چرا میگوییم آمریکا شکست خورده است؟
علی خضریان؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
برآورد شکست و پیروزی طرفهای جنگ براساس چارچوبهای نظری گوناگون، شاخصهای متفاوتی دارد و پس از پایان جنگ و به کمک دادههای دقیق ممکن است. اما درحالحاضر براساس مدارک و شواهدی که تاکنون در اختیار داریم، بهصراحت میتوانیم موارد متعددی از ناکامی و شکست آمریکا در این جنگ را نسبت به اهداف اعلامیاش در آغاز جنگ بیان کنیم.
هر حمله نظامی مبتنی بر ارزیابی میدانی و محاسبه ریسکها و هزینههای دستیافتن به اهداف انجام میشود و براساس این ارزیابیها تصمیم به انجام حمله نظامی اتخاذ و برای آن زمانبندی و اهدافی روشن و برنامههای عملیاتی اولویتبندیشده طراحی میشود.
آنچه در ابتدا باید تاکید کنیم و بزرگترین شکست آمریکا در این جنگ است، دستنیافتن به اهداف آغازین جنگ است، چراکه آمریکا از ابتدا اهدافش از حمله به ایران را به شکل مستقیم و غیرمستقیم مطرح کرده بود و براندازی جمهوری اسلامی، نابودی صنعت موشکی، از بین بردن شهرهای موشکی، نابودی صنعت هستهای، خارجکردن اورانیومهای غنیشده، تسلط بر صنعت نفت ایران و... را درنظر داشت.
اکنون و براساس آنچه در میدان مشاهده میکنیم، موشکهای ایران هم سیستم پدافند دشمن را تا حد زیادی از کار انداختهاند و هم اهداف راهبردی فراوانی را با موفقیت نشانه رفتهاند. دشمن آمریکایی اقدام ویژهای برای نابودی صنعت هستهای انجام نداده و جمهوری اسلامی ایران روزانه در حال صادرات میلیونها بشکه نفت است و مهمتر اینکه جمهوری اسلامی ایران با یک پشتیبانی کمنظیر در سطح اجتماعی مواجه شده و این سرمایه بالای اجتماعی موجبات تابآوری اجتماعی در جنگ را فراهم کرده است.
این ناکامیها موجب شده است که طرف آمریکایی یک بیتابی برای مذاکره داشته باشد. دولتی که برای دومین بار در طول 6ماه از مذاکره برای فریب بهره میبرد و در میانه مذاکره، به خیال خود، دست به حمله غافلگیرانه نظامی میزند، یعنی دست خود را در حمله نظامی بالاتر میداند و آن را برای دستیافتن به اهدافش مناسبتر میبیند؛ اما وقتی در میانه جنگ مجددا دستبهدامن مذاکره میشود، یعنی نتوانسته است در میدان نبرد به اهداف مدنظرش دست یابد وگرنه سخنی از مذاکره به میان نمیآورد و با تکیه بر دستاوردهایش در جنگ که همان تحقق اهداف حمله نظامی باشد، پیروزیاش و پایان جنگ را اعلام میکرد؛ موضوعی که با توجه به کنشگری رسانهای ترامپ میتوان گفت که هماکنون آمریکا در چنین وضعیتی به سر نمیبرد؛ وگرنه لحظهای را برای اعلام پیروزی و پایان جنگ از دست نمیداد.
تغییر چندباره اهداف جنگ و متناقضگویی مکرر یکی دیگر از شواهد ناکامی و شکست دشمن در این نبرد است. مهاجمی که با برنامهریزی و به کمک مذاکره فریبکارانه برای حمله نظامی آماده میشود، اهداف مشخصی از حمله نظامی در سر دارد و برای دستیافتن به آنها خود را آماده کرده است؛ اما وقتی پس از گذشت چند روز از آغاز جنگ مدام اهدافش از جنگ را تغییر میدهد، نهتنها نشاندهنده دستنیافتن به اهداف آغازین حمله نظامی بلکه نشانه ناامیدیاش از دستیافتن به این اهداف است و این کنش را بارها و بارها در اظهارات دولتهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی مشاهده کردهایم.
