زندگی زیر هجوم رملها
ریگان در جنوب شرق کرمان سالهاست با رملهای روان دست و پنجه نرم میکند؛ ۶۰ روستا در محاصره شن و ماسه هستند
مجید جباری | روزنامهنگار
اینجا جز چند روز محدود از سال، آرامش معنا ندارد و زندگی زیر سایه توفان شن میگذرد. شهرستان ریگان در جنوب شرق کرمان سالهاست با رملهای روان دست و پنجه نرم میکند. دستکم ۶۰ روستا در محاصره شن و ماسه هستند؛ روستاهایی که هر یک سهمی از این نبرد نابرابر دارند. در کنار همه این روستاها، رستمآباد چاهملک در خط مقدم ایستاده است؛ نخستین سنگری که توفانهای شن به آن هجوم میآورند. بادهای شمالی در 6ماه اول و بادهای جنوبی و محلی در نیمه دوم سال، شن و ماسه را روانه روستاهای ریگان میکنند. نتیجه آن محاصره مردمی است که زندگی و معیشتشان به کشاورزی و دامداری وابسته است. نخلستانها به سختی نفس میکشند، اما کشت علف و یونجه سالهاست زیر تپههای شنی دفن و دامداری به کاری طاقتفرسا تبدیل شده است. بسیاری از اهالی این شرایط را تاب نیاوردند و به رحمتآباد، ریگان یا شهرهای دیگر استان کرمان مهاجرت کردهاند. عدهای هم در خط مقدم هجوم گرد و خاک ماندهاند و برای ادامه زندگی روزمره و جان به در بردن از این شرایط ایستادگی میکنند.
حبس اجباری در خانه
یکی از اهالی جوان روستای رستمآباد چاهملک به همشهری میگوید: «باید اینجا باشید تا بفهمید توفان شن و ماسه چگونه زندگی ما را نابود کرده است. توفان، ورودی روستا را میبندد و رفتوآمد را سخت میکند. گاهی بهدلیل وزش شدید باد و پیشروی شن و ماسه، نمیتوانیم از خانه بیرون بزنیم.»
محمدعلی فرامرزی تأکید میکند که توقع چندانی از مسئولان برای ایجاد شغل یا دیگر حمایتها ندارد، اما حداقلها را حق خود میداند: «خیلیها برای زندگی بهتر به شهرهای دیگر مهاجرت کردهاند، حق هم داشتند. ما ماندهایم و مشغول کشاورزی هستیم. تنها خواسته من و اهالی روستا ساخت بادشکن و مالچپاشی منظم است تا بخشی از مشکلات کم شود. بعد از توفان، دهیاری معمولا برای جمعآوری شن و ماسه کمک میکند، اما ماسه تا داخل خانهها نفوذ میکند.»
چرا باید از خانهام کوچ کنم؟
دهیار روستای رستمآباد چاهملک هم با همین شرایط زندگی میکند. علی رویان به همشهری میگوید: «در طول سال درگیر توفان شن هستیم و این وضعیت زندگی حدود ۲۰۰ خانواری را که در روستا ساکن هستند، مختل کرده است. اطراف روستا پر از تپههای شنی شده و با هر وزش باد، زندگی مردم
به مشکل میخورد.»
علی رویان، ماندن در روستا را انتخاب کرده است: «رستمآباد خانه آبا و اجدادی من است. تا حدی به این شرایط عادت کردهام، اما خیلی از جوانان و افرادی که توان رفتن داشتند، مهاجرت کردهاند. به آنهایی که رفتهاند خرده نمیگیرم، حق دارند زندگی راحتتری داشته باشند؛ ولی چرا مردم باید از خانه و زندگیشان دست بکشند؟ اگر مسئولان رسیدگی کنند کسی دوست ندارد از زادگاهش کوچ کند.»
اینجا خانه من است
پرویز شهلکی، یکی دیگر از ساکنان جوان روستای رستمآباد، مثل خیلیهای دیگر خانهاش درست در مسیر هجوم شنهای روان قرار دارد. جایی که رمل و ماسه گاه تا پنجره خانهها هم بالا میآید.
او به همشهری میگوید: «این روستا خانه من است. پدر و پدربزرگم همینجا به دنیا آمدند، زندگی کردند و همینجا هم از دنیا رفتند.»شهلکی از زندگیهایی میگوید که با حداقلها میچرخد: «بعضی خانوادهها با 2شتر خرج یک خانواده 8-7نفره را در میآورند. زندگی سخت است، اما هنوز میچرخد. هر روز بخشی از وقتمان صرف جنگ با شنها میشود. با همه این سختیها تصمیم من ماندن در روستای اجدادیام است؛جایی که پدرانم در خاک آن آرام گرفتهاند.»
تلفیق کانونهای گرد و غبار خارجی از آسیای میانه و منابع داخلی ریزگردها روز گذشته (یکشنبه) نیمه شرقی کشور را درنوردید و استان کرمان را نیز درگیر کرد. در این میان، شهر ریگان در جنوب کویر لوت که زیر نفوذ بادهای ۱۲۰روزه و محلی قرار دارد، بار دیگر در محاصره گرد و خاک قرار گرفت. بر اساس پیشبینی هواشناسی انتظار میرود با تداوم وزش باد، گرد و غبار در شهر ریگان و جنوب شرق کشور طی 2 روز آینده نیز تشدید شود
پرویز شهلکی: هر روز بخشی از وقتمان صرف جنگ با شنها میشود. با همه این سختیها تصمیم من ماندن است
محمدعلی فرامرزی: تنها خواسته من و اهالی روستا ساخت بادشکن و مالچپاشی منظم است تا بخشی از مشکلات کم شود
دهیار رستمآباد: چرا مردم باید از خانه و زندگیشان دست بکشند؟ اگر مسئولان رسیدگی کنند کسی دوست ندارد کوچ کند