اميرمحمد يعقوبپور- روزنامهنگار
در فوتبال ایران صفت «نجیب» سالهاست که پشت نام خسرو حیدری سنجاق شده، اما وقایع ۲۴ساعت اخیر نشان داد که پشت این چهره آرام، سودایی نهفته که فرسنگها با منافع استقلال فاصله دارد. قهر جنجالی حیدری از تمرین، نه یک اعتراض صنفی که یک سهمخواهی عریان بود که نقاب از چهره بسیاری از معادلات برداشت. این یادداشت، نه یک تحلیل که مجموعهای از سؤالات بیپاسخ است که باید از شماره۲ سابق پرسید.
آقای حیدری در مصاحبهتان فرمودید: «قرار بود با ساپینتو صحبت کنم تا برگردد و اختلافها به پایان برسد». پرسش اول اینجاست؛ شما با چه اجازه و اختیاراتی بهخودتان حق میدهید فراتر از چارت سازمانی باشگاه عمل کنید؟ وقتی هیأت مدیره و مدیرعامل رسما حکم به برکناری یک سرمربی میدهند، یک دستیار با کدام وجاهت قانونی یا حرفهای، بهدنبال حل اختلاف و بازگرداندن سرمربی اخراجی است؟ آیا شما خود را فراتر از ارکان باشگاه میبینید یا استقلال را ملوکالطوایفی فرض کردهاید که هر کس در آنساز خودش را بزند؟
شما دستیار اول ایرانی مردی بودید که نیمی از فصل را روی سکوها گذراند. سؤال هواداران ساده است: وقتی دستیاران خارجی ساپینتو رفتند و او تنها ماند، دقیقا شما کجا و چه زمانی کدام گره فنی را باز کردید؟ چرا وقتی تیم در بنبست تاکتیکی بود، ردپایی از دانش شما دیده نشد؟ آیا وظیفه دستیار فقط ایستادن کنار خط و رابط بودن است یا باید در بزنگاهها عصای دست سرمربی باشد؟ حقیقت تلخ این است که بهنظر میرسد حضور شما نه براساس شایستگی فنی که بیشتر برای تلطیف فضا و استفاده از محبوبیتتان روی سکوها بود.
استفاده از ادبیات «سیستم تاریک» و «لابیگری»، فرار رو به جلویی است که دیگر خریداری ندارد. آقای حیدری! چطور تا زمانی که حکم دستیاریتان در همین سیستم امضا میشد، همهچیز شفاف و روشن بود؟ چطور وقتی ماهها در کنار همین مدیران حقوق گرفتید و روی نیمکت نشستید، بوی لابی به مشامتان نرسید؟ آیا سیستم فقط زمانی تاریک میشود که صندلی نفر اولی به شما نرسد؟ این چه استاندارد دوگانهای است که شایستگی را فقط در انتخاب خودتان معنا میکنید؟
فرمودهاید «طبیعیترین حقم بود که شانس خودم را امتحان کنم». با کدام رزومه؟ با کدام موفقیت در ردههای پایه یا تیمهای کوچکتر؟ مربیگری در استقلال یک حق نیست، یک مسئولیت سنگین است که نیاز به تخصص دارد، نه صرفا سابقه بازی. شما با این رفتار نشان دادید که هنوز در اتمسفر دوران بازیگری سیر میکنید و تصور میکنید مربیگری هم مثل نوبت بازی کردن در زمین، به سابقه کسوت است.
آقای حیدری، وقتی با ادبیاتی مظلومنمایانه از «خالی شدن زیر پا» حرف میزنید، فراموش کردهاید که خودتان ماهها در سایه نشستید و تماشا کردید تا زیر پای ساپینتو خالی شود؟ شما که مدعی هستید برای حل اختلافات آمده بودید، چرا در تمام طول فصل که اشتباهات فنی و رفتاری سرمربی، تیم را به لبه پرتگاه میبرد، سکوت کردید و فقط نظارهگر بودید تا نوبت به «سرمربیگری» خودتان برسد؟ آیا این انتظار طولانی برای زمین خوردن نفر اول، نامش وفاداری است یا کمین کردن برای صندلی؟ نکته جالبتر اینجاست که گویا تصور کردهاید باشگاه بزرگ استقلال ملک پدری یا ارثیه خانوادگی شماست که برای خودتان حق مسلم جانشینی قائل هستید. در کدام فوتبال حرفهای، دستیاری که خروجی فنیاش تقریبا هیچ بوده، خودش را صاحب بلامنازع نیمکت میداند؟ استقلال میراث هواداران است، نه باشگاهی که شما در آن برای خودتان تصورات و خیالات فرمانروایی ببافید و وقتی واقعیت با رویاهایتان همخوانی نداشت، کل سیستم را زیر سؤال ببرید!
جنجال اخیر ثابت کرد که بزرگترین ضربه را به استقلال، نه دشمنان فرضی که مدعیان وفاداری میزنند؛ کسانی که وقتی منافعشان تامین نشود، کل مجموعه را زیر سؤال میبرند. آقای حیدری، شما نه قربانی لابی شدید و نه قربانی سیستم تاریک؛ شما قربانی بیصبری و سودای زودهنگام خودتان شدید. هوادار استقلال فراموش نمیکند که در روزهای سخت، چهکسی برای تیم دوید و چهکسی برای سرمربی خطاب شدن، تمرین را نیمهکاره رها کرد.
در پایان هم یک توصیه به آقای دستیار سابق؛ خسروخان! حالا که با قهر رفتی، برو و عیار واقعیات را در تیم دیگری نشان بده. مربیگری نه با سهمخواهی بهدست میآید و نه با طلبکاری. به جای کوبیدن سیستم، دانشت را در زمین نشان بده. راستی، اگر اعتبار نام استقلال نبود و نباشد، کدام باشگاه حاضر است نیمکتش را به شما تعارف بزند؟
دو شنبه 4 اسفند 1404
کد مطلب :
273111
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/wmEmm
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved