خادمان گمنام خورشید
روایتی از دستهای پنهان خدمت در حرم رضوی که کمتر زائری از حال و هوای کارشان شنیده است
سحر جعفریانعصر | روزنامهنگار
کبوتران تا گِرد گنبد و گلدستههای حرم رضوی بگردند و زائران، استخوانی سبک کنند، خادمان نیز به خدمت دست جنباندهاند. برخیشان در خیمه چایخانههای چهارگانه، نوشیدنیهای خوشگوار دم میکنند یا در آشپزخانه حضرتی، خوراک و خوردنی از مرغ و فسنجان تا کیک و شیرینی میپزند. برخیشان نیز چوبپَر به دست، راه میگشایند؛ درست مانند کفشبانان و دربانان که هر لحظه، مشغول خدمتگزاریاند. این میان خادمانی هم هستند که کمتر به نگاه و نظر میآیند؛ نقارهزنان، گلکاران و گلآرایان، زائریاران، صحافان، ارتفاعکاران، برقکاران، لوسترسازان و شمع و چهلچراغگردانها؛ خادمانی که به قرار رتبههای خدمتی 4گروهاند: رسمی موروثی (خادمزاده)، رسمی افتخاری، تشرفی و خادمیار. همگیشان اما تا کتهای بلند خدمت تن میکنند ذکر «یا رضا رضا...» و زمزمه «ای شاه پناهم بده...» میگویند و آرزوی دفن در گوشهای از صحن و سرای حرم میکنند.
نقارهزنان عید و عزاداری
صدای نقارههای حرم امامرضا(ع) برای همگان آشناست و گوشنواز؛ صدایی خاطرهانگیز که در اوقات خاص شنیده میشود. خادمان نقارهزن ازجمله خادمان رسمی موروثیاند. پیر و جوان که جمعیتشان در هر نوبت نقارهزنی، بین 10تا 14نفر است. طبل و کرناهایشان را با سلام و صلوات برمیدارند و میروند سوی ایوان نقارهخانه در ضلع شرقی صحن انقلاب. عباس رحمتی بیش از 30سال است که در کرناهای مسی و چدنی به طول 100تا 120سانتیمتر میدمد. مو و ریشی، سفید کرده:«نوبت نقارههای اذان، جشن (ولادت ائمه)، عزا (شهادت ائمه)، سحر و افطار، عید تحویل سال و کرامت (شفای دخیلبستگان) داریم. با وضو میآییم، به حضرت سلام میکنیم و حدود 20تا 30دقیقه نقاره میزنیم.» علی حسینی اما جوان است و پا جای پای پدرش که خیلی سال است در صحن آزادی دفن شده، گذاشته است:«4تا 6طبال(طبل نواز) سمت راست رو به گنبد حرم مینشینند و 6تا 8کرنا نواز عقب آنها و کنار سرنوازان میایستند...» مجید محبی، سرنواز است؛ نقارهزنی که سر دسته کرنانوازان میایستد. او از نقارهزنی میگوید:« اول، سرنوازان کرناهایشان را به طرف گنبد میگیرند و این نوا را میدمند؛ سلطان دنیا و عقبی علی بن موسی الرضا. بعد، پسنوازان جواب میدهند امامرضا. طبالها که میکوبند دیگر اوج نقارهزنیست...» زائران نیز یا چشمیتر میکنند و یا فیلمی به یادگار برمیدارند.
این خادمان، بوی گل میدهند
جای جای پهنه حرم امامرضا(ع) با بیش از 27هزارمترمربع کاشت گل و گیاه، سبز است و معطر از گلهای فصلی، دائمی، آپارتمانی و بسیاری درختچههای تزیینی که بهدست خادمانی مانند عمورجب در گلخانههای رضوی کاشته میشوند. هر صبح آستینهایش را بالا میزند و عرقچین سیاهرنگش را سر میگذارد و میآید میان گلخانه. وقت آبیاری، شور صلوات خاصه دارد:«اللهم صلعلی علیبن موسیالرضا المرتضی...» میگوید:«این گلها هم خادم امام هشتماند.» سعید نیز خادم است. هر چهارشنبه عقب وانتش را پر از گلهای حضرتی میکند و تا آستان میراند:«به جز گلهای گلخانه، کلی گل دیگر هست که خیران و واقفان نذر حرم میکنند.» حدود سال90 مرکز شمیم رضوان یکی در صحن غدیر و یکی در ضلع قبله دایر شد. حدود300 خادم آنجا خدمتگزارند. میثم اسلامی، کارشناس گلآرایی میگوید:«گلها و گیاهان حرم بعد از چند مرحله بازپیرایی و ترمیم، سر از واحد شمیم رضوان درمیآورند؛ درست مانند گلهای ضریح.» آن زمان که از بلندگوهای واحد شمیم رضوان، نوحه «قربون کبوترای حرمت امام رضا...» پخش میشود، خادمانی سفیدپوش سرگرم جداسازی گلهای پژمرده و پهن روی میز عریض و طویل هستند. گلها پس از خشک شدن، بستهبندی و اغلب به وقت نماز صبح در برخی رواقها به زائران، اهدا میشوند.
