از چاپخانه مخفی تا سوسنگرد
زهرا بلندی؛ روزنامهنگار

شهید محمد بنکدار پیش از آنکه در جبهه جنگ تحمیلی حاضر شود و نامش در فهرست شهدا بنشیند، در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی جزو گروهی متشکل از جوانهای انقلابی همراه و همفکر بود که در آنروزها برای آرمانهایشان مبارزه میکردند.
نصرالله حدادی، تهرانشناس که طی همراهی مستمر با این گروه انقلابی خاطرات زیادی از شهید محمد بنکدار دارد، میگوید: «حدود ۸۰ جوان ۲۰-۳۰ ساله بودیم. جلسات اعضای گروه را معمولاً در منزل پدری شهید محمد رواقی در خیابان تختجمشید سابق برگزار میکردیم و کارمان این بود که کتابهای مذهبی و انقلابی را به صورت مخفیانه چاپ و در شهرستانهای مختلف توزیع کنیم.» حدادی درباره خاطراتش با شهید بنکدار که 28 آبان ۱۳۵۹، در سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش شهید و در بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد، میگوید: «شهید بنکدار به علت آشنایی با نحوه شلیک «آرپی جی ۷» قصد داشت از داخل یک ساختمان در شهر سوسنگرد، تانک عراقیها را منهدم کند که با اصابت یک گلوله به پیشانیاش به شهادت رسید.» او بیشتر درباره شهید بنکدار توضیح میدهد: «بیشتر بچههای مذهبی سیاسی آن روزگار به دلیل اینکه امکان دستگیری ساواک وجود داشت، ازدواج نمیکردند اما در این میان شهید محمد بنکدار از جمله معدود افراد متأهل در جمع ما بود و فرزندی خردسال به نام ابوذر داشت. محمد خیلی شوخ و بذلهگو بود. یادم هست هدیه عروسی برای من یک پاره آجر که داخل کاغذ کادویی پیچیده بود و یک بسته هم نمک آورد.یادم نیست که لبخند از روی لبهای محمد دور شود. وقتی شهید شد در مسجد امامحسین(ع) برایش ختم گرفتیم و مراسم تشییعش هم بسیار شلوغ و باشکوه بود.» شهید محمد بنکدار متولد خیابان وحدت اسلامی و از دانشجویان انقلابی بود.