مردم پای کار ایران هستند
امیرآتشانی، بازیگر سریال «پس از باران» میگوید در ایام جنگ تحمیلی سوم در تهران بوده است
شقایق عرفینژاد | روزنامهنگار
امیر آتشانی میگوید در 15سالگیاش در جنگ ایران و عراق شرکت کرده است و حالا حس غریبی به جنگ اخیر دارد. به گزارش همشهری، آتشانی که او را با نقش عموغلام در سریال «پس از باران» میشناسیم، 3سال به شکل متناوب در جبهه بوده است. او توضیح میدهد: «در آن زمان عاشقانه برای خاک و میهنم جنگیدم. الان هم فکر میکنم همه ما همینطور هستیم.»
با امیرآتشانی درباره حوزه تئاتر و تاثیر رویداد جنگ در صحنه تئاتر و نمایش صحبت کردیم.
در کنارم آدمهایی میبینم که بلاتکلیف هستند؛ بهخصوص در حوزه تئاتر آدمها بیکار و بیتکلیفند. ما اهالی هنر همیشه در شرایط سخت زندگی کردهایم، ولی از سال گذشته تا الان شرایط اصلا طور دیگری شده است.
دوستان وزارت ارشاد به من لطف کردهاند و بهطور رسمی در آنجا فعال هستم و حقوق رسمی وزارت کار را دارم، ولی تا تئاتر و صحنه نباشد و کار واقعی انجام ندهم احساس خوبی ندارم. امیدوارم این شرایط خیلی زود به پایان برسد.
در 40روز جنگ احساس کردم تعهد دارم سنگرم را حفظ کنم. به همین دلیل در تهران ماندم. دوست دارم اگر هم قرار است اتفاقی بیفتد در خانه خودم بیفتد.نمی دانستیم کی و کجا را میزنند. با این همه در خانهام ماندم. پسر خود من در حال تمرین یک نمایش است که طنز است، اما مطمئن نیستیم آیا نمایش طنزی که قرار است در سنگلج روی صحنه برود، درست است یا نه.
آیا شرایط اجازه میدهد کار طنز انجام بدهیم و روی صحنه برویم؟
من آرزو دارم کاری را روی صحنه ببرم، اما حساسیت زیادی دارم و نمیدانم چه متنی انتخاب کنم که اجرایش در این شرایط درست باشد. این انتخاب خیلی مهم است. کسانی هستند که از این موقعیت سوءاستفاده میکنند و برای معیشت خودشان هر کاری را روی صحنه میبرند، ولی من معتقدم انتخاب متن و آبرومندانهبودن نمایش خیلی مهم است. از طرف دیگر از سوی دولت هم حمایت نمیشویم. من خیلی دوست دارم کار کنم ولی شرایطش نیست.
هنرمند کسی است که به تمام مسائل و ریز زندگیها دقیق شود تا بتواند کاری را روی صحنه ببرد. بیکاری برای هنرمندان مثل سم است. مگر ظرف زندگی یک هنرمند چقدر است که این همه وقت هم بیکار بماند؟ امیدوارم خدا به این ملت
توجه کند.
مردم به میهنشان عرق دارند و این مهم است که متحد و پای کارند. هروقت هم لازم باشد حضور دارند. اعتقاد به نظام در آنها وجود دارد؛ همینطور که در من هم
وجود دارد.