• دو شنبه 25 خرداد 1405
  • ٢٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 15
دو شنبه 28 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 276203
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/l5846
+
-

ایرانی‌ زیر بار حرف زور نمی‌رود

گفت‌وگو با داود فتحعلی‌بیگی، بازیگر و کارگردان تئاتر

گزارش
ایرانی‌ زیر بار حرف زور نمی‌رود

شقایق عرفی‌نژاد | روزنامه‌نگار 

داود فتحعلی‌بیگی که آخرین بار او را در سریال «موبه‌مو»، ساخته پرویز شهبازی دیده‌ایم، معتقد است جنگ چیز خوبی نیست، اما در تمام مدت جنگ در خانه مانده و جایی نرفته است.‌2نمایش فتحعلی‌بیگی امسال با وقوع 2جنگ نیمه‌تمام مانده است؛ «شب‌نشینی با مولیر» با آغاز جنگ ۱۲روزه متوقف شد و «بهشت دور است یا نزدیک؟» هم در کانون پرورش فکری کودکان روی صحنه رفته بود و یک هفته بعد از نخستین اجرایش با جنگ دوم ناتمام ماند. اما در همین جنگ نمایشنامه کوتاهی درباره تعدادی سرباز آمریکایی در آسایشگاه نوشته که کمدی است و اعلام کرده آن را به‌رایگان برای اجرا در اختیار گروه‌ها قرار می‌دهد.

روحیه مقاومت در ایرانی‌ها‌
زورگویی مطلق یک رفتار بسیار بسیار ناجوانمردانه است‌‌.
 ایرانی‌ها در طول تاریخ نشان داده‌اند زیر بار حرف زور نمی‌روند. قصد مقایسه تاریخی ندارم، اما همان دوره که پرتغالی‌ها هجوم آوردند و هم زمانی که انگلیسی‌ها بودند، نهضت‌های مختلفی شکل گرفت، ازجمله نهضت رئیسعلی دلواری. 
به هر حال هر زمانی که هجوم بیگانه بوده حتی اگر مثل مغول‌ها که در ظاهر غالب شدند، در باطن این روحیه مقاومت در مردم وجود داشت.
 نمود بیرونی‌اش را می‌شد در قالب حرکات رزمی‌ای ‌به اسم رقص دید، مثل رقص چوب در خراسان یا ورزش باستانی که در آن به جای گرز، میل دست می‌گرفتند.
این ورزش‌ها تمرین آمادگی برای روز قیام بوده است. تاریخ نشان داده بین تسلیم و مقاومت درست‌ترین انتخاب مقاومت است، چون هرکس تسلیم شده، سرش را زده‌اند. پس اگر قرار است کشته شوم، بهتر است در مقاومت این اتفاق بیفتد تا در تسلیم.

تئاتر، تسلی‌بخش نگرانی‌ها
تئاتر می‌تواند بخشی از آلام و نگرانی‌ها را التیام ببخشد، مشروط بر اینکه یا به سمت نمایش‌های شادی‌آور و کمدی برویم یا دلاورمردی‌ها و مقاومت را نمایش دهیم. اگر از این منظر به جنگ نگاه کنیم که رنج‌ها را بیان کنیم، اگرچه واقعیت است، ولی رنج روی رنج می‌گذارد. اما اگر  از منظر حماسه و مقاومت نگاه کنیم، می‌تواند تأثیر خوبی روی تماشاگر بگذارد. زاویه دید در این زمینه مهم است. جنگ جهانی دوم آثار تخریبی جهانی داشت و به همین دلیل، جریانات تئاتری خاصی شکل گرفت. اینجا هم البته به شکل حماسی به جنگ پرداخته شد‌ اما باید دید مثلا برشت از چه منظری به جنگ نگاه می‌کرد. برشت جنگ را نمایش نمی‌داد. او با نگاه سوسیالیستی علیه نظام سرمایه‌داری و نظام بورژوازی و دلال‌های نفت عمل می‌کرد. اگر بخواهیم جبهه را در صحنه تئاتر تصویر کنیم، بسیار تصنعی می‌شود. به همین دلیل چه در جنگ 8ساله و چه در جنگ تحمیلی سوم دید نویسنده مهم است تا هم حماسه را تأیید کند و هم اثری خلق کند که بیننده قبلا ندیده باشد، مثل حماسه‌های پشت جبهه. اگر بخواهیم فقط دنبال آثار روانی برویم، باید بگوییم جنگ‌ تأثیرات منفی را هم دارد. در این صورت کسانی هستند که می‌گویند دارید ضدتبلیغ می‌کنید و جبهه‌ها را تضعیف می‌کنید. در غرب درباره اثرات روانی و اجتماعی جنگ هم گفته‌اند، اما خواسته‌اند از همین راه جنگ را تقبیح کنند. ما جنگ را تشویق نمی‌کنیم، اما باید دفاع را تبلیغ کنیم و کاری کنیم که اثر مثبت روی مقاومت بگذاریم.

تجمعات شبانه واکنش مردم  به این جنگ است. 
خیلی‌ها ممکن است نتوانند در تجمعات شرکت کنند، اما دلشان آنجاست. با کسانی که صحبت می‌کنم همه آنها از اینکه آمریکای ترامپ زور می‌گوید ناراحتند. چون بازی‌ای که راه انداخته منظورش مذاکره نیست. می‌گوید هرچه من می‌گویم همان باید بشود و این عصبانی‌کننده است.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید