علیرضا زادبر*
برخلاف جنگ ۱۲روزه و شب ۲۳خرداد، ایران در اوج آمادگی است و عبارت دستها روی ماشه و موشکها روی اهداف تنظیم شده است، اصلا یک بلوف تبلیغاتی نیست. این بار قرار نیست جلسهای تشکیل شود تا فرماندهان دستورها را صادر کنند. دستورها صادر شده و در سراسر شهرهای ایران منتظر شروع بازی هستند.
فضای فکری فرماندهان نسبت به مدل جنگ و ماهیت جنگ، نسبت به قبل از جنگ ۱۲روزه دچار تغییرات اساسی شده است.
در جنگ آتی دیگر قرار نیست فقط منتظر خبر شلیک موشکها باشیم. با تدبیر فرمانده باتدبیر و آگاه ایران، عمده تجهیزات و امکانات ایران اصلا در جنگ ۱۲روزه رونمایی نشد. مهمترین دلیل آن حفظ داراییها و نیروها برای جنگ اصلی پیش رو با آمریکا بود.
اگر تا چندماه قبل نوعی احتیاط در مواجهه و درگیری مستقیم و زدن ضربات مرگبار به آمریکاییها وجود داشت، اکنون نوعی اجماع در میان فرماندهان و تصمیمگیران بهوجود آمده که استراتژی گذشته دیگر جواب نمیدهد و درگیری اجتنابناپذیر است و لذا در این درگیری احتمالی آمریکا و شخص ترامپ باید ضربات سخت دریافت کند؛ ضرباتی که باید صدا و تبعاتش به حدی باشد که هم باعث عقبنشینی آمریکا از منطقه شود و هم باعث مفتضحشدن ترامپ در آمریکا و شکست جمهوریخواهان در انتخابات آتی کنگره.
نزدیکشدن ناوهای آمریکا به ایران بیش از اینکه کنشی تهاجمی علیه ایران باشد، کنشی تدافعی است. اتفاقا دور شدن ناوهای آمریکا از آبهای ایران و تیررس موشکهای تاکتیکی و پهپادها و شهپادهای انتحاری، سیگنال آمادگی تهاجم آمریکا به ایران است.
ایران نه ونزوئلاست، نه سوریه، نه لیبی، نه عراق، نه افغانستان. ساختار نظامی و فرماندهی، پشتوانه مردمی و توانمندی آفندی ایران قابل مقایسه با هیچیک از این کشورها نیست.
آمریکا هم آمریکای آن سالها نیست و بهرغم تمام رجزخوانیهای رسانهای، ارتش آمریکا دیگر آمادگی و علاقه برای ورود به جنگ طولانی، گسترده، منطقهای و پرهزینه ندارد. نهتنها آمریکا بلکه تمام متحدان منطقهای او علاقه و آمادگی برای رویارویی به چنین سناریویی ندارند.
اکنون طرح تجاوز نظامی آمریکا به ایران، یک طرح سوخته و تاریخ مصرف گذشته است. این حمله قرار بود بلافاصله در میان آشوبهای خیابانی و جنگ شهری مزدوران موساد و سیا بهعنوان مکمل عملیات تسخیر شهرها انجام شود که بهدلیل شکست آشوبهای خیابانی، عدمدستیابی به اهداف تعریفشده، ضربه جدی به هستههای تروریستی سازماندهی شده و ترس و تردید آمریکا از تبعات و نتایج حمله به ایران، انجام نشد. بعد از این هرگونه تلاش برای کلیدزدن مجدد آن بهمراتب پرهزینهتر، پیچیدهتر و با تبعات بیشتر است.
در واقع آمریکا و ترامپ بهرغم تصویری که از خود نشان میدهند اکنون در موقعیت نشستن روی اره قرار گرفتهاند و بهدنبال خروج آبرومندانه از این وضعیت هستند.
در موقعیتی قرار گرفتهاند که اگر کاری نکنند دربرابر دلبستگان کمکهایشان سرزنش خواهند شد و شاهد سرخوردگی سربازان بیوطنشان خواهند شد و اگر حمله کنند وارد یک جنگ تمامعیار و پرهزینه با نتیجه نامشخص آنهم در سال سرنوشتساز انتخابات میشوند.
براساس نکات فوق، آرایش و تحرکات فعلی آمریکا در منطقه در درجه اول کنشی تدافعی در برابر حمله پیشدستانه ایران به پایگاهها و داراییهایشان در منطقه است. آمریکاییها بهدرستی خبردار شدهاند که دستها روی ماشه و اهداف تعیین شده است.
به حول و قوه الهی شکست آمریکا در دستیابی به اهدافش در این جنگ (تسلیم یا تغییر نظام ایران) و آتشبس و عقبنشینی از جبهه جنگ، روند تحولات خاورمیانه را مجددا به نفع ایران و محور موحدین در برابر محور مشرکین و کفار تغییر خواهد داد.
*محقق و تحلیلگر سیاسی
یکشنبه 5 بهمن 1404
کد مطلب :
271434
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/1r99m
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved