پل را بالا نبر رودخانه را پایین بیاور
جشنواره فجر با جداشدن بخش بینالملل سبکبالتر به مسیرش ادامه میدهد
مسعود پویا
جشنواره فیلم فجر جز در نیمه دوم دهه60 و مقاطعی از دهه70، بیشتر بهعنوان رخدادی ملی مطرح بوده تا جهانی. در نیمه دوم دهه60 تشنگی علاقهمندان سینما به تماشای فیلمهایی که در دسترس عموم نبودند، با ریلگذاریهای مدیریت وقت سینما همراه شد و نتیجهاش رونق و استقبال مخاطبان جشنواره از فیلمهای کلاسیک و کشف تارکوفسکی و پاراجانف بود. صفهای طولانی مقابل سینما عصرجدید در جشنوارههای ششم و هفتم برای بخش مرور آثار تارکوفسکی و پاراجانف و خاطره جمعی تماشای «پول» روبر برسون در همین سالها، محصول اتمسفر فرهنگی دهه 60 و کوشش برنامهریزان فیلم فجر، برای تجدید خاطرات فستیوال جهانی فیلم تهران بود. البته فستیوال جهانی فیلم تهران بهعنوان معتبرترین جشنواره سینمایی قاره آسیا در دهه70 میلادی با اهداف، چشماندازها و ویژگیهایی متفاوت از آنچه جشنواره فجر برایش تدارک دیده، تاسیس شده بود. هدف برگزارکنندگان فستیوال تهران، برپایی جشنوارهای جهانی با تمام ابعادش بود و مدیران جشنواره فجر، بیش از هر چیز به فکر ویترینی برای نمایش تمام داشتههای سینمای ایران بودند. به این ترتیب جشنواره فجر حتی در دوران شکوفایی بخش بینالمللش هم بیش و پیش از هر چیز بهعنوان رخدادی ملی به رسمیت شناخته شد.
جشنواره فجر با تغییر مدیریت سینما مسیر عوض میکرد ولی تا سالها ساختاری را که برای بخش بینالمللش طراحی شده بود، حفظ کرد. بزرگداشت و مرور آثار فرانچسکو رزی و کنستانتین کوستا گاوراس در هجدهمین دوره جشنواره که با حضور ایندو سینماگر نامدار در تهران همراه شد یکی از آخرین نقاط اوج بهیادمانده از فجر بینالملل است؛ جشنوارهای که بخش بینالمللش در دهه80- عصر دسترسی آسان به محصولات سینمای جهان- از معنا تهی شده بود و ماجرای دادن سیمرغهایش به سفیر سوئیس و کاردار فرانسه که به نیابت از برگزیدگان نامدار جوایز روی سن میآمدند، معمولا با کنایه رسانهها مواجه میشد. در انتهای دهه80 همه میدانستند بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر، به یک شوخی تلخ با علاقهمندان سینما تبدیل شده و کوشش برای نگاه به شرق و کشف سینماگران گمنام کشورهای دور و نزدیک، حاصلی در برنخواهد داشت.
جشنواره جهانی فیلم فجر، از دل بنبست بخش بینالملل جشنواره بهوجود آمد؛ جشنوارهای که محصول فرهنگی سیاست تنشزدایی و میوه سینمایی برجام بود. پس از تجربه ناموفق دوره اول، از دوره دوم جشنواره جهانی فجر با دبیری رضا میرکریمی برگزار شد تا همانطور که مدیریت فستیوال تهران را سینماگری شناختهشده برعهده داشت، کارگردانی شناختهشده سکان هدایت جهانی فجر را عهدهدار شود. به این ترتیب جریان معروف به طیف خانه سینما که در سالهای ۸۸ تا ۹۲ بیشترین اختلاف و درگیری را با مدیریت سینمایی دولت دهم داشت، در دولت یازدهم عهدهدار برپایی جشنواره جهانی فجر شد. رضا میرکریمی و همراهانش با برپایی متمرکز جشنواره در چارسو و کوشش برای ارتقای سطح برگزاری و راهاندازی بخشهای جنبی- مثل کارگاههای آموزشی و تخصصی- کوشید برای فستیوال، مخاطب تربیت کند. برگزاری گعدهای جشنواره جهانی فجر، انتقادهایی بهدنبال داشت؛ انتقاد به تبدیل یک فستیوال به حیاطخلوت گروهی خاص و برگزاری گلخانهای رخدادی سینمایی، گرچه وارد بهنظر میرسید، اما نمیشد دستاوردهای جهانی فجر را هم انکار کرد. عضویت در فیاپف یکی از این دستاوردها بود. جهانی فجر هرگز فستیوال فیلم تهران نشد ولی هرچه بود از بخش بیکارکرد و تشریفاتی بینالملل جشنواره فیلم فجر بهتر بود.
سال سیاه کرونا که از راه رسید جشنواره جهانی فجر هم که حالا محمد مهدی عسگرپور دبیریاش را عهدهدار شده بود به کما رفت و در سالهای بعد هم با تغییر دولت، دست متولیان تازه به سمت دکمه «کنترل زد» رفت تا همهچیز به نقطه ابتدایی بازگردد. جشنواره فیلم فجر دوباره صفت بینالمللی به خود گرفت و جهانی فجر بهعنوان رخدادی مستقل به پایان راهش رسید. شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه ایران در آغاز قرن تازه شباهتی به آنچه در دهه80 شمسی شاهدش بودیم، نداشت و نتیجه اینکه اضافهکردن بخش بینالملل به جشنواره فجر، تنها روی کاغذ رخ داد. در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ هیچکس متوجه نشد که فیلمهای بخش بینالملل چگونه و در چه فرایندی انتخاب و داوری شدند و برای کدام مخاطب فرضی به نمایش درآمدند. در اقدامی منحصربهفرد در جهان، اسامی فیلمهای بخش بینالملل، بهصورت شب به شب رخدادی را رقم زد که سعی در انکار جایگاه واقعی خود بهعنوان جشنوارهای محلی را داشت.
با تغییر دولت، وقتی کشتیبان سینمای ایران هم تغییر کرد، قرار شد جشنواره جهانی فیلم فجر دوباره پرچم استقلالش را برافراشته کند و شیراز میزبان رخدادی شد که قرار بود فصل تازهای در کارنامه پرفرازونشیب این جشنواره رقم بزند؛ قضاوتکردن درباره ترکیب فیلمهای پذیرفتهشده در جشنواره و کیفیت برگزاریاش با کسانی که در آن ایام در شهر حافظ و سعدی این رخداد را دنبال کردند. آنچه در لانگشات مشهود بهنظر میرسد دشواری راه و طی طریق در مسیری پرسنگلاخ است. راستش را بخواهید با این سیاستگذاریهای مقطعی، ترسیم چشماندازی روشن برای جشنوارهای که حالا میزبان هم عوض کرده، اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار است. اما در مورد جشنواره ملی فیلم فجر، نمیتوان تردید داشت که بدون زائده بخش بینالملل، سبکبالتر به حرکتش ادامه میدهد. همین که در بهمنماه قرار نیست در یک بستر به 2 رؤیا اندیشیده شود، باید غنیمت شمرد.