جوان همدانی پس از حدود 4ماه جستوجو در ارتفاعات الوند، پیکر برادرش را پیدا کرد
جدال با برف و یخ در جستوجوی برادر
فتانه احدی | روزنامهنگار
جوان همدانی که حدود 4ماه پیش برادرش را در حادثه سقوط بهمن در ارتفاعات الوند از دست داده بود، در همه این مدت راهی ارتفاعات میشد تا شاید پیکر او را پیدا کند؛ تلاشی که پس از ماهها نتیجه داد و وی توانست به چشمانتظاری خانوادهاش خاتمه دهد.
به گزارش همشهری، روز جمعه 3بهمن سال گذشته بود که تعدادی از کوهنوردان همدانی راهی دشت میشان در ارتفاعات الوند شدند. با وجود سردی هوا و برف شدیدی که در کوهستان باریده بود آنها توانسته بودند تا پناهگاه «کلاغلانه» در ارتفاع 3هزار و400متری بروند و حدود ساعت 2بعدازظهر بود که تصمیم گرفتند، برگردند.بارش برف آغاز شده بود و هر لحظه به سردی هوا میافزود و آنها باید هر چه زودتر خودشان را به دامنه کوه میرساندند اما هنگام عبور از یک دماغه برفی، 4نفر از آنها ناگهان سرعتشان را زیاد کردند و کمی بعد صدای غرش شدیدی در کوه پیچید. سقوط بهمن باعث گرفتار شدن کوهنوردان زیر خروارها برف شد و این شروع عملیات جستوجویی بود که تا ماهها بعد نیز ادامه داشت.
جستوجو در برف
با اعلام خبر مفقودی کوهنوردان به هلالاحمر، تیمهای امدادی راهی ارتفاعات شدند و عملیات جستوجو شروع شد. امدادگران در همان روز نخست موفق شدند پیکر 3نفر از کوهنوردان را از زیر برف خارج کنند اما تلاشها برای پیدا کردن پیکر چهارمین نفر به نام محمد کریمی50ساله به جایی نرسید. جستوجوگران تمام مناطقی را که احتمال میرفت کوهنورد 50ساله در آنجا گرفتار شده باشد گشتند اما وقتی ردی از او پیدا نشد، عملیات جستوجو نیز
متوقف شد.
در جستوجوی برادر
هر چند عملیات تیمهای امدادی متوقف شده بود اما برادر کوهنورد گمشده همچنان بهدنبال یافتن او بود؛ تلاشی که بعد از حدود 4ماه نتیجه داد و در نهایت او توانست پیکر برادرش را زیر برف پیدا کند.روحالله کریمی، برادر کوهنورد جانباخته در گفتوگو با همشهری میگوید: برادرم محمد، حدود 15سال بهصورت حرفهای کوهنوردی میکرد و به بیشتر کوههای ایران صعود کرده بود. او آخر هفته با همنوردانش به ارتفاعات میرفت و جمعه سوم بهمن هم به روال گذشته با دوستانش به ارتفاعات الوند رفت تا اینکه باخبر شدیم گرفتار بهمن شده است. او میافزاید: همان روز من با 3نفر از پسرداییهایم برای پیدا کردن برادرم بهسوی ارتفاعات راه افتادیم. با اینکه وضعیت هوا و شرایط جوی خیلی بد بود، خود را به قله رساندیم اما کولاک و برف آنقدر زیاد بود که نتوانستیم پیشروی کنیم.کریمی اضافه میکند: ما 10روز مداوم بهدنبال پیکر برادرم میگشتیم اما اثری از او نبود. من و برادرم سوپرمارکت داشتیم و با هم شریک بودیم. من فروشگاه را تعطیل کرده بودم و فقط بهدنبال برادرم میگشتم اما هیچ ردی از وی بهدست نیامد. بعد از آن هر جمعه با چند نفر از اقوام، دوستان و کوهنوردان به ارتفاعات الوند میرفتیم و جای جای آنجا را میگشتیم.
چندماه بعد
جستوجو در محل حادثه برای پیدا کردن پیکر محمد ادامه داشت و برادرش همچنان امیدوار بود که او را پیدا کند. وی میگوید: حدود 4ماه از حادثه گذشته بود و چند روز پیش با شوهر خواهرم و 3نفر از دوستان برادرم، طبق روال هر هفته راهی ارتفاعات شدیم. ساعت 5:30صبح حرکت کردیم و 2ساعت بعد به محل حادثه رسیدم. هنوز محل حادثه پوشیده از برف بود و خطر سقوط بهمن وجود داشت. برای همین نگران بودم که مبادا برای همراهانم اتفاقی بیفتد. ما جستوجو را بین صخرهها ادامه میدادیم؛ برخی صخرهها بهدلیل شکل و حفرهای که در دلشان دارند، بهعنوان جانپناه استفاده میشوند. به همین دلیل احتمال میدادم که برادرم آنجا باشد. از آنجا که برف برخی نقاط هم شل شده بود و هر لحظه امکان داشت که هرکسی تا عمق 2تا 5متری در برف فرو برود، مدام حواسم به اطرافیانم بود تا اتفاقی برایشان نیفتد.
پیکری زیر برف
برادر کوهنورد گمشده میگوید: در حوالی قله کلاغ لانه سرگرم جستوجو بودیم که متوجه شدم شوهر خواهرم در میان برفها گیر کرده است. رفتم تا او را نجات دهم که در میان برف ناگهان پایم به جسمی خورد. وقتی با دقت بررسی کردم، متوجه شدم جسد یخ زده انسان است. پیکر برادرم بود که او را در کنار تخته سنگی پیدا کردم و معلوم شد که وی پس از سقوط بهمن تا ارتفاع حدود 15متری سقوط کرده بود و در کنار همان تخت سنگ افتاده جان خود را از دست داده است.وی ادامه میدهد: همان موقع به هلال احمر اطلاع دادم و از آنها برای انتقال پیکر برادرم کمک خواستم: چون مسیر سخت و صعبالعبور بود و بالگردی وجود نداشت، 16نفر از تیم امداد نجات هلال احمر همدان و کوهنوردان همدانی برای کمک به ما آمدند. آنها 2ساعت بعد خودشان را به ما رساندند و پیکر برادرم را در کیسهای گذاشتند و حدود 2کیلومتر روی برفها به طرف پایین تا «دره امامزاده کوه» آن را سرُ دادیم. بعد از آن هم 200متر روی برانکارد حمل کردیم تا به خودروهای هلال احمر و آفرود رسیدیم و برادرم را به همدان بردیم و روز یکشنبه 27اردیبهشت در همان محلی که دوستانش دفن بودند، به خاک سپردیم.