یکی آن بالا تو را دوست دارد
امینحیایی بارها ثابت کرده که یکی از 3 بازیگر بزرگ مرد سینمای ایران در 4دهه گذشته است
علیرضا محمودی
امین حیایی امسال در 2فیلم «استخر» ساخته سروش صحت و «بیلبورد» ساخته سعید دشتی از فیلمهای بخش سودای سیمرغ چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد؛ حضوری که بدون شک باعث اهمیت بیشتر این فیلمها در رقابت با بقیه آثار این بخش میشود. حیایی بازیگری است که با حضورش در هر فیلمی و با هرکیفیتی میتواند متضمن تماشای آن تا پایان فیلم باشد. این استعداد غیرقابل انکار و این نمایشگر همیشه محترم در طول 40سال گذشته در بیش از 90فیلم و سریال ایرانی حضور داشته و هر بار ثابت کرده که بازیگری قبل از هر چیزی ایمان متبلوری در جسم و روح به نمایش دادن است و امین حیایی بیش از همه بازیگران همدوره و پس از خودش مومن به رستاخیز نمایشگری باقی مانده.

از سال 1364که بنیاد سینمایی فارابی تاسیس شد، هدف سینمای جدید ایران ایجاد شکلی از سینما بود که جای تکیه بر ستارگان متکی به کارگردان باشد. این ایده که کارگردانان جهان فیلم را میسازند و چون جهانبینی و محتوای فیلم مهمتر از بقیه ارکان سینماست، باید مورد توجه و ستایش قرار بگیرد، دوران ستاره شدن کارگردانان به جای بازیگران فرا رسید.
بازیگران تئاتری و بازیگران تلویزیونی جای ستارگان سینمای قبل از انقلاب را گرفتند و بیانگری و محتوا به جای نمایشگری و اجرا مورد توجه قرار گرفت. بازیگران بازنشسته از اداره تئاتر با همکاری فیلمسازان برآمده از سینمای آزاد با هم همکار شدند تا با نسخه ناقص و کمبهرهای از نظریه مولف سینمای پس از انقلاب را شکل بدهند.
این دوران با رفتن آن مدیران و بیاثر شدن نظرات و ایدههایشان به فراموشی سپرده شد اما رسوب نگرش دهه شصتی به سینما هرگز از ذهن و نگرش بسیاری از منتقدان و علاقهمندان سینمای ایران پاک نشد. در دهه 1370توجه به سرگرمی با فیلم اهمیت پیدا کرد. فروش فیلمهای اکشن و تریلرهای مواد مخدری و فیلمهای جوانپسند مورد توجه قرار گرفت. بیانگری در سینما بهعنوان بخشی از سینما و نه همه سینما در برخی رسانهها در مقالات و متون انتقادی بیان شد. در دفاتر سینمایی یافتن ستارههایی که بتوانند بار تماشایی فیلم را بهعنوان یک نمایش سرگرمکننده و نه یک بیانیه فلسفی بر دوش بکشند آغاز شد و ستارگانی در افق آسمان سینمای ایران شروع به درخشیدن کردند. امین حیایی در تمام دهه 1370فیلم به فیلم موفق شد خود را تثبیت کند. اثبات استعدادی که هم ملودرام و هم کمدی را خوب از آب دربیاورد، نیاز به نمونههای بیشتری داشت. حیایی نه فیزیک چندان متفاوتی داشت و نه از جهان ورزش و موسیقی راهی دنیای سینما شده بود؛ او فقط یک بازیگر بود که پشتوانهاش دریایی از استعداد بود؛ بازیگری ششدانگ که از هر چالش پیروز بیرون آمد. آرام آرام نام امین حیایی در تیتراژها از اسمهای سوم و چهارم به کپشنهای اول رسید؛ به جایی که دیگر نامش در تیتراژها گل سرسبد اسامی عوامل بود. امین حیایی جلوی چشم ما در این سالها بارها از ابتدا تا انتهای فیلمها با حضورش چرخش قهرمانان و شخصیتهای خوب و بد را نمایش داده. هر وقت زمین بازی برایش فراهم شده، زحمت کشیده و هیچ پاس گلی را بدون تغییر نتیجه هدر نداده است. او همیشه به اعتماد دیر بهدست آمده ما درباره استعدادش پاسخی قانعکننده داده؛ حتی اگر در فیلمی که تنها نقطه قابل اعتنایش حضور او بوده و بس.
در کمدی رمانتیکهایی که بازی کرده، به بازی اندازه و چشمگیرش در «پسر تهرونی» و «کما» در مقابل بازیگران زن دقت کنید؛ نمونهای برای همه جوان اولهایی که هنوز فرق حضور در یک فیلم عاشقانه خندهدار را درک نکردهاند. در ملودرامهای تلخ، بازیاش را در «بیداری رویا» و «شعلهور»، در دو نقش عجیب مرور کنید. حضورش و تلواسه آدمی که قرار است سقوط را نمایش بدهد. «شارلاتان» و «کوکتل مولوتف» را بهعنوان کمدیهایی از دو جهان فانتزی و تاریخی تماشا کنید. او در هر دو فیلم مجابکننده است که بهترین انتخاب برای این فیلمها بوده.حیایی بدون شک برای هر فیلم یک دستاورد بر جای گذاشت.
برای بازیگری که هر سال تماشایش میکنیم و با آغاز هر نمایش باز همهچیز درباره تواناییاش را دوباره بیان میکند، تا ما دوباره متقاعد شویم که او همچنان بازیگر بزرگی است. امسال نیز بدون شک او دوباره ما را متقاعد خواهدکرد که بازیگر بزرگی است و یک نفر آن بالا در انتهای همه نمایشها حواسش به امین حیایی و حضورش هست؛ یکی آن بالا.