جای این مدل دانشجو زندان است!
اواخر دهه90 نام علی یونسی در شبکههایی مثل اینترنشنال، منوتو و صدای آمریکا بهعنوان یک نخبه مدالآور المپیاد علمی مطرح میشد که در زندانهای جمهوریاسلامی عمرش به هدر میرود. اما در روزهای گذشته بالاخره بعد از گذشت چندین سال پرده برافتاد و واقعیت مشخص شد. زندانی سیاسی نخبه آن روزهای شبکههای ماهوارهای و پیجهای اینستاگرامی، در بیانیهای اعتراف و تصریح کرد که از وابستگان سازمان مجاهدین خلق(منافقین) بود. این موضوع البته مسبوق به سابقه است، شبنم مددزاده، دانشجوی دیگری بود که در دهه 80بازداشت شد، در آن سالها نیز رسانههای ضدجمهوری اسلامی او را یک فعال دانشجویی ساده معرفی میکردند اما وقتی از زندان آزاد شد خود را به مریم رجوی رساند. جای دانشجو زندان نیست، اما جای دانشجویانِ تروریست مانند یونسی و مددزاده چیزی غیراز زندان نمیتواند باشد.
آریایی هستیم؛ عرب هم میپرستیم
«ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم» حتما این شعار به گوشتان خورده؛ ملغمهای از حماقت، بلاهت و بیگانگی از تاریخ ملی ایران که پهلویچیها به گفتنش افتخار میکنند. حالا خبر آمده که آنتن اینترنشنال که از بامدادان تا شامگاهان رضا پهلوی را بر سر میگذارد و با بستن «شاهزاده» و «prince» به ناف این بدشانسترین ولیعهد تاریخ شاهنشاهی ایران، قصد احیای نظم عقبمانده سلطنت در کشورمان را دارد، خودش توسط عربها اداره میشود. نشان به این نشان که اخیرا فایننشال تایمز در گزارشی نوشت که شرکت مادر اینترنشنال، مستقر در جزایر «کیمن» (جزایر مستقر در دریای کارائیب و تحت مالکیت انگلیس) و ذیل کنترل گروه سعودی «ریسرچاند مدیا» است که عملا یک پلتفرم رسانهای دولتی محسوب میشود. مالکان این شبکه نزدیک به یک میلیارد دلار طی 5 سال گذشته برای تأمین مالی این کانال هزینه کردهاند.3سال و 4ماه پیش وقتی ایران و عربستان با میانجیگری چین روابط خود را عادیسازی کردند، بعضی شنیدهها حاکی از این بود که تعطیلی اینترنشنال بهعنوان یکی از شروط ایران مطرح شده است. برای همین و مدتی پس از بازسازی روابط تهران-ریاض، خبرهایی درباره تعطیلی موقت یکباره دفاتر اینترنشنال در لندن منتشر شد که نشان میداد موجودیت این شبکه چقدر بیثبات است.
نمایش نتانیاهو در قلعه شقیف لبنان
ارتش اسرائیل در روزهای اخیر با انتشار تصاویری از اشغال «قلعه شقیف» در جنوب لبنان، این اقدام را یک پیروزی بزرگ معرفی کرده است. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که این عملیات بیشتر یک نمایش تبلیغاتی برای مصرف داخلی اسرائیل است تا یک دستاورد نظامی واقعی.
۱. اسرائیل توان تصرف کامل جنوب را ندارد
تحلیلگران ارشد نظامی اسرائیل اذعان کردهاند که ارتش این رژیم قادر به تصرف و کنترل کامل مناطق جنوب لبنان نیست. مهمترین دلایل عبارتند از:
جغرافیای دشوار: به محض عبور نیروهای اسرائیلی از رود لیتانی، با جنگلهای انبوه و کوهستانهای صعبالعبور مواجه میشوند. خطوط تدارکاتی زمینی عملا از کار میافتد و حتی نیروی هوایی هم برای رساندن آب و سوخت به مشکل برمیخورد.
تاکتیک جدید مقاومت: برخلاف گذشته، حزبالله دیگر در قلعهها و سنگرهای ثابت تحصن نمیکند. روش جدید شامل استفاده از تونلها، جنگلها و حملات غافلگیرکننده با پهپادهای فیبر نوری و موشکهای کوتاهبرد است. ارتش اسرائیل پاسخی به این شیوه جنگ فرسایشی ندارد.
۲. بسیاری از اقدامات اسرائیل در جنوب نمایشی است
تحلیلها نشان میدهد که جشن پیروزی اسرائیل بر فراز قلعه شقیف، بیشتر یک فیلم تبلیغاتی برای راضی نگه داشتن افکار عمومی داخلی و پوشش دادن شکستهای دیگر (مانند ناکامی در مقابل ایران) بوده است.
قلعه خالی بود: «آوی اشکنازی»، تحلیلگر ارشد نظامی اسرائیل فاش میکند که وقتی نیروهای اسرائیلی به قلعه رسیدند، «محل کاملا خالی بود و حزبالله از قبل آن را تخلیه کرده بود».
یک معلم تاریخ، نه یک سنگر جنگی: کاربران لبنانی در شبکههای اجتماعی تأکید میکنند که قلعه شقیف یک دژ تاریخ و معلم گردشگری است، نه یک پایگاه نظامی پر از جنگجو. سربازان اسرائیلی بدون زرهپوش و با پای پیاده از پشت به آن نفوذ کردهاند تا فقط تصویربرداری کنند.
۳. ماجرای قلعه و جنگل کوهستانی
کلید اصلی ماجرا اینجاست: قلعه شقیف در لبه یک جنگل کوهستانی بسیار انبوه و صعبالعبور قرار دارد.
حزبالله عمدا قلعه را خالی کرده تا ارتش اسرائیل را به دام بیندازد. حالا نیروهای اسرائیلی در یک قلعه نمادین گیر افتادهاند، اما جرأت نمیکنند وارد آن جنگل تاریک و ناهموار شوند چون میدانند که در آنجا با کمینها و حملات چریکی مرگباری مواجه خواهند شد.
تصرف یک نقطه در آستانه یک جنگل، بهمعنای کنترل آن جنگل نیست. در عمل، بلافاصله پس از استقرار اسرائیل در قلعه، حملات موشکی و پهپادی حزبالله به شهرکهای اطراف مانند «المطله» و «نهاریا» افزایش یافته است.
چه خواهد شد؟
اگر اسرائیل در قلعه بماند، در باتلاق جنگ فرسایشی غرق خواهد شد.
اگر عقبنشینی کند، شکستی دیگر به پرونده خود اضافه کرده است.
پیشروی به درون جنگلهای پشت قلعه نیز بسیار مرگبار و پرخطر است.
بهعبارت ساده، قلعه شقیف به جای یک پیروزی، تبدیل به یک دام جغرافیایی شده که اسرائیل را دوباره به همان باتلاقی کشانده که ۲۵ سال پیش با تحقیر از آن گریخت.
ایران تا الان برای حمایت از حزبالله چه کرده است؟
وقتی درباره حمایت ایران از حزبالله حرف میزنیم، دقیقا درباره چه چیز حرف میزنیم؟
1 ایران، لبنان را وارد متن اصلی مذاکرات و آتشبس کرد؛ یعنی از نگاه تهران، لبنان بخشی از معادله مستقیم تقابل با آمریکا و اسرائیل است، نه یک پرونده فرعی.
2 از آن طرف، سردار قاآنی بارها از «اتاق فرماندهی مشترک مقاومت» حرف زده؛ یعنی تصمیمات جبهه مقاومت بهصورت هماهنگ و یکپارچه گرفته میشود، نه جزیرهای و پراکنده.
3 در سطح کلانتر، راهبرد ایران فقط حمایت از حزبالله نیست؛ هدف، بریدن دست آمریکا از منطقه و فرسایش زیرساخت قدرت آمریکاست.
4 این اتصال فقط سیاسی هم نبوده؛ فرماندهان ایرانی کنار نیروهای حزبالله جنگیدهاند، شهید دادهاند و همزمان مسیر پشتیبانی تسلیحاتی را حفظ کردهاند.
چالش دوگانه اسرائیل در برابر حزبالله
گزینه حمله گسترده به لبنان برای اسرائیل با محدودیتهای جدی روبهروست. چرا؟ حزبالله با برخورداری از تجربه طولانی در نبردهای فرسایشی، زیرساختهای دفاعی گسترده و توان موشکی قابلتوجه، همچنان یکی از مهمترین چالشهای امنیتی تلآویو بهشمار میرود. همین مؤلفهها موجبشده هرگونه عملیات گسترده نظامی با خطر افزایش هزینههای انسانی، نظامی و سیاسی برای اسرائیل همراه باشد و دستیابی سریع به اهداف اعلامی را دشوار سازد. در عرصه سیاسی هم، تداوم مقاومت ایران در برابر فشارهای دیپلماتیک و مذاکرات مورد نظر آمریکا، امکان تمرکز کامل اسرائیل بر جبهه لبنان را محدود کرده است. در نتیجه، تلآویو همزمان در 2میدان نظامی و سیاسی با موانع جدی مواجه است؛ وضعیتی که تحقق اهدافی همچون مهار کامل حزبالله یا تغییر محاسبات راهبردی تهران را با چالشهای پیچیده و پرهزینه روبهرو میکند.
روایت خبر
در همینه زمینه :