قصه شوریده
روایت تخریب بیمارستان شوریده با ۸۰سال تاریخ و خاطره که در نخستین روز جنگ به روی بیمارانش بسته شد
مریم سرخوش | روزنامهنگار
اینجا مرکز درمانی شهید شوریده است؛ جایی که روزی صدای قدمهای بیماران، رفتوآمد پزشکان و امید به درمان در راهروهایش جریان داشت؛ اما در همان نخستین روز جنگ، 9اسفند، ناگهان همهچیز تغییر کرد. با اصابت چندین موشک در حوالی پاستور، موج انفجار به این مرکز هم رسید و سالها خدمت و خاطره را زیر آوار برد. شیشهها شکستند، سقفها فرو ریختند، دیوارها ترک برداشتند و سکوتی سنگین جای صدای زندگی را گرفت. این فقط تخریب یک مرکز درمانی نبود؛ اینجا بخشی از حافظه شهر هم با 80سال قدمت ناگهان فروریخت؛ بنایی که سالها مأمن درمان مردم عادی بوده. دیوارهای قدیمیاش قصه دههها درمان است، امروز اما از آن شکوه، جز درگاههای شکسته، سقفهای زخمی و مبلمان خاکگرفته چیزی نمانده، حتی همان اتاق بزرگ بالای پلهها که وزیر بهداشت گاهی در وقفههای جلسات هیأت دولت سری به آنجا میزد. بیمارستان شهید شوریده نزدیک به 2ماهی میشود که از چرخه درمان خارج شده و امید نزدیک به 300مراجعهکننده روزانه، پشت دیوارهای شکستهاش جا مانده است. کارکنانش هم حدود 2ماهی است که خانهنشین شدهاند؛ همانهایی که وقتی صدای انفجار آمد، ساختمان لرزید و شیشهها فرو ریخت، فقط یک چیز را میدانستند؛ اول نجات بیماران، بعد خودشان...
