زنانی که روایت جنگ در دست آنهاست
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

روایت جنگ تحمیلی سوم نیازمند زنان فیلمساز است. جنگی که در روز اول آن فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب رخ میدهد، نیازمند روایتهای مادرانه است تا عمق این رویدادهمیشه تاریخ تلخ را در برابر مخاطب قرار دهد. داستان جنگی که خانهها بیش از خاکریزها در آن در صف اول مقابله قرار داشت و زنان پرچم بهدست در میدانها بیش از هرتصویری در آن به یادها مانده، نیازمند فیلمسازان زن است. انسیه شاهحسینی، منیر قیدی و لیلی عاج در سینمای جنگی ایرانی تجربههای قابلتوجهی پشت سر گذاشتهاند. در برخی از آثار این فیلمسازان تلاشی در روایت و ساختار بصری و صوتی فیلم دیده میشود تا عطوفتی که در جنگ از زنان دریغ میشود، همچون قدرتی برآمده تصویر شود. شاهحسینی در چند سکانس از فیلمهایی چون «شب بخیر فرمانده»(1384) و «زیباتر از زندگی»(1390) و «دست ناپیدا»(1402)، قیدی در «بسیاری از لحظات ویلاییها»(1396) و عاج در اغلب سکانسهای «سرهنگ ثریا»(1401) موفق شدند هم روایت زنان و هم روایت زنانه در سینمای جنگی ایرانی را ارتقای چشمگیری بدهند. سینمای جنگ فارسی بعد از پیچ تاریخی امروز نیازمند عبور از تجربههای قبلی است و چشم بسیاری به فیلمهای زنان فیلمساز جنگی است.