شبکه تلویزیونی انبیسی نیوز آمریکا اعلام کرد:«مسابقهای آغاز شده تا مشخص شود که در جنگ آمریکا با ایران اقتصاد کدام طرف زودتر از کار میافتد. اما بیشتر کارشناسان میگویند ایران در تحمل درد اقتصادی برتری آشکاری دارد.»
فارین پالیسی نیز نوشت:
«پیروز نهایی جنگ آمریکا و ایران طرفی است که تابآوری بیشتری مقابل دردهای معیشتی داشته باشد.»
میدانید داستان چیست؟
آمریکا آمده ایران را محاصره کند تا فروش نفت و واردات کالا و اقتصادش به هم بریزد و اینگونه با مشکلات اقتصادی ایران کوتاه بیاید.
از سوی دیگر، ایران کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته است تا با افزایش قیمت نفت و بنزین و حتی گرانتر شدن تدریجی آن بر اقتصاد جهان و مردم آمریکا فشار وارد آورد و در نتیجه ایالات متحده را به عقبنشینی وادار سازد.
وضعیت کنونی دقیقا به رقابت 2نفر شبیه است که موی یکدیگر را گرفتهاند و دارند میکشند.
اکنون باید مشاهده کرد که کدامیک درد بیشتری را تحمل و دست خود را رها میکند.
به احتمال زیاد، فشارها بر بازار ایران تشدید خواهد شد.
در این میان، شبکه انبیسی اعلام میکند که صبر و توانایی مردم ایران بیشتر است.
به همین دلیل، احتمال دارد که حمله بعدی آمریکا متوجه زیرساختها، معیشت و سفرههای مردم ایران باشد.
آمریکا در انتظار شکلگیری اعتراضات و اختلافات در داخل ایران است.
تاکنون مردم و مسئولان تلاش کردهاند که چنین اتفاقی رخ ندهد. اما با افزایش فشارهای دشمن چه باید کرد؟
همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، با حفظ وحدت و حضور در صحنه و همچنین کمک مردم به یکدیگر.
بدهیم برود؛ این بار برای تنگه هرمز
اخیرا برخی تسلیمطلبها مدعی شدهاند اصرار بر تنگه هرمز آنقدرها هم ارزش ندارد. چرا؟ چون درآمد عوارض آنقدرها هم که میگویند نیست. چیزی حدود ۱۰میلیارد دلار در سال و نه 100میلیارد دلار و بیشتر. پس این همه پافشاری برای چیست؟
این همان نگاهی است که پیشتر درباره حق هستهای هم داشتند و سرانجام آن رسید به اینکه «بدهیم برود».
اما مسئله اینجاست که اهمیت تنگه هرمز صرفا درآمدی نیست، بلکه راهبردی است. برخی چون به فکر درآوردن نان شبشان از این تنگه هستند، به ابعاد دیگر آن توجه نمیکنند.
برای فهم موضوع، ابتدا باید ابعاد تنگه را بشناسیم:
روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند؛ یعنی نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت جهان و حدود یکپنجم مصرف جهانی. همچنین نزدیک به یکچهارم گاز مایع جهان از این تنگه منتقل میشود. حدود ۷۵درصد این انرژی به اقتصادهای بزرگ آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی میرود. کشورهایی مثل عراق، کویت، بحرین و قطر عملا جایگزینی برای این مسیر ندارند و حتی آمریکا نیز بخشی از نیاز خود را از همین مسیر تأمین کرده است. در واقع، تنگه هرمز شاهراه اتصال بزرگترین منبع انرژی جهان به آبهای آزاد است.
با این توضیح، ارزش تنگه بسیار فراتر از عوارض عبور
است. چرا؟
اول، با داشتن تنگه اصل تحریمها عملا بیاثر میشود. ایران به مسیرها، رفتوآمد کشتیها و فضای منطقه اشراف دارد، پس راحتتر میتواند راههای مختلف برای فروش یا جابهجایی پیدا کند.
دوم، تنگه یک اهرم فشار مهم است. وقتی یک مسیر حیاتی در اختیار باشد، بقیه ناچارند در محاسبات خود آن را لحاظ کنند. همین الان اروپاییها با همین منطق با آمریکا مخالفت میکنند.
سوم، نقش بازدارندگی آن است. هرگونه تنش با ایران و حتی اخبار ساده میتواند ریسک اختلال در این شریان حیاتی را بالا ببرد و مستقیما بر قیمت جهانی انرژی اثر بگذارد. از سویی، جنگ در داخل را به بیرون مرزها میبرد، مثل همینکه از آشوب در داخل رسیدند به محاصره.
و دهها مورد دیگر مثل دسترسی به اطلاعات و ایجاد وابستگی دوطرفه و وابستگی شدید آسیا به ایران و کمک به اقتصاد دریاپایه و غیره.
بنابراین تنگه هرمز بیش از آنکه پول نقد باشد که البته آن هم هست، ابزار قدرت، نفوذ و امنیت است، نکتهای که در تحلیلهای تقلیلگرایان و تسلیمطلبان نادیده
گرفته میشود.
اسرائیل در حال تخریب
جنوب لبنان
الجزیره: تحلیل تصاویر ماهوارهای نشان میدهد اسرائیل با ایجاد «خط زرد» در عمق خاک لبنان، ۵۶۸ کیلومتر مربع را با تخریب منازل و زیرساختها ازجمله پلهای لیتانی، تخریب کرده است. این منطقه حائل، ۸۵ روستا را در بر میگیرد و از بازگشت ساکنان جلوگیری میکند. تمام مراکز بینالمللی این اقدام را جنایت جنگی و تجاوز
آشکار میدانند.

روایت خبر
در همینه زمینه :