امسال قرارداد واگذاری رایگان عمارت و باغ علاءالسلطنه در محله دزاشیب به انجمن خوشنویسان به پایان میرسد
خوشخطها میمانند؟
راحله عبدالحسینی| خبرنگار:
ویروس ساختوساز که به جانمان افتاد باغهای تهران را خراب کردیم و آپارتمان ساختیم. کلنگ را به خانههای قدیمی با حوض فیروزهای و حیاط درندشت آنها زدیم و آسمانخراش ساختیم. حالا دلمان برای عطر گلدانهای شمعدانی تنگ شده و راه میافتیم در کوچهپسکوچهها تا شاید خانهای ببینیم که ما را به روزگار رایحه شمعدانی و عطر کاهگل نم زده پیوند بزند. یکی از همین خانهها در محله دزاشیب هست؛ خانهای که قریب به 2دهه است آن را با نام انجمن خوشنویسان ایران میشناسیم و این روزها اصحاب فرهنگ و شهروندان چشمانتظارند تا در میراث فرهنگی ثبت شود. انجمن خوشنویسان ایران روزگاری خانه «حسین اعلاء» نخست وزیر پهلوی بود.
از زمان سلطان صاحبقران این سنت شکل گرفت و هر کسی که دستش به دهانش میرسید تابستانها راهی شمیران میشد و همراه خانوادهاش در گوشه باغی 3ماه تابستان را میگذراند تا از گرمای سوزان و بیماریهایی که در تهران بود آسوده باشد. با این حساب، دیگر تکلیف اعیان و اشراف و رجال و درباریها مشخص بود و آنها حتماً برای خود در شمیران عمارتی میساختند. یکی از خانه باغهای قدیمی در محله دزاشیب متعلق به «محمدعلی علاءالسلطنه» رئیس الوزرای دوره احمدشاه قاجار بود.
«مهدی وارستهپور» شورایار محله دزاشیب و از اهالی قدیمی این محله میگوید: «از زمانی که من میدانم و از پدرم شنیدهام اینجا به باغ علاء معروف بود. این باغ 48هزارمترمربعی که حدود صد سال قدمت دارد بعدها بین فرزندان علاءالسلطنه تفکیک شد. یکی از فرزندانش به نام «حسین علاء» که نخست وزیر دوران پهلوی بود اینجا را خانه ییلاقیاش کرد. او زمستانها به تهران میرفت و به اصطلاح خانه قشلاقیاش در تهران، حوالی دروازه شمیران بود.»
وارستهپور از باغبان این خانه که ماه گذشته به رحمت خدا رفت یاد میکند. «اصغر قوامی» و پدرش «قربانعلی» سالها باغبان این خانه بودند. زمینهای اطراف این خانه هم بیشتر گندمزار و زمین صیفیکاری بود. کمکم هم از مساحت باغ کاسته شد و هم زمینهای کشاورزی و باغها از بین رفت. ما ماندیم و یک عمارت قدیمی و تعدادی درخت کهنسال و دلمان را به همین یادگارها خوش کردیم.
باغ و معماری ایرانی
عمارت باغ علاء به سبک معماری ایرانی ساخته شده است. از همان خانهها که بیرونی و اندرونی و حوضخانه و شبستان دارد. درختان میوه و گلها و گیاهان باغ هم از آب قنات سیراب میشد. عمارت 2طبقه است. دیوارهای آجری و درختان کهنسال آرامش را به مهمانان هدیه میکند. حسین علاء، سیاستمدار و در دولت مستوفی الممالک، وزیر فواید عامه بود. او ریاست اداره کل تجارت، وزارت بازرگانی و مدیرکلی بانک ملی را هم در کارنامهاش دارد. سال ۱۳۲۱ هم وزیر دربار پهلوی دوم شد. حسین علاء سال 1343 درگذشت و بعد از او خانوادهاش در همین باغ زندگی کردند. فریدون علاء، پسر حسین علاء برخلاف پدر و پدربزرگش هیچکاری با سیاست نداشت. فریدون سال 1310متولد شد. او را با عنوان پزشک متخصص رشته خونشناسی، بنیانگذار سازمان انتقال خون ایران و پدر هموفیلی ایران میشناسند.
«نصرالله حدادی» پژوهشگر تهران قدیم میگوید: «فریدون علاء بدون استفاده از نفوذ پدرش برای تاریخ ایران باقیاتالصالحاتی از خود به جا گذاشت و سازمان انتقال خون ایران را پایهگذاری و انتقال خون را رایگان کرد. در حالی که تجارت جهانی خون در دنیا بسیار پرسود است و یک بشکه خون یا فرآوردههای خونی به اندازه 220هزار تا 500هزار بشکه نفت ارزش دارد.»
بعد از انقلاب اسلامی، خانه و باغ علاء در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت تا اینکه در دهه60، شهرداری آن را خریداری کرد. وارستهپور میگوید: «سال 1363 شهرداری تهران این باغ علاء را به مبلغ یک میلیارد و 300هزار تومان از بنیاد مستضعفان خرید.» طبق قرارداد شهرداری منطقه یک، خانه علاء را از سال 1377 به مدت 20سال رایگان در اختیار انجمن خوشنویسان ایران قرار داد. اهالی محله این روزها دغدغه دارند که امسال با پایان یافتن مهلت قرارداد آیا این خانه باغ کاربری دیگری خواهد یافت یا خیر. وارستهپور میگوید: «همه اهل محل دوست دارند اینجا یک مرکز فرهنگی باشد و شکل خانه علاء به همین صورت حفظ شود.»
مرکز فرهنگی باقی میماند
موضوع پایان قرارداد انجمن را با «محمود منیعی» مشاور شهردار منطقه یک در میان میگذاریم. منیعی پاسخ میدهد: «هنوز مهلت قرارداد سر نیامده است. احتمال اینکه قرارداد تا یک دهه دیگر با انجمن خوشنویسان تمدید شود بسیار زیاد است. در هر صورت باغ علاء به کاربری فرهنگی تعلق میگیرد.» در شمالیترین قسمت باغ نمایشگاههای فرهنگی و هنری و در بخش جنوبی کلاسهای انجمن خوشنویسان برگزار میشود و کتابخانه انجمن هم در ضلع جنوبی واقع شده و در گوشهای دیگر هم کافیشاپ قرار دارد. باغ علاء با توجه به قدمتی که دارد و یکی از باغهای به یادگار مانده از دوران گذشته است هنوز ثبت میراث نشده و اهالی چشمانتظارند تا این اتفاق بیفتد. برای پیگیری این موضوع، چندین بار با «سپیده سیروس نیا» معاون میراث فرهنگی استان تهران تماس گرفتیم، اما وی پاسخگو نبود.