روز دختر برای دخترهایی که نیستند
صبح روز دختر، آرامستان میناب حالوهوای دیگری داشت. مادرها با شاخههای گل و چشمهایی که هنوز رد اشک در آن پیداست، کنار مزار دخترهایشان ایستادند؛ دخترهایی که قرار بود امروز برایشان روسری رنگی بخرند، موهایشان را ببافند و از آرزوهایشان بگویند؛ حالا اما سکوت سنگها پاسخ آن همه رؤیاست. مادری آرام نام دخترش را زمزمه میکند، دیگری عکس کوچکی را روی سنگ میگذارد، مادری هم به رسم قدیم، برای روز دختر کیک خریده است و زیر لب میگوید: «روز دختر مبارک، مادر.»