• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
دو شنبه 11 اسفند 1404
کد مطلب : 273489
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/jqvO4
+
-

شهر عزادار

روایت مردمی از نخستین دقایقی که خبر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای شهر را فراگرفت

گزارش
شهر عزادار

حوالی اذان صبح بود و بسیاری از روزه‌داران خود را برای یازدهمین روز ‌ماه رمضان آماده می‌کردند که تلویزیون خبر شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را به شکل رسمی اعلام کرد، درست در این لحظات بود که بهت و اشک همچون پرده‌ای، سراسر کشور را در برگرفت.‌اولین واکنش‌ها با ناباوری همراه بود، بعضی زیر لب می‌گفتند که شایعه است، بعضی‌ها شبکه‌های تلویزیون را بالا و پایین می‌کردند تا شاید ردی از تکذیب را پیدا کنند. هر کسی به شکلی تلاش می‌کرد تا واقعیت این خبر را پس بزند اما فریادهای گره خورده با بغض نشان داد که باید رخت مشکی بر تن کرد. در لحظات اولیه هر کسی به شیوه خود مشغول عزاداری شد، برخی از مساجد با پخش قرآن پس از اذان و برخی مردم هم با انتشار صدای روضه در خانه‌هایشان این عزای عمومی را علنی کردند. در این میان کم نبودند افرادی که در گرگ و میش آسمان، لباس مشکی بر تن، خود را به نزدیک‌ترین مسجد محل و میدان انقلاب رساندند، تا براساس یک قرار نانوشته، در میدان معروف شهر به عزاداری بپردازند.‌

ناله‌های فراق
چند دقیقه‌ای پس از اعلام رسمی خبر شهادت از سوی تلویزیون و به روز شدن صفحات سایت‌های خبری، کم نبودند خانه‌هایی که صدای ناله‌های فراق را در خود جای دادند. هر کسی به شیوه خود عزاداری می‌کرد، درست مانند محله ایران که هر پنجره تبدیل به دریچه‌ای برای روایت نخستین لحظات عزاداری شد.
مسعود که سال‌ها ساکن این محله قدیمی در تهران است، در مورد لحظات اولیه اعلام خبر شهادت و واکنش همسایه‌هایش اینگونه روایت می‌کند:«وقتی خبر را شنیدم، یک لحظه خشکم زد، مدام از همسرم می‌پرسیدم، درست شنیدم؟ راست میگن؟ همون لحظه بود که صدای داد و فریاد همسایه‌هامون بلند شد، اون لحظه بود که واقعیت مثل یک پتک توی سرم خورد. از هر خونه صدای گریه یا ناله بلند بود.»
او ادامه می‌دهد:«کم کم صدای قرآن و روضه از ساختمان‌های مجاور را شنیدم و هر کسی به شیوه خود آماده عزاداری شد.»

صدای قرآن از گلدسته‌ها بلند شد
هنوز اذان تمام نشده بود که صدای قرآن از بلندگوی مسجدها بلند شد؛ نه فقط برای نماز، که برای اعلام عزایی ناگهانی. در محله‌ میثم، یکی از خادم‌ها، چراغ‌های شبستان مسجد قدیمی محل را روشن کرد و با پخش صدای اذان به شکل خود خبر شهادت را منتشر کرد. نجمه از ساکنان قدیمی این محل است و بعد از شرح تصویر لحظات اولیه اعلام خبر رسمی شهادت می‌گوید: «همان لحظه‌ای که خبر را شنیدم، رفتم مسجد. در را باز کردم. دیدم که خادم مسجد چراغ شبستان‌ها را روشن کرده و صدای قرآن بود که همه جا پخش می‌شد.» آنطور که نجمه روایت کرد؛ کوچه‌ها کم‌کم جان گرفتند. بعضی همسایه‌ها بی‌آنکه فرصت تعویض لباس داشته باشند، از در بیرون آمدند و جلوی مسجد ایستادند. زن مسنی که هر روز برای نماز صبح می‌آمد، همان دم در نشست و تسبیح در دست گرفت. اشک می‌ریخت و زیر لب صلوات می‌فرستاد. از سمت برجی مسکونی که نزدیکی مسجد هم بود، صدای گریه و فریاد ساکنان بلند شده بود.

با بچه‌هایم آمدم
در میدان‌های اصلی شهر، مردم بی‌قرار جمع ‌شدند؛ نه با فراخوان رسمی، که با حس مشترکی که از سحر در دل‌ها افتاده بود. کم نبودند خانه‌هایی که روی شبکه خبر ثابت ماندند. تصاویر آرشیوی پخش ‌شد و نوارهای تسلیت روی صفحه ‌آمد، ساکنان خانه با دیدن این تصاویر، خود را برای عزا آماده کردند. خدیجه که همراه همسر و 2فرزندش در همان لحظات اولیه از محله تهرانسر راه افتاد و خود را به میدان انقلاب رسانده بود، در مورد لحظات اولیه حضورش در جمع عزادارها می‌گوید:«وقتی خبر را شنیدم، با همسرم سریع نماز خوندیم تا راهی خیابون بشیم. پسرم ازم پرسید که چرا همه لباس سیاه پوشیدن؟ نمی‌دونستم چی بگم، فقط بغلش کردم و سریع سوار ماشین شدیم.»
او ادامه می‌دهد:«نمی‌دونم چطور شد اما با همسرم سمت میدون انقلاب رفتیم. هر چی زمان گذشت، جمعیت بیشتر شد و خیابون‌ها بیشتر رنگ عزا گرفتن. بعضی‌ها پرچم سیاه به‌دست داشتن و یه سری هم با پرچم ایران اومده بودن. هر کسی به شیوه خودش عزاداری می‌کرد. ما تا حوالی ساعت 9بین مردم موندیم و وقتی داشتیم برمی‌گشتیم، دیدم که جمعیت نزدیک دانشگاه تهران هم زیاد هستن و به تعدادشون اضافه می‌شد.»

پرچم سیاه 
این بار مردم منتظر پیام و درخواست رسمی برای عزاداری نماندند، هر کدام به شیوه‌ای به عزاداری پرداختند، مانند آنهایی که در گوشه‌ای از خیابان انقلاب در حوالی میدان انقلاب، سفره دل خود را پهن کردند و خود روضه‌خوان این عزا شدند.
در کنار مردم، رد عزاداری‌ها در خیابان‌های اصلی شهر نمایان شد، درست شبیه چند مسجد در مرکز شهر و سر در مجلس شورای اسلامی که با پارچه‌ای سیاه و نوای نوحه با مردم عزادار همراه شدند.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید