2نگاه راهبردی دردل اغتشاش
محسن عرب؛ پژوهشگر رسانه
بعد از ۷ اکتبر یک خطای تحلیلی رایج شکل گرفت؛ اینکه جبهه مقاومت تضعیف شده و ایران در موضع انفعال قرار گرفته است. از سوی دیگر، برخی مشکلات داخلی اقتصادی نیز به این تحلیل پیوند زده شد و طمع آمریکا و صهیونیسم به ایران، نتیجه همین ضعف داخلی معرفی شد. این جریان معمولا در تحلیل فتنههای داخلی نیز کشور و مسئولان را به «اصلاحات بزرگ و ساختاری» فرا میخواند و ریشه تهدیدها را در ناکارآمدی درونی جستوجو میکند.
اما در مقابل، نگاه دیگری وجود دارد که هرچند مشکلات داخلی را انکار نمیکند، دقیقا به نتیجهای معکوس میرسد. این نگاه معتقد است که طمع آمریکا نه از ضعف ایران، بلکه از قدرت ایران، اثرگذاری منطقهای آن و تقویت جبهه مقاومت ناشی میشود. مهمترین راوی این نگاه، شخص رهبر انقلاب است؛ کسی که فتنههای داخلی را نه صرفا اجتماعی و اقتصادی، بلکه با عمق راهبردی و پیوند با طراحی دشمن میبیند. اخیرا دکتر ولایتی نیز ـ که سابقهای طولانی در سیاست خارجی دارد و تحلیلش در عرصه دیپلماتیک اغلب بهمثابه موضع رسمی نظام تلقی میشود ـ همین نگاه را در دل اغتشاشات بازخوانی کرد.
او دیپلماتی است که دههها در سطح عالی سیاست خارجی زیسته و وقتی میگوید ایران و جبهه مقاومت امروز قویتر از گذشتهاند، سخنش شعار نیست؛ یک ارزیابی راهبردی است.
منطق او ساده و روشن است؛ ایران را نمیزنند چون ضعیف است؛ میزنند چون در قله حرکت و پیشرفت ایستاده است. دشمن به کشوری که در حال فروپاشی است، حمله راهبردی نمیکند؛ به کشوری حمله میکند که در حال تثبیت جایگاه منطقهای و جهانی خود است.
ولایتی درگفتوگوی اخیر یک واقعیت مهم را یادآوری میکند و تصریح دارد که: «ایران و جبهه مقاومت بهمراتب قویتر از قبل هستند»؛ تحلیلی که در مواضع علی لاریجانی بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی و در مواضع دیپلماتیک سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز دیده میشود. به تعبیر علیاکبر ولایتی، ایران برخلاف تبلیغات رسانهای غرب، پس از حوادث اخیر قویتر جلوه کرده است. رهبری مقتدر، ملت یکپارچه و تشخیص دقیق میدان، معادله دشمن را بر هم زده است. به تعبیر او، اغتشاشات نه نشانه ضعف، بلکه نشانه اهمیت ایران در طراحی دشمن بود.
جبهه مقاومت نیز دقیقا در همین منطق معنا پیدا میکند. یمن پابرجاست، اما عربستان و امارات دچار شکاف شدهاند. عراق به سمت تقویت نیروهای حامی مقاومت حرکت کرده است. حزبالله با وجود شهادت فرماندهانش، تضعیف نشده، بلکه تثبیت شده است و فلسطین، در همه جغرافیاهایش، زنده و در حال پیشروی است.
پس چرا اینهمه فشار؟ چرا اینهمه تهدید؟ چرا اینهمه جنگ روایت؟ پاسخ روشن است: چون ایران ستون فقرات جبهه مقاومتی است که پروژه نظم آمریکایی ـ صهیونیستی را به چالش کشیده است. مشکل آمریکا و متحدانش با ایران، صرفا موجودیت نظامی یا اقتصادی نیست؛ مشکل آنها با «الگوی مقاومت» است؛ الگویی که نشان داده میتوان بدون تسلیم، بدون وابستگی و بدون سازش، در منطقه اثرگذار بود.
آنها میکوشند با روایت ضعف، ایران را بزنند اما خود شدت حملهشان، اعتراف به قدرت ایران است.
و شاید دقیقترین جمله در تمام این تحلیل همین باشد: ایران هرچه مقتدرتر شده، بیشتر هدف قرار گرفته است.