در وقایع سرنوشتسازی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357شد، تقریبا بیشتر گروههای سنی به نوعی نقش داشتند و نوجوانان بهعنوان یک گروه سنی حساس و پرشور در آن مقطع شاهد بسیاری از وقایع بوده و در برخی از آنها نقش مؤثری داشتند. این موضوع از چشم داستاننویسان مطرح کشورمان هم دور نمانده و در بخشی از آثار آنها، روایتهای خواندنی از حضور نوجوانان در وقایع انقلاب اسلامی ایران بیان شده است. برای آشنایی با روحیات نوجوانان در سالهای پایانی دهه50 در کشورمان و نقشی که این قشر در وقایع انقلاب اسلامی داشتند، تعدادی از رمانهای مطرح فارسی با موضوع نوجوانان و انقلاب اسلامی را مرور میکنیم.

سنگاندازان غار کبود
حرکتهای خودجوش انقلاب
کتاب«سنگاندازان غار کبود» نوشته داوود غفارزادگان، داستان پناهدادن به سربازان فراری از پادگانهای رژیم پهلوی در غاری به همین نام را روایت میکند. این کتاب که از سوی انتشارات سوره مهر منتشر و بارها تجدیدچاپ شده است، روایتی از روزهای انقلاب اسلامی و فعالیتهای انقلابی شخصیتهای نوجوان است. قصه کتاب به روزهای قبل از انقلاب اسلامی برمیگردد.
نوجوانی به نام صیاد در مرکز داستان قرار دارد و همه وقایع در زمانی کوتاه اتفاق میافتد. آنها با کمک دایی صیاد که ترلان نام دارد میخواهند عدهای از بچههای یک روستا را از دست امنیهها فراری دهند اما حین این کار اتفاقاتی رخ میدهد که باعث رقمخوردن روزهای سختی برای صیاد و مردم آن روستا میشود.
این اتفاقات با تیرخوردن یکی از اهالی روستا که برای کمک به سربازفراریها رفته بود شروع میشود. کتاب، به نوعی تصویرگرحرکتهای خودجوش مردمی در سرآغاز انقلاب و در سالهای 1355و 1356 است؛ داستانی که با بهرهگیری از زبانی ساده، اما غنی از واژگان، مضامین عمیقش را در زیرساختهای خود مطرح میکند. نویسنده توانمندیاش را در شخصیتپردازی و فضاسازی به خوبی نشان داده و در هیچ کجای داستان بلند خود، مخاطب را از روایت قصهاش خسته و دلزده نمیکند. بر این اساس میتوان کتاب «سنگاندازان غار کبود» را یکی از بهترین رمانهای نوجوان در زمینه انقلاب اسلامی دانست؛ داستانی با دیالوگهای درخشان که متکی بر شناخت نویسنده از شخصیتها و همچنین فرهنگ بومی و سنتهای روستایی آنهاست. غفارزادگان داستانش را با نثری ریزبافت و کلامی سحرکننده آغاز میکند؛ کلامی که در همان جملههای نخستین، مخاطب را مجذوب شنیدن قصهای میکند که پر از فراز و فرودهای بسیار است؛ کشمکشهایی که در پس آرامش این جملات نهفته است. داوود غفارزادگان در این کتاب، قصهگوی چیرهدستی است، با تسلطی شگرف در وصف آدمها و فضاهای عینی و ذهنی داستانش.
کلیت کتاب «سنگاندازان غار کبود»، داستان پنهانشدن سربازان فراری از پادگانهای رژیم پهلوی در غاری به همین نام را روایت میکند، اما این داستان جزئیات خواندنی بسیاری هم دارد. قصه که به روزهای قبل از انقلاب اسلامی برمیگردد، از منظر 2نوجوان روستایی روایت میشود و همه وقایع در زمانی کوتاه اتفاق میافتد. این رمان از مجموعه کتابهای طلایی انتشارات سوره مهر محسوب میشود وعنوان اثر برتر سیزدهمین جشنواره کتاب کودک و نوجوان را در بخش انقلاب اسلامی و امامخمینی(ره) بهخود اختصاص داده است.

