ناخودآگاه جذب هنر شدم
سالهای جوانی خانم بازیگر با خیابان لالهزار گره خورده است. مهوش وقاری از خاطرات جوانی و مسیر ورودش به هنر میگوید: «آن سالها خیابان لالهزار واقعاً مهد تئاتر بود. تئاترهای مختلف و بازیگرهایی که بعدها به سینما آمدند، هم صحنه را فتح کرده بودند و هم پرده سینما را. برای جوانی که به قصه و نمایش علاقه داشت، عبور از آن مسیر انگار ناخودآگاه او را به سمت هنر میکشید.
خوشبختانه من هم از این نعمت برخوردار بودم که زودتر با این فضا آشنا شدم. البته خانوادهام هم بیتأثیر نبودند؛ پدربزرگم خطاط و خوشنویس بود و حتی کتابهای خطی داشت. برادرش نوازنده تار بود. انگار از همان دوران، بدون اینکه خودم بدانم، به سمت هنر کشیده شدم و چیزهایی برایم خیلی خاص و جذاب بودند. همچنین در دبیرستان، برادرم عضو گروه تئاتر مدرسه بود و من هم گاهی همراه او تمرینها را دنبال میکردم. همین باعث شد کمکم به سمت سینمای آزاد جوانان کشیده شوم. آنجا همهچیز یاد میگرفتیم؛ صداگذاری، دستیاری، نویسندگی و هر کاری که لازم بود. حتی متوجه نمیشدم چطور آرامآرام وارد این محیط هنری شدم.»
او درباره سالهای فعالیت در آموزش و پرورش هم توضیح میدهد: «بعد از گرفتن مدرکم، بهعنوان کارشناس دفتر تربیت معلم مشغول شدم و همزمان تدریس میکردم. وقتی دانشجو بودم، حتی درس میدادم. شاگردانم اغلب همسن یا بزرگتر از من بودند، ولی همین تجربه باعث شد خیلی زود مسئولیتپذیر شوم. در آن دوران ما سازمان جوانانی داشتیم که بدون گرایش سیاسی فعالیت میکردیم. من ابتدا عضو گروه ورزشی شدم؛ تیم فوتبال دختران با مربیگری آقای حسن حبیبی. همزمان با ورزش، فعالیتهای هنری هم میکردم و با دوستانم درباره هنر و سینما صحبت میکردیم. آن محیط یکی از فضاهایی بود که شکلدهنده تفکرات و مسیر هنریام شد.»