4دهه میراثبانی از قلعه تاریخی شوش
قاسم آلکثیر؛ فعال میراث فرهنگی استان خوزستان
اسمش «شفیع چنانه» بود، اما ما خوزستانیها او را به اسم شایع چنانی میشناسیم. بسیار متعهد و دلبسته کارش بود؛ بهطوری که در سختترین، بحرانیترین و اضطراریترین شرایط کشور که جنگ تحمیلی ۸ساله بود و نیروهای عراقی به کنارههای رود کرخه رسیده بودند، باز هم میراثبانی را ترک نکرد. در آن شرایط که شوش حدود 2سال خالی از سکنه شده بود، شایع چنانی بهعنوان میراثبان از میراث قدیمی قلعه شوش مراقبت کرد. او در همان روزگار جنگ بر اثر بمباران آسیب دید. با این حال باز هم پای تعهدش ایستاد. همه ما خوزستانیها قصه خانواده شایع چنانی در روزگار جنگ را شنیدهایم که چطور همسر او در یک شهر خالی از سکنه، با اندک آردی، نان میپخت و سد جوع میکردند و روزگار میگذراندند. همیشه بخشی از نانهایی که در خانه شایع چنانی پخته میشد، سهم رزمندهها بود و رزمندهها برای گرفتن نان تازه به در خانه شایع چنانی میآمدند.
قلعه شوش، قلعهای است که توسط ژاک دمورگان فرانسوی برای سکونت باستانشناسان فرانسوی در نزدیکی آرامگاه دانیال نبی در شوش، روی تپهای تاریخی در روزگار قاجار بنا شد. بعدها که تیم فرانسوی ژان پرو و بعد از آن نیز تیم فرانسوی گریشمن کاوش را برعهده گرفتند، گریشمن قطعه زمینی را در کنار قلعه در اختیار خانواده شایع چنانی قرار میدهد که پس از دوران بازنشستگی هم بتواند به خدمت خودش یعنی همان میراثبانی ادامه بدهد. لازم است مسئولان محلی، استانی و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی قدردان زحمات چنین افرادی باشند. او شایسته برگزاری یادبود و ساخت تندیس یا نماد است. زیرا به فرهنگ و هویت و میراث کشورش در سختترین شرایط متعهد بود. خوب است دستکم یکی از سالنهای محوطههای تاریخی در باغ موزه شوش به نام شایع چنانی نامگذاری شود. انتشار کتاب زندگینامه و ساخت مستند از زندگی او که دیگر جای خود دارد. شایع چنانی پس از 4دهه خدمت به میراث فرهنگی در شامگاه هشتم بهمنماه ۱۴۰۴ در خانهاش، در پای قلعه باستانی شوش و در کنار میراثجهانی شوش؛ جایی که جوانی و زندگی خود را وقف نگهبانی آن کرده بود، چشم از جهان فروبست.