• جمعه 24 بهمن 1404
  • الْجُمْعَة 25 شعبان 1447
  • 2026 Feb 13
پنج شنبه 23 بهمن 1404
کد مطلب : 272429
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/VPNRz
+
-

ققنوس­‌های مسجد سیدالشهدا

خاطره
ققنوس­‌های مسجد سیدالشهدا

فرناز ایزدبین؛ خبرنگار

 برای بعضی‌ها، مسجد فقط جای نماز است؛ برای بعضی دیگر، مسجد همان سنگری است که وقت خطر، آدم را در راه و استوار نگه می­‌دارد. دهه شصتی‌­ها، هفتادی­‌ها و هشتادی‌­ها حتی در کابوس‌های شبانه­‌شان هم نمی‌دیدند که در کشور ایران مسجدی که سنگر انقلابشان است مورد حمله تروریستی قرار بگیرد. شب هجدهم دی ماه، مسجد سیدالشهدای پاکدشت، فقط میزبان نمازگزاران در مغرب و عشا نبود بلکه گود نبرد با ظلمتی شد که در آن، جوان‌ترین خادمان مسجد، بی‌هیچ ادعایی، جلوتر از همه ایستادند. فراخوان گروه‌های تروریستی، فضای شهر را ملتهب کرده بود و نگرانی، در کوچه‌ها می‌چرخید. اما داخل مسجد، هنوز همان قرار قدیمی، نماز، خدمت، دل‌دادن به خدا و دل نگه‌داشتن برای مردم برقرار بود.
در همان شب، علی‌اکبر زارعی ۱۸ ساله و طاها عزیزی‌خواه ۲۰ ساله، آمدند تا اگر خطری پیش آمد، خانه خدا و آدم‌های داخلش بی‌پناه نمانند. چند نفر بعد از نماز، هنوز در مسجد بودند؛ میانشان زنانی هم حضور داشتند که مشغول پخت نذری برای دعای ندبه روز جمعه بودند. آنها فکر نمی‌کردند تا ساعتی دیگر، شعله و دود جای آرامش را بگیرد و در روز جمعه مسجدی دیگر نباشد. دود و آتش همه­ مسجد را گرفت، همان‌جا بود که 2ققنوس مسجد، قصه خودشان را نوشتند.‌این جمله را شاید بعضی‌ها شعار بدانند، اما برای خانواده‌هایی که پسرشان را از مسجد بدرقه کرده‌اند، بیشتر شبیه یک واقعیت روشن است. مسجد برای بچه مسجدی‌ها فقط یک ساختمان نیست؛ یک مسیر است؛ مسیری که در آن، سنگر خدمت به مردم از سنگر عبادت جدا نمی‌شود و دفاع از جان دیگران، ادامه همان ایمان است. گویا این روزها مسیر شهادت برای بعضی جوانان دهه هشتادی کوتاه‌تر شده چون سنگرشان هم نزدیک‌­تر است؛ همین مسجد محله.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید