احسان طهماسبی
یکی از وجوه کمتر دیدهشده حضور فیلمسازان زن، نقش آنها در شکلدادن به الگوی اکران عمومی سینمای ایران است. برخلاف تصورات رایج که سینمای زنان را محدود به جشنوارهها میداند، بسیاری از آثار ساختهشده توسط فیلمسازان زن توانستهاند در چرخه عمومی اکران نیز نقش مؤثری ایفا کنند و مخاطب گستردهتری را به سالنها بکشانند.
برای مثال، در دهه70، فیلمهایی همچون«روسری آبی» (رخشان بنیاعتماد) و «دو زن» (تهمینه میلانی) نشان دادند که سینمای زنان الزاما سینمای کمتماشاگر یا نخبهگرایی نیست و فیلمهایی با کارگردانان زن و داستانهایی زنانه نیز میتوانند با تکیه بر روایتهای انسانی، شخصیتمحور و قابل همذاتپنداری، سهم مهمی در حفظ ارتباط با بدنه اجتماعی مخاطبان داشته باشند.
در سالهای نخستین جشنواره فیلم فجر حضور فیلمسازان زن، حضوری نمادین بود و بیشتر بهعنوان نشانهای از امکان حضور آنها در سینمای بعد از انقلاب ایران مورد توجه قرار میگرفت؛ فیلمهایی که با کنجکاوی، مورد توجه مخاطبان بود و با اینکه فجر هنوز زبان تحلیل منسجمی برای مواجهه با این سینما نداشت، صرفا به ثبت حضور این فیلمسازان بسنده میکرد؛ حضوری که در دهههای بعد تکرارشوندهتر و در عین حال تأثیرگذارتر شد و جشنواره و داورانش را وادار به تثبیت تدریجی این جایگاه کرد. در این دوره، نقد، بیش از آنکه به زبان سینمایی بپردازد، بر مضامین اجتماعی و جنسیتی تکیه و مکث داشت.
هرچند که حضور فیلمسازان زن در جشنوارههای فیلم فجر و در یک دهه گذشته، صرفا وابسته به نمودارهای کیفی و کمی نبوده و عوامل دیگر همچون پذیرش شروط این فیلمسازان برای ارائه کار به جشنواره و همچنین اخذ مجوزهای لازم برای تولید فیلم بنا بر سلیقه سینمایی و جامعهشناختی تعدادی از فیلمسازان موفق و شاخص در این امر مؤثر بوده، اما بدونشک، جای خالی بخش اثرگذاری از جریان اصلی سینمای ایران یعنی فیلمسازان زن، در جشنوارههای سالهای اخیر سینمای ایران مشهود و پدیدار بوده است.
میان تاریخسازی و فراموشی
حضور فیلمسازان زن در جشنواره فیلم فجر
در همینه زمینه :