اهرم تهدید بازار بدهی آمریکا روی میز لاریجانی و همتی
مجتبی توانگر؛ پژوهشگر اقتصاد
مسئله اصلی از همینجا شروع میشود. بسیاری هنوز تقابلهای بزرگ را فقط در میدان نظامی یا دیپلماتیک میبینند، درحالیکه ستون واقعی قدرت ایالات متحده در زیرساخت مالی آن قرار دارد. اگر کسی بخواهد بداند اقتصاد آمریکا چگونه حرکت میکند، باید به بازاری نگاه کند که کمتر در تیتر خبرها میآید، اما عملا موتور تأمین مالی این کشور است: بازار اوراق خزانهداری. امیدوارم آقای لاریجانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و آقای همتی بهعنوان فرمانده اقتصادی دولت این بخش مهم و حیاتی را دیده باشند.
توجه کنید که دولت آمریکا برای تأمین هزینههای خود، از خدمات عمومی گرفته تا بخش بزرگی از هزینههای نظامی و جنگی اوراق بدهی منتشر میکند. سرمایهگذاران این اوراق را میخرند و در مقابل بهره دریافت میکنند. نرخ بهره این اوراق که «بازده» نامیده میشود، در بازار تعیین میشود. اگر تقاضا بالا باشد، قیمت اوراق بالا میرود و بازده پایین میآید. اگر تقاضا کاهش یابد، قیمت افت میکند و بازده افزایش پیدا میکند.
این بازار با حجمی بیش از ۲۵تریلیون دلار، بزرگترین بازار بدهی در جهان است. اوراق خزانهداری آمریکا امنترین دارایی دلاری محسوب میشود و مبنای تعیین نرخ بدون ریسک در کل نظام مالی جهانی است. نرخ وام مسکن، بهره کارتهای اعتباری، هزینه تأمین مالی شرکتها و حتی ارزشگذاری سهام به بازده این اوراق وابسته است. بنابراین هر تغییر حتی در حد 10واحد پایه، یعنی یکدهم درصد میتواند اثر گستردهای داشته باشد.
تغییرات روزانه کوچک طبیعی است، اما سرعت و اندازه افزایش بازده اهمیت زیادی دارد.
افزایش 25واحد پایه قابل توجه است. افزایش 50واحد پایه در مدت کوتاه نشانه تنش است و جهش 100واحد پایه طی چند روز یا چند هفته میتواند شوک جدی ایجاد کند. تجربههای گذشته نشان میدهد مشکل اصلی نهفقط بزرگی تغییر، بلکه تمرکز آن در بازه زمانی کوتاه است. در سال۲۰۱۳، زمانی که فدرال رزرو اعلام کرد خرید اوراق را کاهش میدهد، بازده اوراق طی چند ماه بیش از یک درصد افزایش یافت و بازارهای جهانی دچار تنش شدند. در مارس۲۰۲۰ و آغاز بحران کرونا، بازده اوراق 10ساله در مدت کوتاهی حدود نیم درصد جهش کرد که نشانههای بحران نقدینگی را آشکار کرد و بانک مرکزی آمریکا مجبور به مداخله فوری شد.
حساسیت این بازار بهدلیل نقش اهرم مالی است. بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری اغلب با پول قرضگرفتهشده اوراق میخرند. اگر بازده بهسرعت افزایش یابد، قیمت اوراق کاهش پیدا میکند و ارزش وثیقهها کم میشود. این وضعیت میتواند به فروش اجباری و کاهش نقدشوندگی منجر شود و اگر این روند زنجیرهای شود، فشار آن به کل نظام مالی منتقل میشود.
مطالعات مالی منتشرشده در دانشگاه پنسیلوانیا(مشهور به یوپِن یک دانشگاه تحقیقاتی خصوصی در فیلادلفیا واقع در ایالت پنسیلوانیا آمریکا) نشان میدهد که در زمان تنشهای ژئوپلیتیک، کشورهایی که قدرت نظامی بالاتری دارند معمولا با افزایش تقاضا برای اوراق بدهی خود مواجه میشوند. افزایش تقاضا قیمت اوراق را بالا میبرد و نرخ بهره را کاهش میدهد و در نتیجه دولت میتواند با هزینه کمتر استقراض کند و منابع بیشتری برای هزینههای نظامی و اقتصادی خود تأمین کند. این چرخه تقویتشونده قدرت نظامی را به اعتماد مالی و اعتماد مالی را به قدرت نظامی پیوند میدهد.
اما نکتهای که کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که این اعتماد جهانی به رفتار سرمایهگذاران بستگی دارد. حدود دوسوم اوراق خزانه در اختیار سرمایهگذاران داخلی آمریکاست، شامل فدرال رزرو، بانکهای تجاری، صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و خانوارها و مابقی در اختیار سرمایهگذاران خارجی. در میان خریداران خارجی، بانکهای مرکزی و دولتها نقش اصلی را دارند. ژاپن و چین از دارندگان اصلی این اوراق در آسیا هستند. در خاورمیانه، دارندگان اصلی این اوراق شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر هستند که معمولا از طریق بانکهای مرکزی یا صندوقهای ثروت ملی خود سرمایهگذاری میکنند. صندوقهای ثروت ملی مانند صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان(PIF)، سازمان سرمایهگذاری ابوظبی(ADIA) و سازمان سرمایهگذاری کویت بخشی از ذخایر دلاری خود را به اوراق خزانه اختصاص میدهند. همچنین برخی بانکهای تجاری بزرگ منطقه نیز از طریق بازارهای بینالمللی در این اوراق سرمایهگذاری میکنند.
در خاورمیانه، ایران نقش استراتژیک و پررنگی دارد که کمتر به آن توجه میشود. ایران با تحلیل دقیق خریداران اوراق خزانه در منطقه و درک ترکیب سرمایهگذاران خارجی، توانایی تهدید مستقیم منابع مالی آمریکا را دارد. بخش قابل توجهی از تقاضای اوراق خزانه آمریکا از خاورمیانه میآید و عملا این سرمایهها تأمینکننده مالی فعالیتهای نظامی آمریکا هستند.
دولت ایران میتواند و باید اعلام کند که درصورت تجاوز به کشور، هر کشور یا نهاد مالی در خاورمیانه یا خارج از آن که خریدار اوراق بدهی دولت آمریکاست و آن را نگهداری میکند، عملا در تأمین مالی جنگ علیه ایران شریک محسوب میشود و هدف مشروع خواهد بود.
از این طریق و درصورت معتبر بودن تهدید، میتوان امید داشت تقاضای این اوراق ولو در حد چند دهم درصد کاهش پیدا کند و با کاهش اعتماد به این بازار، سلاح اوراق بدهی آمریکا علیه خود این کشور عمل کند.
این تهدید ایران کاملا کارشناسانه و مبتنی بر داده است. تحلیل ترکیب خریداران اوراق خزانه نشان میدهد که تغییر رفتار حتی چند صندوق یا بانک بزرگ میتواند ساختار تأمین مالی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. ایران در موقعیتی قرار دارد که با اعمال این اهرم مالی-امنیتی میتواند اقتصاد آمریکا را مستقیم تحت فشار قرار دهد و محاسبات راهبردی آن را دچار بیثباتی کند. این تهدید ارزش آن را دارد که در تنش احتمالی در جعبه ابزار تصمیمگیر قرار گیرد.