موفقیت و شکست
علیرضا محمودی
علی حاتمی ستایششدهترین و دستنخوردهترین کارنامه سینمایی در ادبیات سینمایی فارسی را دارد. مرگ دراماتیک و تشییع باشکوه علی حاتمی و ستایش فراوانی که به ناگاه نصیب کارنامهاش شد، مانند تولدی دوباره برای سازنده فیلمهایی بود که هرگز جدی گرفته نمیشد. در تمام دوران زندگی حاتمی، نوشتن درباره فیلمها و سریالهایش اغلب بهانهای برای توصیف از دسترفتگی سینمایی، شلختگی ساختاری و شاعرانگی حوصله سربر بودند. شیفتگی به تاریخ و افسانه ایرانی دلیل موجهی برای تحمل این همه شیدایی روایی و پراکندگی تصویری و وسواس صحنهآرایی نمیشد. پس از مرگ حاتمی انگار احترام جای انتقاد را گرفت و همه اتهامات به محسنات تبدیل شد. انگار فیلمها برای درک شدن نیازمند عبور از زمان پخش و اکران و محتاج مرگ کارگردانها هستند. اما چه در حملات بیدریغ و بیمحابای همزمان با نمایش این آثار و چه در ستایشهای پردریغ سالهای بعد، نوشتهها درباره فیلمهای علی حاتمی از کلیشههای تولید متن فارسی در ادبیات سینمایی تبعیت کرده و از حلالمسائل فیلمها فراتر نرفتهاند.
کمتر نویسنده فارسی سعی کرده تا فیلمها و سریالهای علی حاتمی را بهعنوان نمونههای فارسی درامهای موزیکال، تاریخی، زندگینامهای، ملودرامهای عاشقانه و خانوادگی و تریلرهای جنایی از منظر الگوهای ژنریک و دیدگاه قراردادهای قصهپردازی ایرانی و مسیر تکاپوهای شخصی تقسیم و تعریف کند؛ درحالیکه این فیلمها و سریالها متون قابلتوجهی برای بازخوانی هنر اول داستانگویی فارسی یعنی نقالی فراهم میکنند.
در قبض و بسطهای ژانری و خوانشهای متکی بر قراردادها، آثار حاتمی مانند نقلهای یک نفرهای هستند که صحنه و بازیگران برایش پردههایی برای مراجعهاند. در پردههای نقالی بههمریختگی ابزاری است برای ایجاد فضایی
سهپردهای روایی برای نقال تا توجه مخاطبان را به نقاط مختلف پرده سوق دهد. تاریخ و افسانه، در کلیت پرده، شخصیتها و برخوردها در پرده دوم و جغرافیای پرده همراه با سخنها و جزئیات صحنهها و لباسها در پرده سوم، جایی در عمق پرده.حاتمی بهعنوان نقال - کارگردان موفقترین نقال و شکستخوردترین کارگردان در پروژه شخصیاش در بازتولید نمایش ایرانی محسوب میشود؛ موفقیت بهخاطر ستایشی که نصیب این تلاش شخصی شد و نامش را جاودانه کرد و شکست بهدلیل ادامه نیافتن پروژه پس از مرگش توسط کارگردان دیگری. روی سنگ مزارش نوشتهاند آیین چراغ... .