کتاب، فرهنگ و صحافان رضوی
سر کشیک، پایان شیفت صبح را به خادمان بخش کتب انوار اعلام میکند. احمد تیموری در رختکن کشیکخانه سابق در صحن انقلاب، لباس خدمت را از تنش میکند:«اولش کفشدار بودم. بعد از 10سال خدمت تشرفی، خادم افتخاری در بخش کتب انوار شدم. گردگیری و چیدمان کتب قرآن و ادعیه در قفسهها، جمعآوری و انتقالشان به صحافیخانه یا انبار و مخزن در رواق دارالسیاده، به اضافه جابهجایی صندلیهای نماز را انجام میدهم.» تابلو و درِ کارگاه صحافی حرم، مقابل رواق امامخمینی(ره) به چشم میآید؛ نزدیک دفتر گمشدگان. دورتا دور کارگاه، ردیفهایی ستونی و کوتاه و بلند از کتاب چیده شده است. صحافان کارکشته گِرد میزی بزرگ جمعاند. بوی چسب و کاغذهای سمباده کشیده، همهجا پراکنده است. محمد، تازهکار است و اغلب به تروفرزی استادانش خیره میماند:«اینجا آسترکشی، سمبادهکشی، برشکاری دور کتابها، جلدسازی، طلاکوبی و گاهی هم دوخت و دوز اتفاق میافتد.» یکی از استادان صحاف که جانباز سالهای دفاعمقدس نیز هست، مُهر آستان رضوی را میدهد دست محمد تا با آن به صفحات نخست کتابهای مرمت شده، نشان بگذارد. خودش هم تیزی کاتر را میان برگههای نو و بههم چسبیده نهجالبلاغه میکشد. کمی آن طرفتر، چند خادم حول دستگاه پرس ایستادهاند. جلد به جلد کتاب است که برگههایشان را فشردهسازی میکنند. کنارشان، دستگاه پرس دستی و قدیمی به زمین است که صحافان پیر کارگاه از آن کم خاطره ندارند. روزانه بین 100تا 150کتاب در این کارگاه، نونوار میشود.
بدون ترس از ارتفاع و آچار به دست
خدمات خادمان ارتفاعکار از لنز دوربین کمتر زائری پنهان میماند. آنها معمولا روی بام و بلندیهای صحن و ایوان و رواقها میایستند برای شست و شو و یا نصب پرچم و کتیبه و ریسهبندی. حمیدرضا، یکی از آنهاست که همچنان رتبه خادم تشرفی دارد:«ارتفاع ایوانها مثل ایوان طلای نادری و ناصری بیش از 14متر است. نوحه میخوانم و از نردبان بالا میروم. شفای دخترم را اینطور از آقا گرفتم.»
برادرش، محمدرضا از خادمان دهه هشتادی است که کارش تولیدمحتوای مجازی است. عکس و فیلم برمیدارد از خادمانی که دور از نظرند؛ مؤذنها، چراغگیرها، کفشبانان، دربانان، جاروکشان، باغبانان، نایبان زیارت، همراهیاران زائر و خادمان دفاتر امانتداری، گمشدگان و ویلچرهای امانی.
و اما خادمان لوسترخانه کارشان نورآرایی از تولید تا تعمیر وسایل الکترونیکی و روشنایی است. جلال، برقکار اهل دل است:«شعلههای خاموش لوسترها را تعمیر میکنم. لامپهای سوخته را هم تعویض.» نور بیش از هزار و 500لوستر و 40هزار شعله در حرمرضوی میسوزد و هزار خادمیار در 23کارگاه مشغول تعمیرات خودروهای برقی همچون زائربرها و ماشینهای شستوشوی مکانیزه، صندلیهای چرخدار و... هستند. وظیفه دیگر خادمان این بخش طراحی و ساخت لوسترهای ویژه رواقهاست.