فصل پنجم: سکوت
ادبیات نوجوانانه انقلاب اسلامی
کتاب«فصل پنجم سکوت» نوشته محمدرضا بایرامی، با موضوع نوجوانان و انقلاب اسلامی است که از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است. شخصیت اصلی داستان، «مرتضی» پسر 17ساله و ملقب به «مرتضی گاری» است که در جنوب شهر در منطقه فقیرنشین به اتفاق پدر و مادرش زندگی میکند. پدر و مادر نسبت به تحصیل او بیتفاوت هستند و مرتضی در کلاس چهارم مشغول به تحصیل است. او بیشتر اوقات خود را به همراه دوستانش به خوشگذرانی، فوتبال، خلافهای کوچک و... میگذراند. روزی بهطور اتفاقی «فرشته»، دختر نوجوان محلّه را میبیند و او را ناخواسته تعقیب میکند. فرشته به بازار و سینما سر میزند. در فرصتی، مرتضی فرشته را از وجود موتورسواری که در تعقیب وی است مطلع میکند و باعث فرار فرشته میشود. مأموران رژیم شاه مرتضی را دستگیر میکنند، بیآنکه بدانند موضوع چیست؟ او مورد بازجویی قرار میگیرد و کمکم به اسرار مهم فعالیت سیاسی فرشته پی میبرد. مرتضی کمکم با مرور خاطرات خود و بازبینی اتفاقاتی که ساده از آنها چشمپوشی کرده بود، به حقایق جدیدی میرسد. روایتهای بایرامی در این داستان بلند با وجود ساختار نوجوانانهاش، تودرتو و در عین حال به هم پیوسته است. او در لایه به لایه داستانش با شناساندن شیوه زندگی پسرک و دوستانش، سرگرمیها، شغل و حتی نوع درسخواندن آنها، ضمن ترسیم دقیق محیطزیستی و اجتماعی بخشی از پایتخت ایران در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به خلق شخصیتهایی نایل آمده است که تا پیش از این کمتر میشد در ادبیات نوجوانانه انقلاب اسلامی از آنها سراغی گرفت؛ شخصیتهای دوست داشتنی و اتونکشیده که قابل لمس و درک هستند. میتوان باور داشت که «فصل پنجم: سکوت» یک جهش تازه از سوی نویسندهاش به ادبیات نوجوانانه است.

زمستان بیشازده
تحولات انقلابی
کتاب «زمستان بیشازده» نوشته فاطمه نفری از آثار داستانی با محوریت حوادث تاریخی دهه 50 شمسی است که بخشی از وقایع آن دوران را برای مخاطبان نوجوان و از منظر شخصیتهای داستانی نوجوان روایت میکند. این کتاب، داستان نوجوانی به نام رضا را به تصویر میکشد که در جریان انقلاب اسلامی دچار تغییر و تحول درونی خود میشود. از این رمان که برای گروه سنی مخاطبان نوجوان تألیف و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده، در هفتمین جشنواره داستان انقلاب تحت عنوان جایزه امیرحسین فردی که توسط حوزه هنری برگزار میشود تقدیر شده است. بخشی از این کتاب شامل واگویههای رضا، شخصیت اصلی داستان است. رضا که بنا به خواست مهندس، دیگر شخصیت داستان میخواهد میکروفیلمی را بهدست فرد دیگری برساند، از نیروهای ساواک و دستگیرشدن توسط آنان هراس دارد و دلیل واگویههایش هم این است که تردید دارد این کار را انجام بدهد یا نه. در نهایت رضا با یادآوری لطفها و محبتهایی که مهندس در حق او و خواهرش کرده بود از انداختن میکروفیلم در آبانبار پشیمان میشود و تصمیم میگیرد کاری را که مهندس از او خواسته بود انجام دهد. در بخش دیگری از کتاب زمستان بیشازده، قصه رضا و 2دوستش به نامهای محسن و فرید نقل میشود. فرید و پدرش که گویا از طرفداران شاه هستند، گزارش افرادی را که شبانه به در و دیوار اعلامیه میچسبانندبه گوش ساواک میرسانند. بحث و مجادله بین رضا و محسن با فرید درمیگیرد که به جرم این کار او را بازخواست میکنند.

