• چهار شنبه 22 بهمن 1404
  • الأرْبِعَاء 23 شعبان 1447
  • 2026 Feb 11
پنج شنبه 23 بهمن 1404
کد مطلب : 272442
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/9Q2WJ
+
-

ایست به زندگی روی دورتند

زندگی گاهی شبیه به رانندگی در یک اتوبان بی‌پایان می‌شود؛ پا را روی پدال گاز گذاشته‌ایم و تنها هدفمان این است که به جلو برویم، بدون آنکه دقیقا بدانیم مقصدمان کجاست یا چرا این مسیر را انتخاب کرده‌ایم. اغلب ما زندگی را روی «حالت خودکار» تنظیم کرده‌ایم. صبح‌ها بیدار می‌شویم، می‌دویم، تصمیم می‌گیریم و شب‌ها خسته به خواب می‌رویم. معمولا تنها یک شوک بزرگ، یک شکست یا بحران عاطفی است که ترمز‌دستی را می‌کشد و ما را وادار به تماشای مسیری می‌کند که پیموده‌ایم. اما آیا حتما برای فهمیدن درس‌های زندگی باید منتظر بحران باشیم؟ بازگشت به عقب و مرور مسیر، عقب‌گرد نیست؛ بلکه خیزبرداشتن برای پرشی بلندتر است. برای اینکه فرمان زندگی را واقعا در دست بگیریم و از حالت انفعال خارج شویم، نیاز به یک بازبینی هوشمندانه داریم. این بازبینی نه با حسرت، بلکه با ۵پرسش کلیدی آغاز می‌شود. نخست باید صادقانه از خود بپرسیم: «موتور محرک من در این سال‌ها چه بوده است؟» در تمام دوندگی‌های اخیر، واقعا دنبال چه بوده‌ایم؟ شاید به ظاهر دنبال ارتقای شغلی یا پول بوده‌ایم، اما در لایه‌های عمیق‌تر احتمالا تشنه‌ دیده‌شدن، قدرت یا یافتن اصالت خویش بوده‌ایم. شناخت این خلأهای عاطفی، نخستین گام بیداری است.
گام دوم، روبه‌رو شدن با «تکرارها» است. اشتباهاتی که در زندگی ما مدام تکرار می‌شوند، بدشانسی نیستند؛ آنها درس‌های پاس‌نشده‌ کلاس زندگی هستند. اگر همیشه در روابط عاطفی به بن‌بست مشابهی می‌رسید یا همیشه کارهای مهم را به دقیقه 90 موکول می‌کنید، یک الگوی پنهان و یک ترس درونی (مثل ترس از نه شنیدن یا ترس از شکست) شما را کنترل می‌کند. تا زمانی که درس نهفته در این تکرارها را نگیرید، تاریخ تکرار خواهد شد. در مرحله بعد باید به «موانع ذهنی» و «تغییرات درونی» خیره شد. چه چیزی واقعا مانع می‌شود که مهارت دلخواهمان (مثل یادگیری زبان یا نواختن ساز) را آغاز کنیم؟ آن صدای منتقد درونی چیست که مدام فرمان ایست می‌دهد؟ و در مقابل، در سال گذشته چقدر تغییر کرده‌ایم؟ تغییرات واقعی در حساب بانکی ما نیستند؛ در میزان صبوری، تغییر سلیقه‌ها و نوع واکنش ما به مشکلات نهفته‌اند. حالا با دانستن این پاسخ‌ها، به ایستگاه آخر می‌رسیم: «سال بعد قرار است چه‌کسی باشم؟» هدف‌گذاری واقعی برای آینده، نوشتن لیست آرزوها نیست؛ بلکه تصمیم برای حل کردن آن گره‌های کور است. شاید هدف امسال نباید «به دست آوردن» چیزی باشد، بلکه باید «بودن» چیزی باشد؛ مثلا شجاع‌تر بودن، کمتر ترسیدن و بلندتر فریادزدن صدای درونی. 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید