• شنبه 9 خرداد 1405
  • ١٣ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 30
سه شنبه 29 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 276361
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/D9wgB
+
-

درباره خسارت/عدم‌النفع جنگ تحمیلی سوم

مالک شریعتی ؛  نماینده مجلس

پس از اعلام شتاب‌زده ۲۷۰میلیارددلار خسارت جنگ تحمیلی سوم توسط سخنگوی محترم دولت، این سؤال در ذهن کارشناسان و عموم مردم شکل گرفت که مبنای این عدد چیست و شامل چه مواردی است تا اینکه اخیرا وزارت امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد که جمع خسارات مستقیم غیرنظامی جنگ سوم تحمیلی ۹ میلیارد دلار بیشتر نیست.
با توجه به GDP کشور بسیار هم بعید بود عدد ۲۷۰‌میلیارد دلار صحیح و قابل اتکا باشد و به‌نظر می‌رسد مربوط به مجموعه‌ای از تخمین اولیه خسارات مستقیم نظامی و غیرنظامی به همراه برآورد‌ کلی از عدم‌النفع و غرامت ناشی از چندین سال بعد کشور باشد.
سؤال مهم این است که کدام‌یک درست است و چگونه باید تمام خسارت‌ها، غرامت‌ها و عدم‌النفع‌های جنگ را محاسبه کرد تا همزمان هم امید مردم دچار خدشه نشود و برخی خناسان نسخه تسلیم نپیچند و هم در زمان لازم بتوان از دشمن خبیث، غرامت سنگین پشیمان‌کننده‌ای مطالبه کرد؟
در گام نخست باید بررسی عدم‌النفع اساسا مجزا از خسارت‌های مستقیم باشد؛ چراکه ارزیابی خسارت پس از بررسی داده‌های واقعی فنی، مهندسی و اقتصادی، کاملا قابل اطمینان است؛ اما عدم‌النفع می‌تواند با مفروضات و مبانی محاسباتی مختلف و دیدگاه‌ها و رویکردهای متفاوت، نتایج کاملا متفاوت و بعضا متضادی داشته باشد.
برای درک بهتر نتایج متفاوت از مفروضات مختلف، توجه به نکات ذیل مهم است:
۱. مطالبات تریلیون‌دلاری تاریخی ایران ناشی از صدمات سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تاکنون:
  ‌سرنگونی دولت قانونی محمد مصدق‌
  جنایات رژیم پهلوی علیه مردم ایران (شکنجه‌های ساواک، ۱۷‌شهریور، فیضیه و...)
  جدایی آرارات و بحرین از ایران
  دزدی ۳۷ میلیارد دلاری شاه خائن از ملت ایران زمان فرار
  ترورهای منافقین (مقامات و مردم ایران؛ بالغ بر ۱۷‌هزار ترور)
  تجاوز رژیم صدام علیه ایران (بالغ بر ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت و ۲۵۰ هزار شهید)
  انواع کودتا و فتنه علیه مردم ایران (نوژه، فتنه ۸۸، دی‌ماه 1۴۰۴)
  انواع تحریم‌ها علیه سلامت و معیشت مردم ایران
  جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰‌روزه تاکنون
* نمونه مفروض محاسباتی: به ازای هر شهید، معادل غرامت یک کشته حادثه لاکربی 11میلیون دلار

۲. منافع غیرقابل قیمت‌گذاری:
اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و افول پترودلار، آغاز نابودی اسرائیل و شکست هیمنه آمریکا (صدمات به پایگاه‌ها و تجهیزات خاص دشمن نظیر F-35 و...)، بعثت بی‌نظیر و حضور منسجم مردم در خیابان، هجمه بی‌سابقه مردم جهان علیه سیاست‌های آمریکا، اختلاف شدید داخلی آمریکا و... دستاوردهایی غیرقابل قیمت‌گذاری است.

۳. منافع مستقیم ناشی از جنگ تحمیلی سوم:
افزایش قیمت جهانی و منطقه‌ای نفت خام حداقل به میزان ۵۰ دلار در هربشکه، افزایش قیمت منطقه‌ای و جهانی برخی محصولات اصلی و فرعی نفتی و گازی ازجمله LPG، نفت کوره، گوگرد

۴. عدم‌الضررها:
در کنار عدم‌النفع‌ها، باید به عدم‌الضررها نیز پرداخت. به‌عنوان مثال در صادرات برخی کالاهای نهایی زنجیره فولاد، همواره صحبت از صادرات غیرمستقیم یارانه انرژی به خارج مطرح بود‌ یا صادرات متانول به‌جای خوراک ارزشمندتر گازطبیعی، همواره مورد انتقاد بود.

۵. درآمدهای حلقه‌های‌ ماقبل آخر:
برخی محاسبات عدم‌النفع، با فرض صفر‌شدن صادرات محصول نهایی است، درحالی‌که محصولات حلقه‌های قبلی یا مواد خام معدنی می‌تواند بعضا تا ۷۰درصد درآمد قبلی را و بعضا با قیمت بالاتر فعلی تا ۱۰۰درصد محقق سازد.

۶. بیش‌برآوردی مرسوم دستگاه‌های اجرایی:
طبق رسم بودجه‌ای کشور، برآوردهای هزینه در مجموعه دستگاه‌های اجرایی معمولا با بیش‌برآوردی همراه است؛ به این معنی که گزارش شرکت‌های پایین‌دست تا به سطح وزارتخانه می‌رسد چندبار ضریب می‌خورد. لذا اولا خسارت واقعی تا چند‌برابر کمتر از میزان ذکر شده است و ثانیا برای تعیین دقیق خسارات مستقیم باید تا انجام آواربرداری صنعتی، تست‌های فنی و به‌دست‌آمدن گزارش کارشناسان رسمی صبر کرد.

۷. گزارش خسارات ریالی به دلار
بخش زیادی از خسارت‌ها (حداقل ۷۵درصد) ارزی نیست و به‌صورت ریالی و بدون نیاز به منابع ارزی قابل جبران است که البته متأسفانه در بخش نفت، گاز و پتروشیمی اساسا محاسبات ارزی و دلاری گزارش شده است. این مسئله خود به‌صورت مستقل دارای اثرات روانی مخرب بر بازار ارز کشور خواهد بود.

۸. توجه به ظرف زمان:
باتوجه به نظام بودجه‌ریزی یک‌ساله در کشور، ارزیابی خسارات و تقسیم جبران آنها باید به‌صورت سالانه و در ظرف بودجه پیش‌بینی شود؛ ضمن آنکه جبران و بازسازی برخی تاسیسات انرژی و صنعتی کشور نظیر پالایشگاه، پتروشیمی و... بیش از یک‌سال و بعضا تا ۳‌سال زمان می‌برد که ضرورت بودجه‌بندی یک‌ساله را ضروری می‌کند.

جمع‌بندی
تجمیع نادرست برخی اعداد عدم‌النفع با خسارت مستقیم، ممکن است تصمیم‌سازان را دچار خطای محاسباتی در امکان تداوم مقاومت کند و برخی خناسان نسخه تسلیم بپیچند.

این خبر را به اشتراک بگذارید