صدای «سور و سات» میآید
گفتوگو با مردان پیر و جوانی که صدای سرنانوازی را در جشنهای روستاها و شهرها به گوش میرسانند
سحر جعفریان عصر | روزنامهنگار
خوشحالند و با همراهی شماری از اقوام درجهیک و دوستان صمیمی از دفتر ازدواج خارج میشوند. همین که عروس دستهگل سپیدش را بالا میبرد و داماد از ذوق حلقه ازدواجشان میخندد، صدای نوستالژیک سرُنا و دُهل به گوش میرسد: «یار مبارک بادا ایشالا مبارک بادا...» همراهان با ریتم سنتینوازان ضرب میگیرند و چند رهگذر نیز مهمان ناخوانده مراسم عقد که حالا به میان پیادهرو کشیده شده، میشوند. دورتر، در خیابان یا محلهای دیگر باز سوروسات عروسی برپاست.
عروس و داماد موتورسوارند و جز عکاس و نوازنده کسی به جشن جمعوجورشان دعوت نیست. نوازنده «ساز و دهل بیارید، گل و گلاب بیارید» مینوازد و عکاس، لحظههای شاد زوج متفاوت را شکار میکند. دوباره، دور و دورتر، حوالی پارک ملت، عروس و دامادی خجالتی گوشبهفرمان فیلمبردارند. عروسخانم کمی جلوتر از آقا داماد ایستاد تا ژستشان واقعی از آب درآید. خواننده گروه موسیقی همراه «جینگه جینگه ساز میاد از بالای شیراز میاد» را میخواند. این روزها که جنگ گذشته و فرصت کمی باقی است تا شروع ماههای محرم و صفر، ساز عروسی حسابی کوک شده است.
شادباشهای عروس و داماد
مظفر 64ساله است و برادرش کیومرث 60ساله، اهل قاراقان یا همان خَرَقان استان قزوین. ساز و دهلنوازی را از پدرشان، صفیخان دانَکی یاد گرفتهاند، در کودکی؛ از زمانی که گهگاه بهجای گشتوگذار در آوج و آبتنی در چشمههای بولاغی با سرنا و طبل (دهل) دستساز پدر سرگرم بودند. کیومرث نفس بیشتری دارد و به سرنا یاساز میدمد و مظفر ضرب دستش پرزورتر است و بر دهل میکوبد. خوشنوازند و بیش از ٣۵سال است آوازه خوشنوازیشان در همه شهرها و روستاهای دورونزدیک پیچیده؛ از مازندران تا هرمزگان و از کردستان تا خراسان. هنوز خستگی ساز و دهلنوازی عروسی شب گذشته شهرستان بهار همدان از تنشان درنرفته که باید راهی روستایی در سنندج شوند. مظفر اینها را میگوید و ادامه میدهد: «از بعد از این جنگ آخریه یواشیواش سرمون شلوغ شد. حالا هم شلوغتر شده چون فرصت زیادی تا محرم و صفر نیست. خدا رو شکر، انشاءالله همیشه شادی باشه.» بنا به درخواست میزبان در هر مجلس عروسی و جشن از ٢٠دقیقه تا ٢ساعت سنتینوازی میکنند و مُزدشان نیز توافقی است؛ یا شادباشهای عروس و داماد یا مبلغی بین ۶ تا ١٠میلیون تومان.
ساز عروسی کوک میشود
مسئولیت کیومرث بیشتر سرنانوازی است؛ تدارک لباس، تولید محتوا و مدیریت صفحه شخصیشان در یکی از شبکههای مجازی را نیز بر عهده دارد، البته با کمک الهامخانم، دختر تهتغاریاش؛ «خیلیا توی اینترنت ما رو پیدا میکنن و مشتری میشن. برای همین از بعضی اجراهامون و مجلسایی که شور و شمار جمعیتش بالاست ویدئوهای کوتاه توی پیج میذاریم.» انتخاب لباس برای اجرا در مجالس گوناگون هم قاعده و قانون خود را دارد؛ «لباسامون بیشتر شبیه همه؛ یه وقتایی محلی و یه وقتایی هم کت و شلوار میپوشیم. معمولا توی مجلسای روستایی و قومیتی، لباس مخصوص همون منطقه و قوم (لر، کرد، ترک، بلوچ، عرب، گیلک) رو تن میکنیم. توی تالارای پذیرایی شهری هم کت و شلوار پلوخوری.» برادران دانَکی مشتریان دولتی و سازمانی هم دارند، ازجمله وزارتخانهها و شهرداریها که به بهانه برگزاری مراسم سُرور در مناسبتهای مذهبی و ملی، سراغ آنها را میگیرند. مظفر و کیومرث، هفته گذشته شب عید غدیر در خیابانهای پایتخت به نواختن ساز و دهل مشغول بودهاند.