و دستها از خاک روییدند
روایت روزهای سخت
کتاب «و دستها از خاک روییدند» نوشته سوسن طاقدیس و منتشرشده از سوی انتشارات سوره مهر از آن دست آثاری است که با زبانی ساده اما سرشار از تصویر و استعاره، قصه بزرگشدن، رویش و امید را در بطن شرایط سخت روایت میکند. طاقدیس که سالها در حوزه ادبیات کودک و نوجوان قلم زده، در این اثر نیز نشان میدهد چگونه میتوان از مواد خامی مانند درد، فقر، کار و رؤیا، روایتی آفرید که هم خواننده نوجوان را جذب کند و هم خواننده بزرگسال را به فکر فرو ببرد. داستان حول محور کودکانی شکل میگیرد که در کارگاههای کوچک و فضاهای فراموششده در پیش از انقلاب سال 1357کار میکنند؛ جاهایی که کورسوی روشناییاش نه از پنجرههای بزرگ میتابد و نه از سیاستهای حمایتی بلکه از امیدی است که میان جمع آنها دستبهدست میشود. شخصیتهای اصلی کتاب در نگاه اول کودکانیاند درگیر کار روزمرّه و ملالآور اما همین شخصیتها به مرور به نمادهایی از مقاومت نرم تبدیل میشوند؛ مقاومتی نه پرسروصدا یا شعاری بلکه با تکیه بر همبستگی و خیال. طاقدیس با نگاهی دقیق به ظرایف رفتارهای کودکانه و روابط میان بچهها، جهانی میسازد که در آن فانتزی و واقعیت، مانند دو نخ درهمتنیده، پیش میروند. یکی از نقاط قوت کتاب، ریتم آرام و حسابشده روایت است. نویسنده به جای آنکه از همان ابتدا درام را به نقطه اوج ببرد، زمان میدهد تا خواننده بو و مزه آن محیط را حس کند: صدای دستگاهها، سردی آهن، خاک روی لباسها و درعینحال برق چشمان و عشق به بازی و رؤیا. در روایت طاقدیس، کارِ کودک و استثمارِ جهانِ بزرگسالان شعار نیست بلکه در جزئیترین لحظهها و کلیشهنشدهترین صحنهها خود را نشان میدهد. از همین رو اثر او نه گزارش است و نه خطابه، بلکه ادبیات است؛ ادبیاتی در خدمت تصویرکردن واقعیتی تلخ که با نقطههایی از نور آغشته میشود.

انگشت مجسمه
مبارزان مخالف رژیم پهلوی
کتاب«انگشت مجسمه» داستان بلندی به قلم فرهاد حسنزاده و منتشرشده از سوی انتشارات سوره مهر است که ماجرای آن به دوران قبل از انقلاب اسلامی مربوط میشود. شخصیت اصلی داستان پسری به نام جمیل و از مبارزان مخالف رژیم پهلوی است.
پدر او در سال 1342به شهادت رسیده و او درمییابد داییاش در دستگیری و شهادت پدرش دست داشته است. به همین سبب دنبال فرصتی برای انتقام میگردد و اتفاقات بعد از آن در همین راستا پیش میآید. گذشته برای جمیل تاریک و مبهم است اما کشف حقیقت نیز وجودش را روشن نمیکند. در شبهای حکومت نظامی، مردی غریبه به خانه آمده که مادرش او را دایی اشرف معرفی میکند و همهچیز از حضور همین غریبه آشنا آغاز میشود که روزگاری سرهنگ سازمان امنیتی رژیم شاه بوده و جمیل خیلی زود از پس تردیدها، نفرتها و جستوجوهایش درمییابد که او قاتل پدرش بوده است.
انگشت مجسمه کشمکشهای درونی جمیل است برای انتقام؛ اما داییاشرف، فقط قاتل نیست، برادر مادری است سختی کشیده که دلش برای همه حتی قاتل شوهرش میسوزد. این دوگانگی، نقطه پرکشش داستان نویسنده است؛ نقطهای که جمیل را با همه ابعاد شخصیتی و عواطف درونیاش تصویر میکند؛ جایی که باید میان دوست و دشمن مرزی بگذارد. نویسنده خوب میداند که این انتخاب چه دوراهی دشواری است؛ وقتی که دشمن، نزدیکترین فرد به تو باشد.
آدمها در این کتاب با لهجه جنوبی حرف میزنند و دیالوگهایشان فضای جغرافیایی را صمیمیتر و ملموستر میکند. این اثر سرگذشت جباریتی است که از آن جز انگشت سیمانی مجسمهاش در دست کودکان چیزی نمیماند؛ انگشتی که در پایان داستان، صورت داییاشرف را نشانه میرود که از سرسپردههای صاحب همان انگشت بوده است. این کتاب ازجمله رمانهای نوجوان فرهاد حسنزاده محسوب میشود که با نگاهی سینمایی به نگارش درآمده است. گویا ذهنیت نویسنده به روایت و داستان، ذهنیتی تصویری است؛ مثل اینکه در جایگاه یک کارگردان دوربین را در جای مناسب قرار داده و با بهکارگیری اصطلاحات و بهتصویرکشیدن صحنهها و حوادث، عینیت خواننده به واقعیت را تثبیت بخشیده است. در بخشی از کتاب میخوانیم: «روزنامه، توی دستهای دایی مچاله شده بود. جمیل جا خورد. بهجای اینکه کار را بهتر کند، بدتر کرده بود. نمک پاشیده بود روی زخم. روزنامه را از دستش گرفت و کناری گذاشت. پشتی را مرتب کرد و یک استکان چای برایش ریخت و او را آرام کرد. حالا دیگر به چشم یک مهمان به او نگاه میکرد؛ مهمانی که درد کشیده بود و حرمتش واجب بود.»
دو شنبه 6 بهمن 1404
کد مطلب :
271450
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/oQOvX
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved