هویت 40 ساله
علیرضا محمودی

40سال از اکران نخستین فیلم ابراهیم حاتمیکیا میگذرد. با نمایش هویت در سال ۱۳۶۵ سینمای جنگی ایران با یکی از مؤثرترین کارگردانان خود آشنا شد. هویت علاوه برمعرفیحاتمیکیا به مخاطبان، نموداری از محتوای مورد علاقه فیلمساز در کارنامه 40 سالهاش نیز هست. جنگ و تبعات آن برای حاتمیکیا بهانهای است تا به روان در حال مبارزه شخصیتهای مورد علاقهاش سفر کند. درون قهرمانان فیلمهای حاتمیکیا محل تلاقی دنیاهای موجود و موعود و صحنه کشمکش هویت واقعی و هویت حقیقی است. ناصر پویان (جلیل فرجاد)، جوانی که کاری با جنگ و جبهه ندارد و با موتورش راهی شمال است، در اثر تصادف و اشتباه با هویت دیگری راهی بیمارستان مجروحان جنگی میشود.
او با صورت باندپیچی شده که شمایلی چون مرد نامرئی به او داده دچار چالشی میشود که قهرمانان حاتمیکیا خلق میشوند تا آن را تجربه کنند. کارگردان براساس کنشها و واکنشهای مسیر داستان به بیان تمایلات خود از جهان پشت پرده جنگ و مقاومت میپردازد؛ جهانی که یکدست و حتی خوشبینانه نیست.
کارنامه حاتمیکیا سرشار از اوج و فرودهایی است که نتیجه کشمکشهای فیلمساز با خود و هویت حقیقی قهرمانانش است. در دهه ۱۳۶۰ مدیران سیمای جمهوری اسلامی برای تامین فیلمهای سینمایی آنتن شبکه یک عادت به مراجعه به گنجینه سینمای کلاسیک داشتند.
یکی از فیلمهای کلاسیک این دوره فیلم
«گذرگاه تاریک»(۱۹۴۷) ساخته دلمر دیوز بود؛ تریلر جنایی با مایههای نوآر درباره سرنوشت یک زندانی فراری با بازی هامفری بوگارت که قصد داشت از قاتل همسرش انتقام بگیرد. در این فیلم بوگارت با همکاری لورن باکال تغییر چهره میدهد. در چندین سکانس فیلم صورت بوگارت با پانسمان پوشیده شده. او با چهره تازه هویتی تازه مییابد.
سرنوشت قهرمان سفری از هویت انتقامجویانه به مقصد هویت عاشقانه است. در دهه ۱۳۶۰ فیلمهای ابراهیم حاتمیکیا برای چند منتقد جاسنگین یادآور سینمای کلاسیک بود و برای مصرفکنندگان فیلمهای عصر جمعه که مفری جز این فیلم نداشتند، قرابت سرنوشت جلیل فرجاد و هامفری بوگارت با حربه پانسمان روی صورت تداعی معنایی بود برای عبور از خود؛ خودی که اغلب از آن ناراضی هستیم.