رسانه کارگردانان
خانهها و خیابانها

در بیستوپنجمین جشنواره فیلم فجر بعد از نمایش فیلم «پارک وی»، دهمین فیلم کارنامه کارگردانی فریدون جیرانی، خبرنگارانی که برخی از آنها سابقه همکاری با کارگردان در دوران روزنامهنگاری او را داشتند، نمیتوانستند خود را متقاعد کنند که تجربه جیرانی برای ساخت یک اسلشر فارسی اگر موفق هم نباشد، از منظر تاریخی مهم است. نمیتوان به کسی خرده گرفت که پس از پایان نمایش فیلم به جای احساسی که همان لحظه از فیلم دارد به این فکر کند که در آینده درباره فیلمها چه خواهند گفت. اما جیرانی بهعنوان روزنامهنگار- مورخ همیشه سعیکرده که پدیدههای سینمای ایران را از منظری تاریخی- سیاسی توضیح بدهد؛ روشی که فقط بخشی از آن به زیباییشناسی فیلمهای ایرانی و سلیقه مخاطب اختصاص دارد و بخش عمده آن توضیح سینمای ایران با ارجاع به تاریخ معاصر است.
با روشی که جیرانی در توضیح تاریخ سینمای ایران دارد توضیحدادن اهمیت پارک وی بهعنوان یک اسلشر فارسی در کارنامه پرفراز و نشیبش که در میانه دهه 1380ساخته شده، پیشبینی التهابی خشن است که کانون التهاب روابط تغییر شکلیافته خانواده ایرانی است. برخلاف جلسه نمایش مطبوعاتی فیلم که منتقدان و نمایندگان رسانهها به هیچ وجه زیر بار توضیحات جیرانی نرفتند، اما مخاطبان سینمای ایران در تهران و شهرستانها فیلم جیرانی را بهعنوان یک اسلشر خود ساخته آنقدر پذیرفتند که پارک وی فیلمی ناموفق از کار در نیامد. این وجه از کار کارگردانان در سینمای ایران که فیلمهایشان توسط منتقدان شکست خورده بهنظر میرسد، اما در سرنوشت تجاری فیلمها اتفاق دیگری میافتد، نشان میدهد که تاریخ سینمای ایران اغلب در نوشتههای مطبوعاتی روز رقم نمیخورد. مطبوعاتیها در هر دوران بیشتر از بخش پنهان جامعه به آن چیزهایی میپردازند که در نمود و نمایش آن به خیابانها درز کرده باشد. روزنامه، رسانه خیابان است. پارک وی درباره خشونت رایج در اتاقها و راهروهای یک خانه بود و پیشبینی آن چیزی که فیلم عرضه میکرد برای هر روزنامهنگاری قفل بود؛ حتی برای کسی که عادت دارد تاریخ سینمای ایران را نه از اتفاقات خانگی که از سیاستهای خیابانی روایت کند.