از طرف دیگر درخواست مکرر ترامپ برای کمک از همپیمانان را نیز میتوان بهعنوان یک نشانه بزرگ برای شکست دشمن مورد استناد قرار داد. اگر آمریکا در حمله نظامی به ایران طبق برنامه از پیش تعیینشدهاش پیش رفته و به اهدافش دست یافته بود، اینگونه آشکارا بارها و بارها و با زبان تهدید و تطمیع و خواهش و التماس و گلایه از انگلیس و فرانسه و ناتو و دیگر کشورهای ریز و درشت کمک نمیخواست. نکته مهم دیگر اینکه اگر ایران ضربهای دردآور و ترسآور به آمریکا و رژیم صهیونی وارد نکرده بود، همپیمانان آمریکا در حمله نظامی به ایران تردید نمیکردند؛ چون آنها زبانی جز زور نمیفهمند و ذرهای دغدغه حقوق بشر و این شعارها را ندارند. دلیلش نیز سابقه آنها در همراهی با آمریکاییها در دیگر جنایات جنگی در سطح جهانی است.
تهدیدهای توخالی ترامپ در فضای رسانهای خود حکایت از ضعف آمریکا در میدان نبرد دارد، چراکه وقتی کشوری دست بالاتر در جنگ را داشته باشد، اهدافش را از ابتدا اعلام میکند و گامبهگام برای رسیدن به اهداف از پیش تعیینشدهاش پیش میرود و مدیریت و نبض نبرد را در دست میگیرد. اما در نقطه مقابل، اگر از دستیافتن به اهدافش بازماند و مدیریت بر جنگ را از دست بدهد، رو به تهدیدهای توخالی میآورد و هر بار بهانهای برای اجرانکردن آنها میتراشد تا بتواند دستکم میدان جنگ روانی و رسانهای را به حریف واگذار نکند.
این رویکرد و روش را بهروشنی در رفتارهای روسای دولتهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی مشاهده میکنیم؛ هرچند در این حمله نتانیاهو تا حد زیادی پشت ترامپ مخفی شده است و مدیریت رسانه و جنگ روانی و افکار عمومی را به او سپرده است.
اینکه مشاهده میکنیم که دشمن رو به تحریف اهداف نخستین جنگ آورده است، خود نشانهای بزرگ از ناکامی آنها در این جنگ است، چراکه درصورت تحقق اهداف آغازین حمله نظامی، نیازی به تحریف آن اهداف نیست؛ اما میبینید که رئیس دولت تروریستی آمریکا چند روزی است رو به تحریف اهداف آغازین جنگ آورده است و میگوید هدف تغییر از حکومت در ایران محقق شده است؛ چون ما در حال مذاکره با افراد تازهای در ایران هستیم و این نشان میدهد هدف تغییر حکومت در ایران محقق شده است! شاید اگر هر سیاستمدار دیگری در جهان چنین اظهاراتی میکرد، او را در بیمارستان روانی بستری میکردند، اما ترامپ با دیوانهبازی و مهملبافی استانداردهای اظهارنظر سیاسی و دیپلماتیک را جابهجا کرده است.
دشمنان در طول این جنگ ضربههای متعدد و بیسابقه نظامی دریافت کردند و شاید ما ایرانیها که اینروزها تحت فشار جانی و روانی و نظامی و نیز داغدار شهادت هموطنان عزیز، سرداران و فرماندهان غیور نظامی و همچنین امام شهیدمان هستیم، نتوانیم بهدرستی دستاوردهای حیرتانگیز و غیرقابل تصور نیروهای نظامیمان را درک کنیم؛ اما ناظران بیرونی از برنامهریزی هوشمندانه دفاعی کشور، جرأت هدف قراردادن هر مبدأ متجاوز به کشور، جسارت حمله بیمحابا به پایگاههای نظامی ابرقدرت نظامی غرب در منطقه و خسارتهای راهبردی شگفتانگیز به دولت تروریستی آمریکا، همچون از مدار خارجکردن 2 ابرناو هواپیمابر، نابودی چندین رادار چندهزار کیلومتری، انهدام یک هواپیمای شناسایی آواکس، 2هواپیمای اف۳۵ و چندین هواپیمای اف۱۵ و اف۱۶ و اف۱۸ حیرتزدهاند، چراکه همه این هدفها قلههای تکنولوژی جنگی غرب بهحساب میآیند که بسیاری از آنها در انحصار آمریکاست و همه کشورها، بهجز یک یا 2کشور، فرسنگها با دانش تولید یا حتی خرید آنها فاصله دارند، چه رسد به مقابله با آنها و منهدمکردنشان که به لطف و اراده الهی بهدست شیربچههای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران رقم خورده است.