فولکلور در خدمت شادی
لابهلای آگهیهای اینترنتی با برچسب خدمات مجالس، عنوان «موسیقی سنتی» کم نیست؛ عنوانی که بهگفته پاسخگوی تلفن یکی از همان آگهیدهندگان چند سالی است با استقبال مواجه شدهاست؛ «درسته تشریفات لوکس و لاکچری خیلی طرفدار داره، ولی مشتری بعضی خدمات کلاسیک و بومی هم زیاد شده؛ مثل دهلنوازی وسط کلی سوروسات شیک. جوونای امروزی سلیقه خاصی دارن، دنبال خاطرهبازی و یه جور هیجان و سورپرایز متفاوتن.» پاسخگوی تلفن دیگر مؤسسه برگزارکننده تشریفات مراسم و مجالس که مردی جوان و پرحوصله است، توضیح میدهد: «مؤسسه ما با بهترین گروه موسیقی سنتی همکاری میکنه که نوازندههاش همه استادن. کافیه بگید ساز و دهل به چه سبکی میخواید؛ لری، کردی، خراسانی یا جنوبی، یا بگید که چه فضا و برنامهای مدنظر دارید؛ ورود یا بدرقه عروس و دوماد، ازدواجای دانشجویی یا کاروانهای شادی تقویمی مثل روزِ شیراز...» با توجه به افزایش تماس و درخواست خدمات موسیقی سنتی در روزهای منتهی به ماه محرم، جمله پایانی مرد جوان تأکید بر رزرو هرچه زودتر منوی ساز و آواز فولکلوریک مؤسسهشان است.
کوبه طبل جشن بعد از کوس جنگ
عرفان در قسمت معرفی و توضیح صفحه شخصی خود در یکی از شبکههای مجازی نوشته: «تنها دیجی دهلنوازِ ایران». از سر همین جمله که وصف پارادوکسی جالب (جدید و مجهز با سنتی و ساده) در مهارتهای موسیقایی اوست، افراد بسیاری دنبال و پسندش میکنند. تاریخ آخرین ویدئویی که عرفان به اشتراک گذاشته به چند روز قبل بازمیگردد؛ عصر گرم 17خرداد1405. ویدئو نمایی از یک مراسم ساده و دوستانه ازدواج را نشان میدهد: مرکز شهر، کافهای کوچک، چند بادکنک با رنگ بژ و گلهایی به رنگ هلویی، عروس و داماد دهههشتادی با رخت و لباسهایی ساده و راحت، دوستانی صمیمی و شوخ و عرفان و دستیارش که به نُت «یار مبارک، بادا ایشالا مبارک...» ساز و دهل مینوازند.
در ویدئویی دیگر که تاریخش کمی قبلتر است، عرفان میان دایره رقص مردانی کرد در باغی بزرگ در شهر قروه استان کردستان ایستاده و باز دهل مینوازد، این بار اما صدای دهلش با ترانههای ضبطی که از تجهیزات صوتی دیجی به گوش میرسد، ترکیب میشود. از نظراتی که زیر هرکدام از ویدئوها ثبت شده، پیداست مهمترین سؤال دنبالکنندگان چندوچون هزینه خدمات موسیقی مجالس است. عیدِ ساز و دهلنوازان و دیجیهای ششوهشتی است؛ این را میثم میگوید که خواننده خیابانی است؛ «این روزا خیلی عروس و دوماد میبینم، عروس و دومادای مینیمال که ساده و خودمونی جشن میگیرن؛ با یه عکاس و یه خواننده یا نوازنده و تعدادی هم دوست و رفیق. این مدل مراسم خیلی خوبه؛ هم سادهن و هم برگزاریشون توی فضاهای عمومی باعث شادیآفرینی جمعی میشه.»