دیدار حسنسرباز و سیدمرتضی در توپخانه
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

یکی از غمانگیزترین سکانسهای سریال هزاردستان، ساخته شادروان علی حاتمی سکانس اجتماع سربازان فراری در میدان توپخانه است. بهدنبال حمله و اشغال کشور توسط ارتشهای متفقین سربازان و فرماندهان بدون کمترین مقاومت اسلحهها را زمین گذاشته و از پادگانها گریخته و مرزها را با دشمنان تنها رها کردند. فوج فوج سرباز بدون هیچ مواجبی تشنه و گرسنه راهی شهرها شدند. این صحنه یکی از غم انگیزترین خاطرات اهالی تهران است که سربازان کشور ملبس به لباس نظامی مفلوک و بیپناه بابت قرصی نان مستأصل بودند. علی حاتمی این صحنه را با بازی اصغر همت در نقش حسنسرباز و حسین گیل در نقش سیدمرتضی در شهرک سینمایی غزالی در سریال هزاردستان آینه عبرت کرده. حسن، غمگین و افسرده چمدان بهدست بهسویی میرود. سربازان در عمق میدان پریشان روی سکوی حوض ولو شدهاند. سیدمرتضی با مجمعه خرما به سمت سربازان گرسنه میرود. با دیدن حسن توجهش به او جلب میشود.
سید مرتضی با صدای شادروان بهرام زند: «کجا همشهری؟» حسنسرباز با صدای شادروان جلال مقامی: «خونه.»
مرتضی: «رفقات را تنها میذاری توی این شرایط سخت؟»
حسن: «امیرلشکرش در رفت. من که حسنسربازم.»
مرتضی: «حرمت سربازی به غیرته نه به تیمساری.»
حسن: «رفتن من لطف به رفقاست. یک جیرهخورکمتر، بهتر.» مرتضی:«داشحسن. رفتن دوست توی دل دوست رو خالی میکنه. اون امیرلشکر بهترکه رفت. اونها فرمانده سپاه صلحاند نه امیر جنگ. بلکه با رفتن اون، قشون سامون بگیره. تو بچه تهرونی. خونه و زندگیت بیخ گوشته. اما این سربازها غریبند. ممکنه از لاعلاجی کارشون به فساد بکشه.»
حسن به خرما اشاره میکند.
حسن: «صدقه آوردین؟»
مرتضی: «جیره سرباز گردن مردمه. شرمندم...»