• شنبه 11 بهمن 1404
  • السَّبْت 12 شعبان 1447
  • 2026 Jan 31
دو شنبه 29 دی 1404
کد مطلب : 271049
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nrzQY
+
-

روایت خبر

ده‌ها برابر فراتر از نمازجمعه نصر
در چنین شرایطی، طبیعی است که پروتکل‌های امنیتی پیرامون رهبر انقلاب ده‌ها برابر سخت‌گیرانه‌تر شود.
این فقط مختص ایران نیست؛ در بسیاری از کشورها، زمان و مکان جلسات عالی‌رتبه محرمانه می‌ماند، چند بار تغییر می‌کند، حتی رئیس‌جمهور و معاون اول کنار هم نمی‌نشینند‌ و وزرای کلیدی با فاصله مستقر می‌شوند.
اما در همین شرایط، سخنرانی عمومی و اعلام‌شده رهبر انقلاب در روز مبعث برگزار می‌شود؛
با زمان و مکان مشخص، 
با حضور مردم، 
و با آرامشی کم‌نظیر.
این آرامش مردم، اتفاقی نیست.
از یک اطمینان عمیق می‌آید،
اطمینانی که از رهبری به جامعه سرریز می‌شود.
سخنرانی ۱۹دی نیز همین پیام را تکرار کرد:
امنیت، فقط دیوار و گارد نیست؛
امنیت، اعتماد عمومی است.
و این صحنه‌ها فراتر از یک مراسم عبادی یا سیاسی‌اند؛
نمایش قدرت نرم جمهوری اسلامی‌اند، 
در برابر چشم جهان، 
و در برابر محاسبات دشمن.



تفاوت نیروهای میدانی جنگ ۱۲روزه با فتنه دی‌ماه
خیلی‌ها می‌پرسند:
اگر در جنگ 12‌روزه نیروهای میدانی دشمن شناسایی و دستگیر شده بودند، پس این حجم از نیروهای مسلح کف خیابان از کجا آمد؟
پاسخ روشن است:
ما با دو سطح کاملا متفاوت از نیروی دشمن روبه‌رو بودیم.
در جنگ 12‌روزه، پهپادهای اسرائیلی در داخل کشور مونتاژ می‌شدند. برای این مأموریت، کافی بود چند نیروی ساده اجیر شوند؛ نیروهایی که فقط چند کار محدود و از پیش طراحی‌شده انجام می‌دادند.
اما در فتنه پنجشنبه، ماجرا متفاوت بود.
اینجا با چریک‌های حرفه‌ای، آموزش‌دیده و هماهنگ مواجه بودیم؛
نیروهایی که در چند لایه نظامی و امنیتی ورود داشتند و با یک طرح از پیش طراحی‌شده عمل می‌کردند.
و درست همین‌جا نقطه تفاوت روشن می‌شود؛
چنین نیروهایی به‌طور طبیعی در رصد کامل نهادهای امنیتی قرار می‌گیرند.
آرامش سریع پس از جمعه اتفاقی نبود؛
نتیجه شناسایی دقیق همین شبکه‌ها توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) بود.
2میدان، 2سطح عملیات، 
و یک واقعیت مشترک:
دشمن هر بار شکست را از جایی می‌خورد که فکرش را نمی‌کند.



از این شهید غیرت چیزی شنیده‌اید؟
برخی از شهدای فتنه آمریکایی اخیر را می‌شود با یک واژه شناخت: غیرت.
یکی از آنها محمد یاوری است؛
مکانیک همه‌فن‌حریفی که در گلپایگان به «محمد کاترپیلار» معروف بود.
مرد ماشین‌های سنگین، مرد کار سخت، مرد دست‌های روغنی و دلِ صاف.
ایام اربعین، بی‌منت می‌آمد وسط میدان؛
بارها در این راه آسیب دید، اما عقب ننشست.
شب جمعه، وقتی آشوبگران مشغول تخریب مغازه یک آبمیوه‌فروش‌ بی‌گناه شدند، محمد جلو رفت.
نه با چوب، نه با سنگ...
با کلام.
گفت: این کاسب چه گناهی کرده؟
همین یک جمله کافی بود.
آنها که از غیرت بویی نبرده بودند، 
با هرچه در دست داشتند به جانش افتادند.
و محمد یاوری، 
در شب جمعه، 
میهمان ارباب بی‌کفن شد.
او نه سلاح داشت، 
نه شعار؛
فقط غیرت داشت...
و همین جرمش بود.‌

این خبر را به اشتراک بگذارید