روح پهلوانی ایران در نبرد با آمریکا
در میانه روایتهای سیاسی و تحلیلهای نظامی از جنگ اخیر ایران و آمریکا، این بار یک تحلیلگر فرانسوی تلاش کرده است از زاویهای متفاوت به ماجرا نگاه کند؛ زاویهای فرهنگی و تمدنی که نه بر قدرت تسلیحات، بلکه بر «روح ملتها» تمرکز دارد.
برتراند لیگارس در تحلیلی قابلتوجه جنگ اخیر را صرفا یک رویارویی سیاسی ندانسته و آن را تقابل 2جهانبینی توصیف کرده است؛ 2الگویی که یکی بر نمایش رسانهای قدرت و دیگری بر ریشههای تاریخی و فرهنگی استوار است. او برای توضیح این تفاوت از یک استعاره معنادار استفاده میکند؛ مقایسهای میان کشتیکچ آمریکایی و ورزش زورخانهای ـ باستانی ایران. به گفته او، حتی اگر تلفظ دقیق نام ورزش زورخانهای برای بسیاری از غربیها دشوار باشد، اما «روح پهلوانی» نهفته در این سنت ایرانی چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. در این روایت، زورخانه تنها یک ورزش سنتی نیست، بلکه نمادی از فرهنگی است که مفاهیمی چون جوانمردی، اخلاق، فروتنی و مقاومت را در دل خود حفظ کرده است. در مقابل، کشتیکچ در نگاه این تحلیلگر، بیشتر به نمایش رسانهای قدرت شباهت دارد؛ نمایشی پرهیاهو که بیش از اصالت، بر تصویرسازی تکیه میکند.
این تحلیلگر فرانسوی معتقد است برخلاف تصور رایج در برخی محافل غربی، جنگ اخیر نهتنها باعث انزوای فرهنگی ایران نشد، بلکه توجه افکار عمومی جهان را بیش از گذشته به تاریخ و تمدن ایرانی جلب کرد. به گفته او، بسیاری از مردم جهان اکنون در حال کشف چهرهای متفاوت از ایران هستند؛کشوری که فراتر از تیترهای سیاسی و اخبار بحران دارای یکی از کهنترین سنتهای فرهنگی جهان است. از آیینهای پهلوانی و ورزشهای سنتی گرفته تا میراث تاریخی، ادبیات و هنر، همه بخشی از تصویری هستند که در روزهای اخیر بیش از گذشته در سطح جهانی دیده شدهاند. این نگاه بار دیگر نشان میدهد که در عصر جنگ روایتها، گاه قدرت واقعی نه در میدانهای نظامی، بلکه در عمق فرهنگ و حافظه تاریخی ملتها شکل میگیرد، جایی که «روح پهلوانی» هنوز میتواند در برابر هیاهوی تبلیغات رسانهای بایستد.