• یکشنبه 19 بهمن 1404
  • الأحَد 20 شعبان 1447
  • 2026 Feb 08
یکشنبه 19 بهمن 1404
کد مطلب : 272205
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nrzAP
+
-

خانواده مقتول پیش از اجرای حکم قاتل را بخشیدند

وصیت‌نامه‌ای که زندگی قاتل را نجات داد

گزارش
وصیت‌نامه‌ای که زندگی قاتل را نجات داد

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار| ‌

قاتلی که در آستانه قصاص بود  وصیت کرد که اعضای بدن او را بعد از مجازات، به بیماران اهدا کنند اما خبر نداشت که همین وصیت‌نامه، موجب رهایی او از قصاص خواهد شد.‌به گزارش همشهری، شامگاه سیزدهم شهریور۱۳۹۹ با پیداشدن جسد پسر جوانی در یکی از خیابان‌های جنوب‌شرق تهران، تحقیقات برای کشف راز این جنایت آغاز شد. به‌نظر می‌رسید  او در جای دیگری با ضربات چاقو به قتل رسیده و بعد جسدش به این محل منتقل شده است. تحقیقات میدانی کارآگاهان خیلی زود به نتیجه رسید و هویت مقتول شناسایی شد. او ‌ شب حادثه در مهمانی یکی از دوستانش حاضر بوده است. 
مأموران سراغ میزبان رفتند و او اسرار جنایت را فاش کرد و گفت: شب حادثه چند نفر از دوستانم را به خانه دعوت کرده بودم. در طول مهمانی، میان مقتول و 2نفر از مهمان‌ها درگیری پیش آمد که یکی از آنها با چاقو ضربه‌ای زد و سپس فرار کرد. ما بلافاصله تصمیم گرفتیم مجروح را به بیمارستان ببریم اما او در بین راه جان سپرد و از ترس گرفتار شدن، جسد را در کنار خیابان رها کردیم.

ماجرای رقیب عشقی
با شناسایی مهمانان حاضر در آن شب، مأموران رد قاتل را پیدا کردند. پسر جوانی که از اهالی همان محله و دوست نزدیک میزبان بود، در کمتر از ۴۸ساعت در مخفیگاهش دستگیر شد. او ابتدا منکر جرم شد اما پس از مواجهه با شاهدان ماجرا و مدارک موجود، لب به اعتراف گشود.‌این جوان در بازجویی‌ها گفت: مدتی بود با دختری به نام آزیتا دوست شده بودم اما چند وقت بود از من دوری می‌کرد و جواب تماس‌هایم را نمی‌داد. در ذهنم حدس زدم شاید با مقتول رابطه دارد چون بارها از زبان آزیتا شنیده بودم که از مقتول و رفتارهایش تعریف می‌کرد. تا اینکه شب حادثه وقتی در مهمانی مقتول را دیدم، احساس کردم رقیب عشقی من است. هرچند مقتول گفت از آزیتا چیزی نمی‌داند، اما من باور نکردم. وی ادامه داد: آن شب مواد‌مخدر مصرف کرده بودم و نتوانستم خودم را کنترل کنم. عصبی شدم و با چاقو ضربه‌ای به او زدم. بعد از فرار، فهمیدم چه اشتباهی کرده‌ام اما دیگر دیر شده بود.
پلیس پس از تکمیل تحقیقات، متهم را به دادسرا معرفی کرد و پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

قصاص 
در جریان جلسات دادگاه، اولیای دم مقتول خواستار قصاص قاتل شدند و پس از بررسی‌ها، قضات حکم قصاص نفس را صادر کردند. این حکم در شعبه هفتم دیوان عالی کشور نیز تأیید و با ارجاع پرونده به شعبه چهارم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران، شمارش معکوس برای قصاص قاتل شروع شد.

وصیت در واپسین روزهای زندگی
روز اجرای حکم نزدیک بود و پسر جوان آخرین شب‌های عمرش را در سلول انفرادی سپری می‌کرد. او در این مدت تغییرات رفتاری چشمگیری داشت و بارها از خطای خود ابراز پشیمانی کرده بود. در آخرین لحظات پیش از اجرای حکم، جوان زندانی تصمیم گرفت وصیت‌نامه‌ای بنویسد. در وصیت‌نامه‌اش خواسته بود اعضای بدنش پس از مرگ اهدا شود تا شاید با این کار بتواند بخش کوچکی از گناهانش را کم کند و زندگی دیگران را نجات دهد.

گذشت
خبر وصیت‌نامه و تغییر رفتار قاتل، به گوش خانواده مقتول نیز رسید.‌ آنها وقتی از نیت نیک قاتل مطلع شدند و دیدند در زندان به انسان دیگری تبدیل شده، تصمیمی بزرگ گرفتند. ‌خانواده مقتول از حق قصاص گذشتند؛ با این انگیزه که بخشش، آرامش بیشتری برای روح فرزندشان و خودشان به همراه داشته باشد.‌در پی این بخشش، قاتل از چوبه دار رهایی یافت تا به‌زودی از لحاظ جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه شود.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید