پرواز خونین از محله پاسدار گمنام
پدر شهید محمدحسین پایدار حسینی از شهادت پسرش در شامگاه خونین 18دی میگوید
سیدهکلثوم موسوی | خبرنگار
سرویس و نگهداری آسانسور را در بیمارستان امیراعلم بهعهده داشت. شب 18دیماه در آشوب اغتشاشات، گلولهای از فاصله نزدیک به قلبش اصابت میکند و مردم پیکر بیجانش را به بیمارستان لقمان منتقل میکنند و تا همیشه داغی میشود بر دل خانواده. حالا خیابانهای پیروزی و محله پاسدار گمنام هم حکایت پرکشیدن محمدحسین پایدار حسینی را فریاد میزنند. روایت شهادت محمدحسین را از زبان پدرش، محسن پایدار حسینی که ساکن قم است، میخوانیم.
خبر تکاندهنده
23ساله بود و با مادربزرگش در تهران زندگی میکرد. بهگفته مادربزرگش، شب حادثه قرار بود محمدحسین برای تعمیرلولههای آب و تأسیسات منزل دوستش برود. از حوالی ساعت ۲۱ شب پنجشنبه گوشیاش از دسترس خارج شد و شب به منزل برنگشت. تا حدود ساعت 9:30خبری از او نشد. نگرانیها که بیشتر شد، موضوع را به دایی شهید اطلاع دادند. حوالی ساعت ۲۰:۳۰ جمعه، داییاش خبر تکاندهندهای به من داد. او پس ازساعتها پیگیری، متوجه شده بود که پیکر بیجان محمدحسین پس از تحویل به بیمارستان لقمان، به سردخانه کهریزک منتقل شده است.
گلولهای از فاصله نزدیک
گلولهای که به محمدحسین اصابت کرده بود، از فاصله نزدیک به قلبش شلیک شده بود. بدنش خراشی نداشت که بتوان گفت از موتور افتاده است. لباسهایش، ساعتش و حتی موتورش را هم برده بودند. عقل سلیم میگوید که احتمالاً او را از موتور پیاده کرده، سپس به او شلیک کردهاند. اگر نیروی امنیتی شلیک کرده بود، نه او را عریان میکرد و نه پیکرش را وسط خیابان رها میکرد. آن شب، مأموران امنیتی حکم تیر نداشتند. ما با بررسی شواهد و قرائن، به اطمینان رسیدیم که پسرم توسط آشوبگران هدف گلوله سلاح گرم قرار گرفته است. محمدحسین اهل آشوب خیابانی نبود و مشکلی هم با اصل نظام نداشت. او نماینده یک شرکت خصوصی در حوزه فنی و تعمیرات آسانسور در بیمارستان امیراعلم بود.
دادخواهی برای خون شهدا
بهعنوان پدر و مادر باید خیلی حواسمان به دوستان و همنشینان فرزندانمان جمع باشد. از فضاهای مخرب مجازی که فرزندانمان در آنها خودشان را رشد میدهند نباید غافل شویم. از شبکههای فارسیزبان که بهلحاظ مالی بهشدت تحت حمایت دشمنان ما هستند نباید غفلت کنیم. در این آشوبها فقط محمدحسین من نبود که بیگناه کشته شد. بچههای ۱۳ و ۱۴ساله و دیگرانی که تحتتأثیر دوستان ناباب و فضای مجازی قرار گرفتند و از سر هیجان به خیابانها آمدند و بهدست جیرهخواران آمریکا و اسرائیل کشته شدند. آنها هم فرزندان من و این آب و خاک هستند. محمدحسین من آن شب غریب و تنها، مثل بقیه عزیزانی که به ضرب گلوله نااهلان شهید شدند، شهید شد. از همه فعالان حوزه حقوق و دستگاه قضایی هم تقاضا دارم به خونخواهی همه عزیزان از دسترفته در فتنه اخیر، مراتب تشکیل پرونده و رسیدگی به ابعاد مختلف موضوع را در سطح گسترده در دستور کار خود قرار دهند و علیه تمامی عناصر اثرگذار داخلی و خارجی در محاکم قضایی داخلی و بینالمللی اقامه دعوا کنند. این جوان و جوانهای عزیزی که کشته شدند، فدای وطن هستند، اما حواسمان باشد که به کشورمان حتی با کلام هم خیانت نکنیم. هم مسئولان و هم مردم باید بدانند که خون امثال پسر من زمانی پایمال نمیشود که دست استعمارگران از این کشور کوتاه باشد و جوانها به نظام امیدوار باشند. آن روز است که میتوان گفت خون فرزندان این مرز و بوم هدر نرفته است.