دشمنان که بهدنبال واردکردن ضربه به ایران عزیز وارد جنگ شدهاند، امروز در کشور خودشان و کشورهای همپیمانانشان دچار فشار اقتصادی و اجتماعی غیرقابل انکار شدهاند. همین فشار اقتصادی در جامعهای همچون آمریکا که دال مرکزی رویای آمریکاییاش، رفاه است، به نارضایتیهای اجتماعی میانجامد. البته نارضایتی اجتماعی علل و عوامل دیگری هم دارد که فعلا موضوع بحث ما نیست. اما آخرین و برجستهترین نمود نارضایتی اجتماعی افزون بر نتایج نظرسنجیها، راهپیماییهای گسترده اعتراضی با شعار «No Kings» است که جا دارد علل و عوامل این پدیده از منظر جامعهشناسی سیاسی در سطح دانشگاههای ما در آینده مورد مطالعه جدی قرار گیرد. دشمن در این جنگ با حمله به مناطق مسکونی، زیرساختها و دانشگاهها ضمن اینکه نشان داده است یک جنایتکار تمامعیار جنگی است، ضعف خود در میدان نبرد را نیز بیشازپیش عیان کرده است. این امر خیلی واضح است که این اقدامات از سر استیصال است و طرفی که در جنگ به اهداف نظامیاش رسیده باشد، پس از گذشت مدتی از جنگ و اذعان بهدستنیافتن به اهداف از پیش تعیینشده حمله نظامی، ناگهان تهدید حمله به مناطق مسکونی و زیرساختها و دانشگاهها و عملیکردن آن در سطوح گوناگون را آغاز نمیکند. این یکی از نشانههای ناکامیهای آمریکا در دستیافتن به اهداف حمله نظامی است؛ زیرا از ابتدا مدعی بود ما قرار است مردم ایران را از جمهوری اسلامی نجات بدهیم! نه اینکه به خانههایشان و امکانات رفاهی آنها حملهور شویم. و البته این اقدام دشمن خود حکایتگر دروغگویی متجاوزان است. این روزها شاهد ادعا و تلاش دشمن برای حمله زمینی هستیم. البته باید یادآور شد که حمله زمینی به ایران از ابتدای تجاوز دشمن تا حدود 10 روز پیش، جزو اهداف حمله نظامی آمریکا به ایران نبود؛ اما در پی ناکامی آمریکا در دستیافتن به اهدافش، بهویژه ناتوانیاش از بازکردن تنگه هرمز، ناگهان گزینه حمله زمینی به ایران مطرح شد و اقداماتی هم برای آن انجام داد که با هوشمندی نیروهای نظامی کشور در نطفه خفه شده است؛ اما هر روز اخبار تازهای در این زمینه در رسانهها مطرح میشود که درصورت تحقق این تهدید، به اذن خداوند فاجعهای تاریخی برای ارتش آمریکا رخ خواهد داد.
دشمن این روزها نهتنها در تحقق اهداف اولیه جنگ دچار ناتوانی شده است، بلکه از ورود به تنگه هرمز نیز بازمانده است. جمهوری اسلامی ایران با ممانعت از عبور کشتیهای کشورهای متخاصم از این تنگه، خلیجفارس را به یکی از برگهای برنده خود در مدیریت جنگ تبدیل کرده است. این کنش ایران ضربه نظامی و صدالبته اقتصادی سنگینی به طرفهای متخاصم وارد آورده است و ناتوانی آنها از بازکردن تنگه، ضربه سهمگینی به حیثیت و توان نظامیشان است. شاهدیم که بارها درخواست کمک آمریکا از همپیمانانش با پاسخ منفی آنها روبهرو شده است و تلاشهای خودش و همپیمانانش در منطقه هم دستاوردی برایشان نداشته است، تا آنجا که ترامپ به متناقضگویی در این زمینه روی آورده و یکبار ادعا میکند مدیریت تنگه در اختیار من و آیتالله است و بار دیگر مدعی میشود ایران به ما چند کشتی برای عبور از تنگه هدیه داده است و در نوبتی دیگر خود را بینیاز از تنگه معرفی میکند و از کشورهایی که به آن نیاز دارند، میخواهد برای بازکردن تنگه اقدام کنند. اینها همگی شواهدی از ناکامی و شکست مفتضحانه آمریکاییهاست.