• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
چهار شنبه 19 فروردین 1405
کد مطلب : 274201
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/jqvjz
+
-

مادری برای رزمند‌گان

خانه یک مادر شهید در اهواز از آغاز جنگ تحمیلی سوم به یک پایگاه خودجوش مردمی برای خدمت‌رسانی تبدیل شده ‌است

گزارش
مادری برای رزمند‌گان

‌گروه ایرانشهر

بین همهمه‌ای که در خانه‌اش پیچیده، با روی خوش و لحنی مهربان پذیرای ما می‌شود. از صبح اول وقت در خانه عصمت احمدیان، در یکی از محله‌های اهواز، به روی همسایه‌ها باز است. با آغاز جنگ تحمیلی سوم اینجا به یک پایگاه خودجوش مردمی تبدیل شده است و از پخت غذا برای رزمندگان اسلام تا هر خدمتی که از دست‌شان‌‌بربیاید، دریغ نمی‌کنند. این بانوی 80ساله مادر شهیدان اسماعیل و ابراهیم فرجوانی است.

مادر رزمندگان
همسایه‌ها دور هم جمع شده‌اند. یکی برنج پاک می‌کند و دیگری بالا سر دیگ خورش است. عصمت احمدیان درحالی‌که دعا برای سلامتی آنان از دهانش نمی‌افتد، خودش بر تمام مراحل پخت غذا نظارت دارد. مادر شهید اسماعیل و ابراهیم فرجوانی را اهل محل به خوبی می‌شناسند. می‌گوید: «در روزگار جنگ تحمیلی خودم برای رزمندگان غذا می‌پختم و می‌بردم. از آنها می‌پرسیدم چه غذایی دوست دارند. می‌گفتم لباس‌تان را بیاورید من بشورم. دوخت و دوز دارید برای‌تان انجام می‌دهم. من هم مثل مادرشان بودم و دوست داشتم مثل پسران خودم برایشان مادری کنم. حالا هم همان روزها دوباره تکرار شده و دشمن به ما حمله کرده است. حالا هم در خانه‌ام باز است و هوای رزمندگان و هر کسی را که از این خاک دفاع می‌کند، دارم. باز هم مادرشان هستم.» 

چشم دشمنان ایران، کور
همراه با همه همسایه‌های پیر و جوانی که در خانه او هستند، پیگیر اخبار می‌شوند. می‌گوید: «بعضی‌ها می‌ترسند و گریه می‌کنند. به آنان دلداری می‌دهم که رزمندگان در همین جنگ کاری کرده‌اند کارستان و نگران نباشید. توکل ما به خداست، چون این جنگ مقدمه ظهور آقا امام زمان(عج) است. اگر به شهادت برسیم هم مبارک است. چشم دشمنان کور که نمی‌توانند ایران را ببینند. ما در دفاع‌مقدس جوان دادیم و حالا نمی‌گذاریم کشور دست دشمن بیفتد.»‌

پاسداری از میهن
عصمت احمدیان در تجمعات شبانه هم حضو دارد. می‌گوید: «همسرم با اینکه روی ویلچر می‌نشیند، هر شب همراه ما به خیابان می‌آید. هر دو پرچم می‌چرخانیم و آخرین نفر به خانه برمی‌گردیم. این هم وظیفه ما در پاسداری از میهن است.» او یادی هم از 2 پسر‌شهیدش می‌کند و می‌گوید: «ابراهیم 18ساله بود که در عملیات طریق‌القدس شهید شد و جسد بی‌سرش را برای من آوردند و بی‌سر به خاک سپرده شد. اسماعیل را آخرین بار شب یلدای سال 1365دیدم. وقتی گفت دوباره می‌خواهد عازم جبهه شود، گفتم اسماعیل تو دیگر نامردی نکن و نرو. گفت: مادر! جان اسماعیل نگو نروم. اسماعیل را 19سال بعد از شهادتش آوردند.»‌عصمت احمدیان از روزهای پیروزی انقلاب و دفاع‌مقدس خاطرات زیادی دارد که در کتاب «مادر ایران» منتشر شده‌است. او بعد از پایان جنگ تحمیلی در امور خیریه برای مناطق کم‌برخوردار فعالیت خود را ادامه داده‌است.

 تهیه مستند و تدوین کتاب درباره زندگی عصمت احمدیان
مستند سینمایی «بانو» به کارگردانی محمد حبیبی منصور، روایتگر زندگی پرفراز و نشیب عصمت احمدیان، مادر شهیدان ابراهیم و اسماعیل فرجوانی است. عصمت احمدیان، پس از جنگ به‌صورت جدی وارد فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌شود، به‌طوری که او امروز یکی از بانوان تأثیرگذار و الگو در اهواز است. کتاب «مادر ایران» هم به قلم نورالهدی ماه‌پری درباره این بانو نوشته شده است.




 

این خبر را به اشتراک بگذارید