ملاقات با بانوی همیشه جوان
مرضیه برومند که با فیلم «دختر پری خانم» به جشنواره آمده همیشه برای ما زنی قوی، شاد و قابل اطمینان باقی خواهد ماند
علیرضا محمودی
خبر حضور مرضیه برومند 74ساله در فیلم «دختر پری خانم» ساخته علیرضا معتمدی بهعنوان بازیگر، بازگشت یک چهره مهم تاریخ نیمقرن تلویزیون فارسی به حرفهای است که او کارش را بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه تهران با آن آغاز کرد. نخستین تصویری که از او در سینمای ایران ثبت شده بازی در نقش پرستاری متفاوت در بیمارستانی فسادزده به کارگردانی داریوش مهرجویی فقید بود و حالا 50سال بعد او خود را بهدست کارگردانی سپرده که داستانهایی با قهرمانی خودش درباره روزمرگی و تباهشدگی روزانه روایت میکند.
انتخاب برومند برای حضور در چنین پروژهای هرچه باشد هوش سازنده دهه شصتی ما را برجسته میکند و البته مضمونی مناسب برای نویسنده این نوشته کوک. مرضیه برومند هرگز بازیگر پرکار و بازیگری برایش سرنوشت نبوده اما حضورش در سومین فیلم معتمدی ما را یک راست متوجه آن چیزی میکند که بهخاطر آن مرضیه در میان همه کارگردانان زنی که از خود رد اثری در تلویزیون و تیتراژ برنامههای تلویزیونی گذاشتهاند شاخص و مشخص باشد. مرضیه برومند، ستاره زنان کارگردان در سینماست. این ستایش را تاریخ نصیب او کرده است. تاریخ بیرحم و فراموشکاری که میلیونها اسم را پاک میکند در برابر این مرضیه راضی به فراموشی نیست. احترام او همیشه واجب بوده و خدشهای به آن وارد نخواهد شد.
او با سابقه بازیگری در سریالهای کودکان همچون «کدوی تنبل» به کارگردانی رضا بابک و سریالهای بزرگسالان همچون «سلطان صاحبقران» به کارگردانی علی حاتمی در دهه 1360خودش را در مدرسه و شهر موشها به مدیران جوان جام جم معرفی کرد؛ زنی قوی که نگاهی باطراوت به زندگی دارد. آب زمزم برای رسانهای که در دوران جنگ نیازمند انتشار پیامهای اخلاقی اما جذاب برای مخاطبان کودک و نوجوانی بود که سرگرمیای به جز مبلههای سیاه و سفید توشیبا و گروندیک نداشتند.
3سریال برومند در این دوران برای کودکان و بزرگسالان رسانه تلویزیون اعتماد به نفس برنامهسازی را به تولیدکنندگان برنامههای رایج آنتن پرکن بازگرداند. احساس اهمیت کارهای نمایشی بیش از اخبار و تحلیلهای سیاسی با برومند به راهروهای ساختمان تولید بازگشت. مدرسه موشها، خونه مادربزرگه و شاهکار بزرگ آرایشگاه زیبا؛ داستانهایی درباره عروسکها و آدمهایی که باید برای کارهای بزرگ تربیت بشوند. شخصیتهایی که عواطف روی دست مانده خود را در روزمرگی بیان نمیکنند و مجبور میشوند راه نزدیک دوستی را به راه پرپیچ و خم و صعب دوستیابی ترجیح بدهند. روزمرگی رمز موفقیت برومند بود. درحالیکه برنامههای تلویزیون در خلف حماسههای
پیدرپی به تکرار افتاده بودند، برومند از متن تکراریترین رویدادهایی که هرگز خبر نمیشوند، راهی بهسوی معمای خوشبختی میکوبید. از جوجههای خانه مادر بزرگ تا اسد خمارلو بهدنبال پناهگاهی برای خود بودند. پنجههای مخمل و زخمههای تجرد همه تهدیدهای روزمرگی هستند و روزمرگی مضمون ابدی تلویزیون بوده و خواهد بود.
برومند در دهه 1370ایده مقابله با روزمرگی را در سریالهای دیگر پرورش داد. نویسندگان و بازیگران و عروسکهای جوان و تازه را بهکار گرفت و با شلاق کارآمدی و اخلاق شایستهسالاری قسمت به قسمت تا به تا، هتل، تهران 11و کارآگاه شمسی تحویل آنتن داد. برومند در این دوره بازی را به رقیبان تازه نفس هرگز نباخت. کار را برخود و عوامل سخت کرد و درک متفاوتی از داستانسازی برای تلویزیون از خود بروز داد. الگوی جونم برات بگه را با حربه طنز نه با خدعه آببستن به سلامت در قراردادهای سریالسازی تلویزیون بهکار برد. بازیهای درجه یکی از انبوه بازیگران جوان و باتجربه ثبت کرد. او برای تلویزیون ایرانی همچون آگاتا کریستی برای ادبیات معمایی بریتانیا نقشآفرینی کرد. کارآگاه شمسی و مادام هرچه نباشد تکخالی است برای همیشه با پری امیر حمزه و دستیارش فرزند یکی از نمادهای بازیگری در همه دوران: لوریک میناسیان فرزند آرامائیس هوسپیان، آرمان بزرگ. مرضیه برومند با چنین میراث بزرگی در برابر ماست. فتح روزمرگی با روایت کار بزرگی که فقط از بزرگان استخوان خردکرده در زندگی برمیآید. آنهایی که مهارت زندگیکردن با طراوت جوانی ابدی تجربه میکنند. مرضیه برومند همیشه برای ما زنی قوی، شاد و قابل اطمینان باقی خواهد ماند. او به لطف داستانهایی که خوب تعریف کرده به این شمایل دست یافته است. در پنجمین روز جشنواره بازگشتش را به بازیگری تماشا میکنیم. او همیشه ما را زمانی که صرف او کردهایم خشنود میکند.