سایر خانوادههای آن محل به معیشت آنها توجه کنیم. یکبار که برای این خانواده مواد غذایی تدارک دیدیم، یکی از اعضای گروه با هزینه خودش یکدست کلهپاچه تمیزشده هم تهیه کرد تا غذای هوسانه مادر باردار باشد. وقتی مادر چشمش به این کلهپاچه افتاد، چشمهایش پر از اشک شد و گفت من امروز هوس یک کاسه آب کلهپاچه کردم و بدون آنکه آن را به زبان بیاورم خدا آن را رزق بچهام کرد. پدر هم با دیدن حال مادر به زبان آمد و گفت من با امامحسین(ع) قرار گذاشتهام که اگر در زندگیمان گشایشی پیش بیاید، این بچه را نگه دارم و حالا این بچه، قبل از به دنیاآمدنش برکت را به زندگی ما آورده است.»
راههای رفته و نرفته
شیرینی لحظه تولد هدیه و دیدن شادی پدر و مادرش، خستگی چندماه را از تن خلیلی فر و همراهانش درآورد، ولی خطری که زندگی هدیه را تهدید میکرد، باعث شد توجه ناجیانش به آمار بالای سقط جنین جلب شود و تلاش خود را به پیشگیری از این خطر جمعیتی معطوف کنند: «در قدم اول از متخصصان زنان و زایمان و مراکز بهداشتی درمانی مختلف، خواستیم تا مادرانی را که تصمیم به سقط جنین گرفتهاند با ما ارتباط دهند. اوایل، همکاری این مراکز با ما کمتر بود، اما کمکم تعدادشان بیشتر شد و هر مادری که به ما معرفی میکردند به سراغش میرفتیم تا او را برای نگهداشتن فرزندش مجاب کنیم. سختترین بخش کار جلب اعتماد این خانوادهها بود که ما را محرم بدانند و به حریم خانواده خود راه بدهند و اجازه دهند با هم مشکلاتشان را حل کنیم.» وقتی مادری حرف اعضای گروه حسنا را زمین میانداخت، آنها بهدنبال معتمدی از اطرافیان مادر میگشتند تا با پادرمیانی، او را مجاب کند که فرزندش را از بین نبرد. وقتی مشغلههای شغلی، مادران را به صرافت سقط جنین میانداخت، ابایی نداشتند که نزد صاحبکار مادر، آبرو گرو بگذارند تا با آسانترکردن شرایط محیط کار، باعث زندهماندن کودک شوند. اگر هم گلایهها و اختلافات پدر و مادر آنقدر روی هم تلنبار شده بود که برای نگهداشتن ثمره زندگی مشترکشان انگیزهای نداشتند، برای وصله و پینهکردن رشته محبتشان همتی مادرانه به خرج میدادند: «از زمان تشکیل حسنا دستمان برای کمک به این مادران، پیش مردم دراز بود ولی از این کمک خواستن هیچوقت شرمنده نبودهایم و معتقدیم وظیفه همه ایرانیان است که برای نجات فرزندان این سرزمین همت کنند.»
باکلاس ماندن به قیمت قتل فرزند
در این سالها آنچه بیش از همه اعضای حسنا را رنج داده، سادهانگاری جامعه درباره ماهیت این اتفاق تلخ است: «اوایل تصور میکردیم، مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی مهمترین دلیل سقط جنین نوزادان است، اما در جریان کار متوجه شدیم که تعدادی از مادران برای باکلاسماندن و گریز از نکوهش اطرافیانشان حق حیات را از فرزندانشان میگیرند. آنها برای اینکه توسط دیگران قضاوت نشوند و بهدلیل چندفرزندبودن با برچسبهای منفی مورد شماتت قرار نگیرند، فرزندانشان را از حق زندگی محروم میکنند. برخی از پدر و مادرها هم احساسشان نسبت به جنین با حس آنها نسبت به دیگر فرزندانشان متفاوت است و از بینبردن جنین را امری ساده میدانند.» حالا که از پاگرفتن جمع حسناییها چند سالی گذشته و در دفتر دستاوردهای آنها نجات زندگی صدها کودک به ثبت رسیده، هر روز به تعداد اعضای گروه اضافه میشود. شمار اعضا و همراهان حسنا به ٨٠ نفر رسیده که تعداد زیادی از آنها پزشک، ماما و اعضای کادر درمان هستند.
تکثیر حسنا
رسیدن آوازه فعالیتهای گروه حسنا به فعالان جهادی گوشه و کنار کشور باعث شد تا بسیاری از آنها وارد گود شوند و برای حفظ و نجات جنینهای در معرض سقط تلاش کنند، اما در کنار این گروهها که با نامهایی مانند مهر فرشتهها، مهر مادری و... در مناطق مختلف کشور فعالیت میکنند، تعدادی از فعالان جهادی هم برنامههای خود را به رفع سایر نیازهای مادران باردار معطوف کردهاند. گروه جهادی «دانه»یکی از این گروههای جهادی است که در زمینه ترویج تغذیه نوزادان با شیر مادر فعالیت میکند و با بهبود تغذیه مادران باردار کمبضاعت و آگاهکردن مادران درباره آثار مثبت شیردهی نوزادان روی مادران و کودکانشان، فرهنگ تغذیه با شیر مادر را ترویج میکنند.