ساعدینیا؛ با مردم یا بر مردم؟
مگر میشود هزارهزار میلیارد ثروت داشت، آن هم با اموال مردم، اما باز هم از شرایط ناراضی بود و مردم را به اغتشاش و خسارت به اموالعمومی تشویق کرد؟ بله میشود؛ شاهد مثالش «محمد ساعدینیا»، مالک برند ساعدینیا.
یک مجتمع گردشگری لاکچری در جاده تهران- قم، به اسم «مهر و ماه» به وسعت بیش از 8هزار مترمربع،
بیش از 10کافی شاپ در شهرهایی مثل تهران و قم و شیراز،
یک برند سوهان پزی
و 2شرکت صنایع غذایی به اسمهای «آریا شهد» و «شکوه شهد نیک»
تنها بخشهایی از ثروت افسانهای ساعدینیا هستند.
داراییهایی که بعضی گزارشها ارزش آنها را دستکم 3هزار میلیارد تومان تخمین زدهاند؛
چیزی در حد خسارات مادی واردشده به تهران در جریان اغتشاشات اخیر که شهردار پایتخت آن را حدود ۳هزارمیلیارد تومان ارزیابی کرد.
ساعدینیا با این همه ثروتش اما باز هم ناراضی است؛
یکی از کافههای متعلق به او همزمان با آغاز اغتشاشات، در اینستاگرام اعلام کرد که بسته است و فعالیتی ندارد؛ همین هم باعث شد تا دستگاه قضایی او را احضار و کافهاش را تعطیل کند.
اما یک سؤال؛ ساعدینیاچطور توانسته در جاده منتهی به قم، مجتمع گردشگری تاسیس کند که کلی نهاد حاکمیتی مثل اداره کل راهداری و بخشداری و پلیس باید برای مجوزش نظر بدهند؟
راستی برندهای حقوقی متعلق به ساعدینیا چطور توانستهاند تا پایان شهریور امسال، ۱۵۳ میلیارد تومان وام دریافت کنند؛
آن هم تنها از یک بانک کشور؟
مضحکه عام و خاص
لمپنیسم اپوزیسیون سلطنتطلب و در رأس آن رضا پهلوی به حدی رسیده است که رسانههای مختلف خارجی آن را مسخره میکنند و نقدهای جدی به آن وارد میسازند.
الجزیره در واکنش به این پیام پسر شاه مخلوع که گفته بود به ایران بازمیگردم، نوشت: این مرد ۶۵ساله(!) تاریخی را [برای بازگشت به ایران] مشخص نکرده است و هنوز مشخص نیست که آیا به او اجازه ورود به ایران داده خواهد شد یا نه و بهعنوان یک سیاستمدار مخالف با چه پیامدهایی روبهرو خواهد شد.
دینا اسفندیاری، سرپرست بخش خاورمیانه بلومبرگ اکونومیک گفت که اکثر چهرههای اپوزیسیون، خارج از کشور هستند و واقعا «کاری اساسی» انجام ندادهاند. او افزود که کسی مانند پهلوی «چهرهای بسیار تفرقهانگیز است و ایرانیان را بهطور قابلتوجهی دچار تفرقه خواهد کرد.»
شبکه خبری سیانان نیز درمورد رضا پهلوی اخیرا نوشته است: رضا پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه اصرار دارد که یک رهبر انتقالی خواهد بود و مایل است ایران را به سمت آیندهای دمکراتیکتر هدایت کند، اما پس از 4دهه، او هنوز برای ایجاد یک ائتلاف تلاش میکند و حتی نامزد موردعلاقه ترامپ نیست.
قطعی اینترنت؛ راحتترین راه غرب در بحرانهای سیاسی
میگویند چون جمهوری اسلامی ضعیف شده و نمیداند چگونه با اغتشاشات برخورد کند، دست به راحتترین کار، یعنی قطع اینترنت میزند؛اما آیا قواعد برخورد با وضعیت بحرانی، مختص جمهوری اسلامی است؟
وقتی به رفتار «دولتهای بهاصطلاح دمکراتیک» در بحرانهای سیاسی و اجتماعی نگاه میکنیم، میبینیم قطع کردن اینترنت یا اختلال در آن، دستکم یکی از گزینههای روی میز آنهاست.
مثلا برویم به 5سال پیش؛ به ایالت مینه سوتای آمریکا؛ جایی که پلیس این ایالت، سیاهپوستی به نام «جورج فلوید» را کشت و جرقه اعتراضات گسترده در سراسر ایالات متحده در اعتراض به نژادپرستی را زد.
اعتراضات آنقدر بیخ پیدا کرد که دولت آمریکا مجبور شد در تعدادی از شهرهای بزرگ مثل شیکاگو، لسآنجلس و هیوستون، اینترنت را محدود کند.
در فرانسه، قلب دمکراسی غرب هم وضع همینطور است.
مثلا در جریان اعتراضات سال 2023، وزارت کشور فرانسه بیانیه داد و اعلام کرد برای «حفظ آرامش و امنیت عمومی»، به یکسری اقدامات «استثنایی و فوقالعاده» ازجمله «محدود کردن دسترسی به اینترنت برای محلههای خاص در ساعات شب» دست خواهد زد.
انگلیس را هم فراموش نکنیم؛ کشوری که به دمکراسی پارلمانیاش مینازد.
برویم به 15سال پیش؛ اکتبر 2011؛ قلب شهر لندن؛ جایی که هزاران نفر از مردم این شهر اعتراضات دامنه داری به نظام سرمایهداری برگزار کردند؛اعتراضات آنقدر زیاد شد که «دیوید کامرون» نخستوزیر وقت انگلیس صراحتا به اعضای پارلمان این کشور گفت که «دولت در تلاش است تا بهنحوی جلوی اینترنت را بگیرد».
روایت خبر
در همینه زمینه :